بازدارندگی درون‌زا؛ از آگاهی جمعی تا شکست طراحی دشمن

حجت‌الاسلام دکتر محمدحسین پورامینی - مدیر حلقه نظام‌پردازی اسلامی در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
در ادبیات مرسوم امنیت بین‌الملل، همواره مؤلفه‌های سخت نظامی و موازنه قوا، ارکان بنیادین بازدارندگی انگاشته می‌شوند؛ اما در صحنه واقعی منازعات پیچیده و جنگ‌های ترکیبی، پایدارترین لایه صیانت ملی، برپایی «بازدارندگی درون‌زا» در بستر بلوغ شناختی و اراده جمعی یک ملت است.
کد خبر: ۱۵۶۸۹۱۴
نویسنده حجت‌الاسلام دکتر محمدحسین پورامینی - مدیر حلقه نظام‌پردازی اسلامی در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

فرارسیدن دویستمین روز از بعثت مردمی و استمرار حضور مسئولانه جامعه در صحنه، نمادی عینی از خنثی‌سازی راهبرد‌های مداخله‌جویانه و شکست پیوند شوم فشار خارجی و آشوب داخلی است.
در این نوشتار، ابعاد این موضوع به‌اختصار و در قالب چند نکته بررسی می‌شود:
۱. دولت تروریستی آمریکا و اذناب آن، پس از ناتوانی در دستیابی به اهداف از طریق سازوکار‌های نظامی، مرکز ثقل راهبرد خود را بر شوک‌های اقتصادی، انسداد معیشتی، مسدودسازی کانال‌های مالی و ایجاد عدم تعادل فراگیر در محیط داخلی متمرکز ساخته‌اند.
این سناریوی ترکیبی، به‌ویژه در قالب بسته‌های فشار اقتصادی، درصدد بوده است تا با ایجاد تکانه‌های ارزی و کالایی، آستانه صبر ملی را فرسوده کند و با ایجاد بحران‌های معیشتی دست‌ساز، ساختار سیاسی کشور را در موقعیت انفعال و تن‌دادن به شروط تحمیلی و نامشروع قرار دهد؛ با‌این‌حال، هوشیاری شناختی و بلوغ تاریخی جامعه، محاسبات خطی اتاق‌های فکر واشنگتن را به بن‌بست کشانده و تاکنون مانع از تحقق این گسست اجتماعی و سلب تعادل ملی شده است، به‌گونه‌ای که دشمن در تبدیل فشار حداکثری اقتصادی به اهرم تسلیم راهبردی کاملا ناکام مانده است.
۲. نقطه کانونی آگاهی جامعه در این مقطع تاریخی، توانایی تفکیک دقیق و هوشمندانه میان دشواری‌های عینی اقتصادی با منافع بنیادین، استقلال سرزمینی و تمامیت ارضی کشور است.
جامعه با درک عمیق از خطرات ژئوپلیتیکی و آگاهی از الگو‌های رفتاری قدرت‌های سلطه‌گر، به‌خوبی دریافته که هدف حریف نه پاسخ به مطالبات رفاهی، بلکه تجزیه کشور و انهدام امنیت فراگیر است؛ از همین رو اجازه نداده است بستر‌های نارضایتی طبیعی و دغدغه‌های معیشتی به سوخت موتور پروژه‌های براندازی، شبکه‌های نیابتی، گروهک‌های مزدور و عوامل آموزش‌دیده دشمن تبدیل شود.
۳. ۲۰۰ روز بعثت مردمی، منطق فضا و هندسه صحنه نبرد را به سود امنیت ملی دگرگون ساخت؛ عرصه‌ای که دشمن با سرمایه‌گذاری هنگفت تبلیغاتی درصدد تسخیر آن برای القای بی‌ثباتی فراگیر، بحران مشروعیت و ایجاد توجیه میدانی جهت تحمیل ضربات خارجی و اقدامات مداخله‌جویانه بود، به نماد عینی استحکام درونی، اقتدار هویتی و مانور باشکوه همبستگی ملی بدل شد.
این حضور مستمر، هوشیارانه و خودانگیخته در خیابان‌ها و تجمعات، همانند مؤثرترین واکسن اجتماعی عمل کرده که کالبد جامعه را در برابر ویروس عملیات روانی، رعب‌آفرینی‌های کاذب، توهم فروپاشی و طمع‌ورزی دشمن برای تجاوز پیش‌دستانه کاملا مصون ساخته است و استمرار این آرایش خیابانی، ابتکار عمل را در مدیریت صحنه همواره در دست مردم و نظام نگه می‌دارد.
۴. ثبات پایدار برآمده از این بعثت عمومی، معادلات تصمیم‌گیری دشمن را در شرایط خطیر و آستانه‌ای کنونی کاملا مختل و فلج کرده است.
طرف مقابل که در آستانه ضرب‌الاجل‌های حساس سیاسی و انتخاباتی داخلی خود با زنجیره‌ای از شکست‌های راهبردی و تنگنا‌های حاد مالی و انرژی در منطقه مواجه شده، برای خروج از گرداب تحقیر به هرگونه پیروزی نمادین یا دستاورد نمایشی محتاج است؛ اما انسجام درونی جامعه ایران هزینه هرگونه اقدام تجاوزکارانه، ضربه هوایی یا ماجراجویی نظامی را برای محاسبات دشمن به بالاترین سطح ممکن ارتقا داده که نشان‌دهنده این واقعیت بنیادین است: درونمایه قدرت ایران بر اراده مردمی استوار است که تهدید را با انسجام و بحران را با جهش پاسخ می‌دهند. در نهایت باید تأکید کرد که این بعثت مردمی و حضور آنان در خیابان‌ها، ثابت کرد امنیت پایدار یک کشور نه با تکیه بر وعده‌های شکننده بین‌المللی، بلکه از عمق آگاهی و پایداری درونی یک ملت سرچشمه می‌گیرد. در این مقطع حساس و شرایط آستانه‌ای، تداوم این بعثت عمومی و استمرار حضور هوشیارانه و شبانه مردم در خیابان‌ها و تجمعات، یک ضرورت قطعی و تکلیفی راهبردی برای صیانت از کشور است؛ چراکه حفظ و تقویت این آرایش مردمی در صحنه، مؤثرترین سد دفاعی برای ممانعت از وقوع جنگ، خنثی‌سازی تحرکات هسته‌های آشوب و تضمین ناکامی نهایی سناریو‌های مداخله‌جویانه دشمن خواهد بود و دست برتر ایران را در تثبیت موازنه‌های نوین، میدانی و راهبردی به شکلی برگشت‌ناپذیر رقم خواهد زد.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها