پنطیکاستی، کاریزماتیک و جنبش حواریون جدید: تبارشناسی، باور‌ها و کاربست سیاسی در عصر ترامپ

مجید رضابالا
چکیده: پنطیکاستی، کاریزماتیک و جنبش حواریون جدید (NAR) سه جریانِ به‌هم‌پیوسته در مسیحیتِ معاصرند که بر تجربهٔ مستقیم و عینیِ روح‌القدس، ادامهٔ مواهبِ معجزه‌آسا و **نقشِ فعالِ مؤمنان در تحققِ «پادشاهیِ خدا» بر زمین تأکید می‌ورزند. این نوشتار به بررسیِ تبارشناسی، باورهایِ بنیادین و کاربستِ سیاسیِ این سه جنبش می‌پردازد.
کد خبر: ۱۵۶۲۰۱۵
نویسنده مجید رضابالا
پنطیکاستی که در اوایلِ قرنِ بیستم و با واقعهٔ خیابانِ آزوسا (۱۹۰۶) زاده شد، بر «تعمید با روح‌القدس» و «سخن‌گفتن به زبان‌هایِ روحانی» به‌عنوانِ نشانهٔ نخستین پای می‌فشارد. جنبشِ کاریزماتیک که از دههٔ ۱۹۶۰ پاگرفت، آموزه‌هایِ پنطیکاستی را به کلیساهایِ تاریخی (کاتولیک، انگلیکان و پروتستانِ اصلی) بُرد. جنبش حواریون جدید که توسط سی. پیتر واگنر در اواخرِ دههٔ ۱۹۹۰ نام‌گذاری شد، با تأکید بر «حواریون» و «پیامبرانِ» مدرن، آموزهٔ «تسخیرِ کوهستان‌هایِ هفت‌گانه» و «جنگِ روحانی»، به یکی از تأثیرگذارترین نیروهایِ سیاسیِ معاصر در آمریکا بدل شده است. این مقاله استدلال می‌کند که درکِ این سه جریان — به‌ویژه جنبش حواریون جدید — برای تحلیلِ سیاستِ خارجیِ آمریکا در قبالِ خاورمیانه و ایران ضروری است؛ زیرا این جنبش‌ها، با ارائهٔ قرائتی خاص از «برگزیدگیِ الهی»، «نبردِ خیر و شر» و «رسالتِ تاریخیِ آمریکا»، به بازتعریفِ گفتمانِ سیاستِ خارجی و امنیتیِ ایالات متحده دامن زده‌اند (Taylor, ۲۰۲۴; Ladner, ۲۰۲۶; Salon, ۲۰۲۶).
 
کلیدواژه‌ها: پنطیکاستی، کاریزماتیک، جنبش حواریون جدید (NAR)، تعمید با روح‌القدس، سخن‌گفتن به زبان‌های روحانی، کوهستان‌های هفت‌گانه، جنگ روحانی، صهیونیسم مسیحی، ناسیونالیسم مسیحی
 
---
 
۱. مقدمه: ضرورت پژوهش
 
در سال‌هایِ اخیر، سیاستِ خارجیِ ایالات متحده در قبالِ خاورمیانه و به‌ویژه ایران، دستخوشِ تحولی شده است که با مفاهیمِ متعارفِ ژئوپلیتیک و امنیتی به‌تنهایی قابلِ تبیین نیست. انتصابِ چهره‌هایی، چون مایک هاکبی به‌عنوانِ سفیر در اسرائیل و پیت هگست به‌عنوانِ وزیرِ دفاع در دولتِ دومِ ترامپ، و همچنین اظهاراتِ صریحِ آنان دربارهٔ «حقِّ کتاب‌مقدسیِ اسرائیل» و «جنگِ روحانی» علیه ایران، نشان‌دهندهٔ نفوذِ عمیقِ جریان‌هایِ مذهبیِ خاصی در ساختارِ قدرتِ آمریکاست (Al Jazeera, ۲۰۲۶; The Associated Press, ۲۰۲۶). پژوهشگرانی، چون متیو دی. تیلور (Matthew D. Taylor) و کرئی لادنر (Keri Ladner) نشان داده‌اند که این جریان‌ها، با ارائهٔ قرائتی خاص از «برگزیدگیِ الهی» و «نبردِ خیر و شر»، به بازتعریفِ گفتمانِ سیاستِ خارجیِ آمریکا دامن زده‌اند (Taylor, ۲۰۲۴, pp. ۱۵-۳۰; Ladner, ۲۰۲۶, pp. ۴۵-۶۷).
 
ضرورتِ پژوهشیِ مقاله در آن است که تحلیل‌هایِ متعارفِ سیاستِ خارجیِ آمریکا، عمدتاً بر عواملِ ژئوپلیتیک، اقتصادی و امنیتی متمرکزند و از لایهٔ الهیاتیِ عمیقی که در ساختارِ قدرت نهادینه شده، غافل می‌مانند. درکِ این لایه، برای تحلیلِ رفتارِ آمریکا در قبالِ ایران و خاورمیانه، ضروری است؛ چرا که این جریان‌ها، با ارائهٔ قرائتی خاص از «برگزیدگیِ الهی»، «نبردِ خیر و شر» و «رسالتِ تاریخیِ آمریکا»، به بازتعریفِ گفتمانِ سیاستِ خارجی و امنیتیِ ایالات متحده دامن زده‌اند (The Conversation, ۲۰۲۴; Salon, ۲۰۲۶).
 
پنطیکاستی، کاریزماتیک و جنبش حواریون جدید (NAR) سه جریانِ به‌هم‌پیوسته‌اند که درکِ آنها برای فهمِ این تحول، نقشی کلیدی ایفا می‌کند. پنطیکاستی که در اوایلِ قرنِ بیستم و با واقعهٔ خیابانِ آزوسا زاده شد، بر تجربهٔ مستقیم و عینیِ روح‌القدس و ادامهٔ مواهبِ معجزه‌آسا تأکید دارد (Anderson, ۲۰۰۴; Synan, ۱۹۹۷). جنبشِ کاریزماتیک، آموزه‌هایِ پنطیکاستی را به کلیساهایِ تاریخی بُرد (Csordas, ۱۹۹۷; Miller, ۱۹۹۷)؛ و جنبش حواریون جدید، با تأکید بر «حواریون» و «پیامبرانِ» مدرن و آموزهٔ «تسخیرِ کوهستان‌هایِ هفت‌گانه»، به یکی از تأثیرگذارترین نیروهایِ سیاسیِ معاصر در آمریکا بدل شده است (Taylor, ۲۰۲۴; Ladner, ۲۰۲۶).
 
---
 
۲. پنطیکاستی: زادگاهِ روح‌القدس
 
۲.۱. ریشه‌های تاریخی: از خیابان آزوسا تا گسترش جهانی
 
پنطیکاستیِ مدرن ریشه در جنبشِ «تقدّس» (Holiness Movement) در آمریکایِ قرنِ نوزدهم دارد. جنبشِ تقدّس که خود برآمده از آموزه‌هایِ جان وسلی (بنیان‌گذارِ متدیسم) بود، بر «تقدّسِ کامل» و تجربهٔ «دومین برکت» (تعمید با روح‌القدس به‌عنوانِ نشانهٔ تقدّس) تأکید می‌ورزید (Anderson, ۲۰۰۴; Synan, ۱۹۹۷). نقطهٔ عطفِ تاریخِ پنطیکاستی، سالِ ۱۹۰۱ در مدرسهٔ کتاب‌مقدسیِ چارلز پارهام (Charles Parham) در توپیکا، کانزاس بود. پارهام از دانشجویان خود خواست که کتابِ اعمالِ رسولان را مطالعه کنند تا نشانهٔ تعمید با روح‌القدس را بیابند.
[۸/۷/۲۰۲۶، ۸:۰۵ AM]آرش شفاعی: دانشجویی به نام اگنس اوزمن (Agnes Ozman) پس از
 
مطالعه، به زبان‌های روحانی سخن گفت و پارهام به این نتیجه رسید که «سخن‌گفتن به زبان‌های روحانی» نشانهٔ کتاب‌مقدسیِ تعمید با روح‌القدس است (Anderson, ۲۰۰۴).
 
با این‌حال، جرقهٔ اصلیِ گسترشِ پنطیکاستی در سالِ ۱۹۰۶ در خیابان آزوسا (Azusa Street) در لس‌آنجلس زده شد. ویلیام جی. سیمور (William J. Seymour)، واعظِ سیاه‌پوستِ تقدّسی که شاگردِ پارهام بود، یک کلیسایِ کوچک در خیابانِ آزوسا را به مرکزِ دعا و عبادت تبدیل کرد. از آوریلِ ۱۹۰۶ تا حدودِ ۱۹۰۹، جلساتِ پرشورِ دعا و نیایش در این مکان برگزار شد که در آن، هزاران نفر تعمید با روح‌القدس را تجربه کردند و به زبان‌هایِ روحانی سخن گفتند [^۱](Anderson, ۲۰۰۴). آنچه آزوسا را از دیگرِ جلساتِ revival متمایز می‌ساخت، ویژگیِ فرانژادی و فراقشری آن بود: در دورانِ جداییِ نژادیِ شدیدِ آمریکا، سیاهان و سفیدپوستان، مردان و زنان، در کنار یکدیگر عبادت می‌کردند و سیمور، که خود یک سیاه‌پوست بود، رهبریِ این جنبش را بر عهده داشت (Anderson, ۲۰۰۴; Synan, ۱۹۹۷). کلیسایِ آزوسا که روزنامه‌ای محلی آن را «حبابِ عجیبِ زبان‌ها» نامیده بود، به سرعت به کانونی برایِ جذبِ زائران از سراسرِ جهان تبدیل شد (Synan, ۱۹۹۷).
 
۲.۲. باور‌های بنیادین: انجیلِ چهارگانه و «نشانهٔ نخستین»
 
باورهایِ پنطیکاستی را در قالبِ «انجیلِ چهارگانه» می‌توان خلاصه کرد (Anderson, ۲۰۰۴):
 
۱. عیسی نجات‌دهنده است (یوحنا ۳:۱۶): رستگاری از راهِ ایمان به مسیح.
۲. عیسی تعمید‌دهنده با روح‌القدس است (اعمال ۲:۴): تجربهٔ تعمید با روح‌القدس.
۳. عیسی شفا‌دهنده است (یعقوب ۵:۱۵): شفای تن و جان.
۴. عیسی در حالِ بازگشت است (اول تسالونیکیان ۴:۱۶–۱۷): بازگشتِ دومِ مسیح.
 
مهم‌ترین آموزهٔ ممیزِ پنطیکاستی، باور به «تعمید با روح‌القدس» به‌عنوانِ تجربه‌ای متمایز از نجات (ثانویه) است که پس از ایمان‌آوردن رخ می‌دهد (Anderson, ۲۰۰۴; Synan, ۱۹۹۷). در این نگاه، روح هر مسیحی «سکونتگاه» (Indwelling) روح‌القدس است، اما «تعمید» یا «پر شدن» با روح‌القدس، تجربه‌ای جداگانه و توانمندساز است که مؤمن را برایِ خدمت و شهادت آماده می‌سازد [^۲]. ویژگیِ ممیزِ این تجربه، آموزهٔ «نشانهٔ نخستین» (Initial Evidence) است که بر اساسِ آن، سخن‌گفتن به زبان‌های روحانی (گلوسولالیا) نشانهٔ نخستین و کتاب‌مقدسیِ تعمید با روح‌القدس است [^۳](Anderson, ۲۰۰۴).
 
پنطیکاستی‌ها همچنین به ادامهٔ مواهبِ روحانی (Spiritual Gifts) در دورانِ معاصر باور دارند (Anderson, ۲۰۰۴). بر اساسِ اول قرنتیان ۱۲، مواهبی چون: سخنِ حکمت، سخنِ معرفت، ایمان، شفا، معجزات، نبوت [^۴]، تشخیصِ ارواح، زبان‌ها و تفسیرِ زبان‌ها، همچنان برایِ امروز جاری‌اند. این باور که «تداوم گرایی» (Continuationism) نامیده می‌شود، در برابرِ «توقف گرایی» (Cessationism) قرار دارد که بنا بر این باور است که این مواهب با مرگِ آخرینِ حواریون پایان یافته است (Anderson, ۲۰۰۴; KCI, ۲۰۲۶).
 
