جام جم آنلاین – مهدی تارتار مقابل یکی از مدعیان باخت. حالا در هفته سوم بر خلاف هفتههای اول و دوم دیگر از او تعریف و تمجید نمیشود. اتفاقا عیار واقعی در دیدارهای بزرگ مشخص میشود و تارتار نخستین آزمون را باخت. حالا مهدی تارتار انتقادات زیادی را نسبت به خود میبیند که هر کدام جای بحث و بررسی دارد. یکی از انتقادات این است که او چرا از بازیکنان تیمش به درستی استفاده نمیکند؟ یکی از این مباحث هم به غل و زنجیر کردن بازیکنی مثل ایگور سرگیف روی نیمکت برمیگردد. اورونوف هم شرایط مشابهی دارد. این بازیکنان روی نیمکت حضور دارند تا یکی مثل پوریا شهرآبادی موقعیتهای مسلم گلزنی را از دست بدهد.
اورونوف؛ یک گزینه متفاوت
اورونوف اساسا بازیکنی نیست که بتوان از او انتظار داشت یک تنه ساختار تیم را عوض کند. ارزش اصلی او در شکستن خطوط دفاعی با حمل توپ، دریبل در فضاهای محدود و ایجاد برتری عددی در کنارهها است.
پرسپولیس مقابل تراکتور مشکل مهمی داشت. حملات این تیم بیش از اندازه قابل پیشبینی بود. توپ به کنارهها میرسید، اما در بسیاری از صحنهها بازیکنی وجود نداشت که بتواند با حرکت انفرادی مدافع روبهرو را از جریان بازی خارج کند.
اینجا اورونوف میتوانست یک گزینه متفاوت باشد.
او میتواند از سمت چپ وارد فضای بین مدافع کناری و مدافع میانی شود. میتواند با دریافت توپ بین خطوط چند متر جلو برود و حریف را مجبور به عقبنشینی کند. همین چند متر در فوتبال سطح بالا اهمیت زیادی دارد. وقتی یک وینگر بتواند دو بازیکن را درگیر کند، فضای بیشتری برای مهاجم و هافبکهای نفوذکننده ایجاد میشود.
البته یک نکته درباره اورونوف هم وجود دارد. این بازیکن در ماههای اخیر با مصدومیتهای متعدد روبهرو بوده و هنوز فاصلهای با بهترین نسخه خودش دارد. حتی در یکی از بازیهای این فصل که به عنوان یار تعویضی وارد زمین شد، نمایش او چندان درخشان نبود و گزارشهای فنی نیز به آمادگی نرسیدن او اشاره کردند؛ بنابراین نیمکتنشینی اورونوف در هفته اول یا حتی دوم قابل دفاع است. اما وقتی این تصمیم به بازی سوم و یک مسابقه بزرگ مقابل تراکتور میرسد تردیدها بیشتر میشود. به نظر میرسد مهدی تارتار در رابطه با نیمکت نشینی اورونوف چندان تصمیم درستی نگرفته است.
سرگیف؛ نیاز پرسپولیس
داستان ایگور سرگیف متفاوت است. او یک مهاجم هدف است و ویژگی اصلیاش با مهاجمان متحرک پرسپولیس تفاوت دارد. سرگیف میتواند مدافعان مرکزی را درگیر کند. در نبردهای هوایی شرکت کند. توپ را نگه دارد و به هافبکها اجازه بدهد به خط حمله اضافه شوند.
نکته مهم اینجاست که سرگیف در شروع فصل به دلیل یک مصدومیت جزئی در دسترس نبود. حتی پیش از هفته دوم گزارش شده بود که از نظر پزشکی به شرایط بازی رسیده است. پس اگر مشکل پزشکی دیگر وجود نداشته باشد کنار گذاشتن او در یک بازی بسته مثل مسابقه تراکتور و پرسپولیس منطقی به نظر نمیرسد.
پرسپولیس در تبریز به مهاجمی نیاز داشت که بتواند خط دفاع تراکتور را عقب بکشد و مدافعان را مشغول نگه دارد. علی علیپور مهاجم باکیفیتی است، اما وقتی تیم در خلق موقعیت مشکل دارد داشتن یک مهاجم با خصوصیات متفاوت روی نیمکت میتواند ابزار مهمی برای تغییر بازی باشد.
چرا تارتار این دو نفر را نمیخواهد؟
تارتار تفکرات تاکتیکی خودش را دارد و البته درباره مصدومیت سرگیف و اورونوف هم نمیخواهد تردید کند.
تارتار در شروع فصل به دنبال تیمی منظم و قابل کنترل بوده است. پرسپولیس او در سه بازی نخست بیشتر از آنکه به فوتبال پرریسک و هجومی متکی باش، روی ساختار تیمی و کنترل مسابقه حساب کرده است. اورونوف بازیکنی است که ذاتا ریسک میکند. توپ را میگیرد و به دل دفاع میزند. سرگیف هم یک مهاجم متفاوت است که حضورش میتواند شکل حمله را تغییر دهد؛ بنابراین ممکن است تارتار فعلا ترجیح داده باشد بازیکنانی را به میدان بفرستد که از نظر او وظایف تاکتیکی را دقیقتر اجرا میکنند. اما پرسپولیس در سه هفته نخست نشان داده که برای بازیهای بزرگ به تنوع هجومی بیشتری نیاز دارد. اورونوف میتواند عنصر خلاقیت و دریبل باشد و سرگیف میتواند عنصر قدرت و حضور در محوطه جریمه باشد.
تارتار تا اینجا تصمیم گرفته این دو خارجی را کنار بگذارد. شکست مقابل تراکتور باعث شده این تصمیم بیشتر از قبل زیر ذرهبین برود.
چون پرسپولیس برای قهرمانی فقط به بازیکنانی که نظم تاکتیکی را حفظ میکنند نیاز ندارد. به بازیکنانی هم احتیاج دارد که وقتی بازی قفل میشود بتوانند قفل را باز کنند. اورونوف و سرگیف دقیقا برای همین میتوانند مهم باشند.
رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیسجمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاهها هرچهسریعتر تسویه شود
مهدی پاشازاده: من غر زدن مربیان را دوست ندارم
گفتوگوی جام جم با مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران