فصل دوم
پیروزی راهبردی ایران و افول هژمونی آمریکا و اسرائیل
تاریخ، نه با تکرار اتفاقات، بلکه با گذار از یک نظم به نظم دیگر رقم میخورد. لحظاتی که در تاریخ بشر با عنوان «نقطهی گسست» شناخته میشوند، همان دقایقی هستند که معادلات قدرت، قواعد بازی و تعریف مفهوم «امنیت» در جهان را برای همیشه تغییر میدهند. آنچه در این مجموعه خواهید خواند، روایتِ یکی از بزرگترین نقاط گسست در قرن بیست و یکم است: «جنگ تحمیلی سوم».
این اثر، تلاشی است برای درکِ عمیقِ فرآیندی که در آن، توازن قدرت جهانی از یک قطبِ واحد و متمرکز، به سوی یک ساختار چندقطبی و توزیعشده در حال حرکت است. ما در این یادداشت، از پشتِ پردهی شعارهای دیپلماتیک و گزارشهای روزانهی خبری، به لایههای زیرین استراتژیک نفوذ میکنیم؛ جایی که تصمیماتِ بزرگ در اتاقهای جنگ و مراکز فرماندهی گرفته شد و جایی که واقعیتهای ژئوپلیتیک، بر رویاهای سست غلبه یافتند.
هدف ما در این تحلیل، تنها بازخوانیِ وقایع نظامی نیست. ما در پی آن هستیم که نشان دهیم چگونه یک قدرتِ در حالِ ظهور (ایران)، توانست با بهرهگیری از ابزارهای بازدارندگیِ دقیق، از تنگههای استراتژیک تا بازارهای جهانی، معادلات را به نفع خود تغییر دهد. چگونه یک ترروریسم دولت سنتی (اسرائیل) در آینهی شکست، با بحرانهای هویتی و امنیتی مواجه شد و چگونه ابرقدرتی که قرنها بر نظم تکقطبی بنا شده بود (ایالات متحده)، در میانهی گرد و غبار جنگ، با هزینههایی بیسابقه و افولِ اعتبارِ جهانی روبهرو گشت.
این یادداشت، با نگاهی به پیوند میان «قدرت سخت» (سلاح و اقتصاد) و «قدرت نرم» (شهادت، وحدت و هویت ملی)، توضیح میدهد که چگونه پیروزی در این نبرد، فراتر از یک پیروزیِ سرزمینی، یک پیروزیِ راهبردی برای بازگرداندنِ توازن به جهان بود.
این نوشته، برای کسانی است که میخواهند بدانند جهانِ پس از طوفان، چگونه ساخته شد و چگونه در سایهی توازنِ جدید، از نو متولد شد؛ و در آستانه نظمی نو
در تاریخ معاصر خاورمیانه، مقاطع محدودی وجود دارند که توانستهاند توازن قوا را نه در یک کشور، بلکه در کل نظام بینالملل دگرگون کنند. آنچه در متون تحلیلگران «جنگ تحمیلی سوم» نامیده شده، یکی از همین نقاط عطف است. این درگیری که در کانون منازعات ایران، ایالات متحده و اسرائیل شکل گرفت، فراتر از یک مواجهه نظامی بود؛ این یک نبرد ارادهها بر سر کنترل شریانهای حیاتی جهان، مدیریت بازارهای انرژی و تعریف دوباره مفاهیم قدرت در قرن بیست و یکم محسوب میشد.
این یادداشت، تلاشی است برای صورتبندی روایتهای پراکندهای که از پسلرزههای این جنگ باقی مانده است. هدف ما در اینجا نه تنها بازخوانی وقایع، بلکه تحلیل چرایی افول اعتبار برخی بازیگران و ظهور قدرتهای جدید در سایه این درگیری است.
مقدّمهای برای ورود به بحث
این فصل به بررسی پیامدهای یک درگیری بزرگ منطقهای میان ایران، ایالات متحده آمریکا و اسرائیل میپردازد؛ درگیریای که نهتنها موازنه قدرت در خاورمیانه را تغییر داد، بلکه بر اقتصاد جهانی، بازار انرژی، امنیت بینالملل و فضای داخلی سه بازیگر اصلی نیز اثر گذاشت. در این روایت، ایران با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیکی خود و تسلط بر تنگه هرمز توانست ابتکار عمل را در دست بگیرد، در حالی که آمریکا و اسرائیل با هزینههای سنگین نظامی، سیاسی و اقتصادی روبهرو شدند. گزارشها و تحلیلهای موجود، همچنین به واکنش کشورهای مختلف، تضعیف اعتماد عمومی به آمریکا، بحران داخلی اسرائیل و نمایش انسجام اجتماعی در ایران پس از شهادت رهبر این کشور میپردازد. این کتاب میکوشد این رخدادها را در قالبی منسجم، تحلیلی و فصلبندیشده ارائه کند.
در جهان معاصر، جنگها تنها در میدان نبرد تعیین نمیشوند؛ اقتصاد، رسانه، افکار عمومی، ائتلافهای سیاسی و کنترل گلوگاههای راهبردی نیز نقش تعیینکننده دارند. متن حاضر روایتی از یکی از مهمترین تقابلهای منطقهای را پیش میکشد؛ تقابلی که در آن، مسئله تنها حمله و دفاع نبود، بلکه بر سر توازن قدرت، مشروعیت سیاسی، کنترل مسیرهای حیاتی انرژی و آینده نظم منطقهای بود.
در این روایت، تنگه هرمز بهعنوان محور اصلی تحولات ظاهر میشود؛ گذرگاهی که هرگونه اختلال در آن میتواند بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، آمریکا و اسرائیل در تلاش برای مهار ایران، با پیامدهایی مواجه میشوند که نهفقط در سطح نظامی، بلکه در سطح اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نیز بازتاب مییابد. این فصل تلاش میکند ضمن حفظ انسجام روایی، محتوای پراکنده متون اولیه که در فصول آتی میآید را به ساختاری قابلخواندن و کتابوار تبدیل کند؛ و در نهایت، این فصل نشان میدهد که در جنگهای مدرن، پیروزی صرفاً به معنای برتری نظامی نیست، بلکه به توانایی یک کشور در حفظ انسجام داخلی، مدیریت بحران، استفاده از اهرمهای ژئوپلیتیکی و تحمیل هزینه بر طرف مقابل نیز بستگی دارد. بر پایه گزارشهای موجود، ایران توانسته از یک بحران بزرگ، جایگاهی راهبردیتر در معادلات منطقهای و جهانی به دست آورد، در حالی که آمریکا و اسرائیل با فرسایش قدرت، افزایش هزینهها و کاهش اعتبار مواجه شدهاند. در نهایت، این رخدادها نشانهای از تغییر در نظم سیاسی و امنیتی منطقه تلقی میشود.
متخصصان در گفتوگو با جامجم از پیشگیری تا درمانهای نوین نابینایی میگویند