---
 
۳. کاریزماتیک: گسترشِ پنطیکاستی به کلیساهایِ تاریخی
 
۳.۱. معنای لغوی و الهیاتی
 
واژهٔ «کاریزماتیک» (Charismatic) از کلمهٔ یونانی «خاریسما» (χάρισμα) به معنای «هدیهٔ رایگان»، «بخشش» یا «موهبتِ فیض» گرفته شده است. این واژه در عهد جدید، به‌ویژه در نامه‌های پولس (رومیان ۱۲، اول قرنتیان ۱۲)، به موهبت‌هایِ روحانی اشاره دارد که خداوند به‌رایگان و از رویِ فیضِ خود به مؤمنان ارزانی می‌دارد. «کاریزماتیک» در اصل به معنای «کسی که موهبتی از فیضِ الهی دریافت کرده است» 
 
۳.۲. جنبش کاریزماتیک: نوزایی در کلیسا‌های سنتی
 
جنبشِ کاریزماتیک (Charismatic Movement) که از دههٔ ۱۹۶۰ پاگرفت، آموزه‌هایِ پنطیکاستی را به کلیساهایِ تاریخی (کاتولیک، انگلیکان و پروتستانِ اصلی) بُرد. پژوهشگرانِ این حوزه، سه «موج» از پنطیکاستی را شناسایی کرده‌اند: موجِ اول (پنطیکاستیِ کلاسیک)، موجِ دوم (کاریزماتیکِ تاریخی) و موجِ سوم (نئو-کاریزماتیک و جنبش حواریون جدید) (Cambridge University Press, ۲۰۲۶; The Catholic Times, ۲۰۲۵). در حالی‌که پنطیکاستی‌ها کلیساهایِ مستقلِ خود را دارند، کاریزماتیک‌ها در درونِ کلیساهایِ سنتی باقی می‌مانند و مواهبِ روح‌القدس را به‌عنوانِ «نوزایی» (Renewal) در آنها ترویج می‌کنند (Csordas, ۱۹۹۷; Miller, ۱۹۹۷).
 
۳.۳. کاریزماتیک و «برگزیدگی»
 
در سطحِ الهیاتی، «کاریزماتیک» به معنایِ «برگزیدگیِ ویژه» نیست، بلکه به معنایِ دریافتِ موهبتی از فیضِ خداوند است. با این‌حال، در سطحِ ادراکی و احساسی، بسیاری از مؤمنانِ کاریزماتیک، تجربهٔ خود را به‌سانِ «برگزیدگیِ ویژه» می‌یابند. پدیده‌هایی، چون سخن‌گفتن به زبان‌های روحانی، دریافتِ نبوت، یا شفایِ معجزه‌آسا، اغلب با احساسِ «منحصربه‌فردبودن» و «موردِ عنایتِ خاصِ خداوند قرار گرفتن» همراه است.
[۸/۷/۲۰۲۶، ۸:۰۵ AM]آرش شفاعی: با این‌حال، در الهیاتِ پنطیکاستی، این احساسِ ب
 
برگزیدگی باید با تواضع و خدمت همراه باشد، نه با غرور و انحصارطلبی. پولس در اول قرنتیان ۱۲–۱۴، پس از برشمردنِ مواهب، بر «طریقِ والاتر» یعنی محبت تأکید می‌ورزد (اول قرنتیان ۱۳).
 
---
 
۴. جنبش حواریون جدید (NAR): از حاشیه تا متنِ سیاست
 
۴.۱. تبارشناسی: از واگنر تا والناو
 
جنبش حواریون جدید (New Apostolic Reformation - NAR) شبکه‌ای از رهبران و پیروانِ جریانِ کاریزماتیک است که خود را درگیر «نبردهایِ روحانی» در مقیاسی عظیم می‌دانند (Taylor, ۲۰۲۴; Ladner, ۲۰۲۶). متیو دی. تیلور، پژوهشگرِ ادیان در دانشگاه جرج‌تاون، در کتابِ «مؤمنانِ مسلح» (The Violent Take It by Force, ۲۰۲۴) پرده از این شبکهٔ نفوذ برداشته و نشان می‌دهد که این جنبش چگونه از حاشیهٔ زندگیِ مذهبیِ آمریکا به مراکزِ دولت و سیاست‌گذاری راه یافته است (Taylor, ۲۰۲۴, pp. ۱۵-۳۰). بر اساسِ منابعِ معتبر، جنبش حواریون جدید از جنبش‌هایِ احیاگرایانه‌ای نشئت گرفته که در دهه‌هایِ ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ در آمریکایِ شمالی پدیدار شدند و بر «بازگرداندن» (Restoration) مواهبِ روح‌القدس — از جمله نبوت و شفا — تأکید داشتند (The Catholic Times, ۲۰۲۵).
 
اصطلاح «جنبش حواریون جدید» توسط سی. پیتر واگنر (C. Peter Wagner)، استادِ الهیات در مدرسهٔ الهیاتِ فولر، در اواخرِ دههٔ ۱۹۹۰ ابداع شد (Taylor, ۲۰۲۴; The Catholic Times, ۲۰۲۵). واگنر، که در ابتدا متخصصِ «رشدِ کلیسا» بود و هیچ‌گونه گرایشی به جریانِ کاریزماتیک نداشت، پس از ملاقات با سندی جیکوبز (Cindy Jacobs) — یک «پیامبرِ» خودخوانده که ادعا می‌کرد مستقیماً از خداوند سخن می‌شنود — به این جریان پیوست (Liberty Magazine, ۲۰۲۴). جیکوبز به واگنر دربارهٔ کارِ خود به‌عنوانِ یک پیامبر در هماهنگیِ کمپین‌هایِ دعا برایِ بیرون‌راندنِ ارواحِ پلید گفت و واگنر شیفتهٔ این مفاهیم و استراتژی‌ها شد (Liberty Magazine, ۲۰۲۴). واگنر بعد‌ها از طریقِ جیکوبز و دوستانِ پیامبرش، به این باور رسید که خودش نیز یک «حواریِ» مدرن است که مأموریتِ ایجادِ یک بیداریِ جهانی را بر عهده دارد (Liberty Magazine, ۲۰۲۴). از سالِ ۱۹۹۶، واگنر این پارادایمِ جدید را «جنبش حواریون جدید» نامید و آن را انقلابی در حکمرانیِ کلیسا در سطحِ اصلاحاتِ پروتستانی دانست (Liberty Magazine, ۲۰۲۴).
 
۴.۲. باور‌های بنیادین: کوهستان‌های هفت‌گانه و جنگِ روحانی
 
اعضای جنبش حواریون جدید بر این باورند که «پیامبران» و «حواریون» مدرن، مستقیماً از جانب خداوند مکاشفه دریافت می‌کنند و وظیفهٔ «تسخیرِ کوهستان‌هایِ هفت‌گانه» — یعنی تسخیرِ هفت حوزهٔ کلیدیِ جامعه (دولت، رسانه، آموزش، خانواده، اقتصاد، هنر و دین) — را بر عهده دارند (Ladner, ۲۰۲۶, pp. ۴۵-۶۷; The Conversation, ۲۰۲۵).
 
آموزهٔ «کوهستان‌هایِ هفت‌گانه» ریشه در طرحی از بیل برایت (Bill Bright)، بنیان‌گذارِ «کمپینِ مسیح برای دانشگاه» (Campus Crusade for Christ)، در سال ۱۹۷۵ دارد (The Conversation, ۲۰۲۵; Talking Points Memo, ۲۰۲۵). این طرح، که در ابتدا «تسخیرِ کوهستان‌ها» نامیده می‌شد، بعد‌ها توسطِ لنس والناو (Lance Wallnau) و سی. پیتر واگنر به یک فراخوانِ «سلطه‌گری» (Dominion) تبدیل شد (The Conversation, ۲۰۲۵; Liberty Magazine, ۲۰۲۴). والناو، که در سال ۲۰۰۱ با واگنر دیدار کرد، چارچوبِ «هفت کوهستان» را به‌عنوانِ «طرحِ الهی» برایِ مسیحی‌کردنِ جهان به واگنر معرفی کرد (Liberty Magazine, ۲۰۲۴). امروزه، این آموزه به‌عنوانِ چارچوبی برایِ «بازپس‌گیریِ فرهنگ» و «اعمالِ سلطهٔ مسیحی» بر تمامیِ ابعادِ جامعه به کار می‌رود (Political Research Associates, ۲۰۲۵; Salon, ۲۰۲۵).
 
در جهان‌بینیِ جنبش حواریون جدید، هفت کوهستان صرفاً حوزه‌هایی خنثی نیستند، بلکه میدان‌هایِ نبرد میانِ «حقیقتِ الهی» و «فریبِ اهریمنی» هستند (The Conversation, ۲۰۲۵). مؤمنان فراخوانده شده‌اند تا این حوزه‌ها را از راهِ نفوذ، رهبری و در صورتِ لزوم، «زور» بازپس‌گیرند (The Conversation, ۲۰۲۵). «جنگِ روحانی» (Spiritual Warfare) در این چارچوب به‌عنوانِ یک ضرورتِ الهیاتی تعریف می‌شود [^۵]و مخالفانِ سیاسی، نه صرفاً رقبایِ سیاسی، بلکه تحتِ «تأثیرِ شیطان» تلقی می‌شوند (ETHOS Institute, ۲۰۲۵; The Conversation, ۲۰۲۵). انتخابات به‌نبردهایِ روحانی تبدیل می‌شوند و «تسخیرِ فرهنگ» به‌عنوانِ یک مأموریتِ فراطبیعی فهمیده می‌شود (The Conversation, ۲۰۲۵).
 
۴.۳. جنبش حواریون جدید و سیاست: از پیش‌گوییِ «کوروشِ زمان» تا دعوت به «نبردِ نهایی»
[۸/۷/۲۰۲۶، ۸:۰۵ AM]آرش شفاعی: ورودِ جنبش حواریون جدید (NAR) به عرصهٔ سیاستِ آمریکا، فرایندی تدریجی، اما پرشتاب بود که در دههٔ ۲۰۱۶ به اوجِ خود رسید. این جنبش که پیشتر در حاشیهٔ زندگیِ مذهبیِ آمریکا جای داشت، با بهره‌گیری از شبکه‌هایِ رسانه‌ای، کلیساهایِ بزرگ و ارتباطاتِ نزدیک با چهره‌هایِ سیاسیِ جمهوری‌خواه، توانست خود را به متنِ قدرت برساند.
 
نخستین گام‌هایِ سیاسیِ جنبش حواریون جدید را می‌توان در انتخاباتِ سال ۲۰۰۸ جست‌و‌جو کرد. در آن سال، سارا پیلین، فرماندارِ وقتِ آلاسکا، که توسطِ یکی از «پیامبرانِ» این جنبش در آن ایالت تعلیمِ معنوی دیده بود، به‌عنوانِ نامزدِ معاونتِ ریاست‌جمهوریِ جان مک‌کین برگزیده شد. رهبرانِ این جنبش رویداد را «مشیتِ الهی» تلقی کردند و آن را نشانه‌ای از «بازپس‌گیریِ کوهستانِ دولت» دانستند (Liberty Magazine, ۲۰۲۴). با این‌حال، پس از شکستِ مک‌کین، داتش شیتس (Dutch Sheets) — یکی از رهبرانِ برجستهٔ این جنبش — پیش‌گویی‌ای صادر کرد که بر اساسِ آن، بلایایِ آخرالزمانی بر آمریکا فرود خواهد آمد و «پرچمِ توسل به آسمان» (Appeal to Heaven) را به‌عنوانِ نمادِ مبارزهٔ روحانیِ مؤمنان برایِ «بازپس‌گیریِ ملت» معرفی کرد (Liberty Magazine, ۲۰۲۴). این پرچم که تصویرِ یک درختِ کاج بر زمینهٔ است، بعد‌ها در میانِ معترضانِ ۶ ژانویه ۲۰۲۱ نیز دیده شد و به نمادی از «مقاومتِ روحانی» در برابرِ «نیروهایِ تاریکی» تبدیل گشت.
 
نقطهٔ عطفِ ورودِ این جنبش به قلبِ سیاستِ آمریکا، سالِ ۲۰۱۵ بود. در آن سال، پائولا وایت-کین (Paula White-Cain)، که بعد‌ها از سویِ ترامپ به‌عنوانِ مسئولِ «ارتباط با اوانجلیکال‌ها» منصوب شد و یکی از نزدیک‌ترین مشاورانِ روحانیِ او به شمار می‌رفت، لنس والناو (Lance Wallnau) — از نظریه‌پردازانِ اصلیِ آموزهٔ «کوهستان‌هایِ هفت‌گانه» — را به برجِ ترامپ دعوت کرد. والناو در آنجا، در حضورِ ترامپ و جمعی از رهبرانِ مذهبی، پیش‌گوییِ مشهورِ «کوروشِ زمان» (Cyrus) را اعلام کرد. او با استناد به کتابِ اشعیا (فصل ۴۵) که در آن، کوروش، پادشاهِ هخامنشی، «مسیحِ خداوند» خوانده شده است، گفت: «رئیس‌جمهورِ چهل‌وپنجم ایالات متحده، کوروشِ زمانِ ما خواهد بود؛ کسی که خداوند او را برایِ آزادسازیِ قومِ خود و بازسازیِ اورشلیم برگزیده است» (Liberty Magazine, ۲۰۲۴). به‌گفتهٔ منابع، ترامپ که در ابتدا با دیدهٔ تردید به این سخنان می‌نگریست، در نهایت تحتِ تأثیرِ این پیش‌گویی قرار گرفت و آن را نشانه‌ای از «مأموریتِ الهی» خود تلقی کرد.
 
سی. پیتر واگنر، بنیان‌گذارِ فکریِ این جنبش، نیز این پیش‌گویی را تأیید کرد و استدلال نمود که «در کوهستانِ تجارت و کوهستانِ رسانه، ترامپ موفق شده است» و «اکنون زمانِ تسخیرِ کوهستانِ دولت فرا رسیده است» (Liberty Magazine, ۲۰۲۴). این تفسیر، ترامپ را نه یک سیاستمدارِ معمولی، بلکه «ابزاری در دستِ مشیتِ الهی» معرفی می‌کرد که برایِ «بازپس‌گیریِ آمریکا» از چنگالِ «نیروهایِ اهریمنی» برگزیده شده است.
 
در دولتِ دومِ دونالد ترامپ، پیوندِ جنبش حواریون جدید با ناسیونالیسمِ مسیحی و صهیونیسمِ مسیحی به اوجِ نفوذِ خود رسید. چهره‌هایی، چون مایک هاکبی — که خود را «یک صهیونیستِ مسیحیِ معترف» [^۶]می‌نامد — به‌عنوانِ سفیرِ آمریکا در اسرائیل، و پیت هگست — که به کلیسایِ «اصلاح‌شدهٔ انجیلی» (CREC) تعلق دارد — به‌عنوانِ وزیرِ دفاع، در سطوحِ بالایِ قدرت منصوب شدند (Al Jazeera, ۲۰۲۶; The Associated Press, ۲۰۲۶). هر دو، با جهان‌بینیِ خود، به بازتعریفِ سیاستِ خارجیِ آمریکا در قبالِ خاورمیانه دامن زدند: هاکبی با اظهاراتِ صریحِ خود دربارهٔ «حقِّ الهی، کتاب‌مقدسیِ اسرائیل» بر سرزمینی «از نیل تا فرات»، و هگست با برگزاریِ مراسمِ مذهبی و دعا در پنتاگون به ترویجِ روایتِ «نبردِ روحانی» علیه ایران پرداخت [^۷](The Guardian, ۲۰۲۶; The Associated Press, ۲۰۲۶).
 
بر اساسِ گزارش‌ها، شمارِ پیروانِ کلیساهایِ جنبش حواریون جدید در ایالات متحده حدود ۳ میلیون نفر تخمین زده می‌شود و این جنبش از طریقِ شبکه‌هایِ اجتماعی، پادکست‌ها، کلیساهایِ بزرگ و کنفرانس‌هایِ احیاگری به‌سرعت در حالِ گسترش است (The Conversation, ۲۰۲۵). با این‌حال، منتقدانِ این جریان هشدار داده‌اند که زبانِ «جنگِ روحانی» می‌تواند به «سراشیبیِ توجیهِ خشونت» منجر شود. برایِ نمونه، متهمِ تیراندازیِ سالِ ۲۰۲۳ در مینه‌سوتا که دو تن را به قتل رساند، در یکی از مدارسِ وابسته به شبکهٔ NAR تحصیل کرده بود و بازماندگانِ این حادثه، از کلیساهایِ وابسته به این جریان به‌عنوانِ «تأمین‌کنندهٔ فضایی که خشونت را مشروع می‌دانست» شکایت کرده‌اند (The Conversation, ۲۰۲۵).
[۸/۷/۲۰۲۶، ۸:۰۵ AM]آرش شفاعی: همچنین، بنیادِ آزادیِ مذهبیِ نظامی (MRFF) گزارش داده است که برخی از فرماندهانِ نظامیِ آمریکا در جلساتِ توجیهیِ پیش از حملات به ایران، جنگ را با مضامینِ «آرماگدون» و «بازگشتِ عیسی مسیح» توجیه کرده‌اند و به سربازان گفته‌اند که «این همه بخشی از برنامهٔ الهیِ خداوند» است (Sun Sentinel, ۲۰۲۶). این گزارش‌ها، تصویری هشداردهنده از نفوذِ یک جریانِ مذهبیِ خاص در نهادهایِ نظامیِ آمریکا به نمایش می‌گذارند.
 
---
 
۵. تمایزات و هم‌پوشانی‌ها در یک نگاه
 
اگرچه پنطیکاستی، کاریزماتیک و جنبش حواریون جدید (NAR) هر سه بر تجربه‌ی مستقیمِ روح‌القدس و ادامه‌ی مواهبِ معجزه‌آسا پای می‌فشارند، اما از نظرِ خاستگاهِ تاریخی، ساختارِ نهادی، نوعِ رهبری و کاربستِ سیاسی، تفاوت‌هایی چشمگیر دارند که درکِ آنها برای تحلیلِ نفوذِ این جریان‌ها در سیاستِ معاصرِ آمریکا ضروری است.
 
پنطیکاستیِ کلاسیک که زادگاهش خیابانِ آزوسا در سال ۱۹۰۶ است، در دلِ کلیساهایِ مستقل و محلی رشد یافت. در این سنت، مؤمنانِ عادی و کشیشانِ محلی، نقشِ رهبری را بر عهده دارند و محورِ تجربه، «تعمید با روح‌القدس» و «سخن‌گفتن به زبان‌هایِ روحانی» است. پنطیکاستیِ کلاسیک تا پیش از دههٔ ۱۹۸۰، رویکردی عمدتاً غیرسیاسی داشت و بیشتر بر حیاتِ فردی و جماعتیِ مؤمنان متمرکز بود (Anderson, ۲۰۰۴; Synan, ۱۹۹۷).
 
اما جنبشِ کاریزماتیک که از دههٔ ۱۹۶۰ پاگرفت، آموزه‌هایِ پنطیکاستی را به درونِ کلیساهایِ تاریخی — همچون کاتولیک، انگلیکان و پروتستانِ اصلی — بُرد. در اینجا، مؤمنانِ کاریزماتیک در همان ساختارهایِ کلیساییِ سنتی باقی ماندند و «مواهبِ روحانی» را به‌عنوانِ «نوزایی» در آنها ترویج کردند. رهبریِ این جریان در دستِ کشیشان و روحانیونِ همان کلیساهاست و رویکردِ سیاسیِ آن، برخلافِ پنطیکاستیِ کلاسیک، طیفی گسترده از کنشگریِ سیاسی تا انزوا را در بر می‌گیرد (Csordas, ۱۹۹۷; Miller, ۱۹۹۷).
 
جنبش حواریون جدید (NAR)، اما گامی فراتر نهاد و از چارچوبِ کلیساهایِ سنتی فراتر رفت. این جنبش که در اواخرِ دههٔ ۱۹۹۰ توسطِ سی. پیتر واگنر نام‌گذاری شد، بر «حواریون» و «پیامبرانِ» مدرن تکیه دارد و ساختاری شبکه‌ای و غیرمتمرکز دارد. در این جهان‌بینی، «تسخیرِ کوهستان‌هایِ هفت‌گانه» و «جنگِ روحانی» در مرکزِ تجربه و مأموریت قرار می‌گیرند. برخلافِ دو جریانِ پیشین، NAR به‌شدت سیاسی است و در دولتِ دومِ ترامپ، از طریقِ انتصابِ چهره‌هایی، چون هاکبی و هگست، نفوذی بی‌سابقه در بالاترین سطوحِ قدرت یافته است (Taylor, ۲۰۲۴; Ladner, ۲۰۲۶; The Associated Press, ۲۰۲۶).
 
از دیگرِ تمایزهایِ مهم، نگرشِ این سه جریان به اسرائیل و ایران است. در حالی‌که پنطیکاستیِ کلاسیک و کاریزماتیک، رویکردی یکدست و همواره صهیونیستی ندارند، NAR با تفسیرِ ایران به‌عنوانِ «دشمنِ نبوی» در «نبردِ روحانی» [^۸]، و اسرائیل به‌عنوانِ «ساعتِ نبویِ خداوند»، به بازتعریفِ ژئوپلیتیکِ خاورمیانه از دریچهٔ الهیاتِ آخرالزمانی دامن زده است (The Conversation, ۲۰۲۶; Salon, ۲۰۲۶). این همان نقطه‌ای است که در آن، NAR با ناسیونالیسمِ مسیحی و صهیونیسمِ مسیحی پیوند می‌خورد و به یکی از نیروهایِ محرکِ سیاستِ خارجیِ آمریکا در قبالِ ایران و خاورمیانه بدل می‌شود (The Conversation, ۲۰۲۴; Salon, ۲۰۲۶).
 
---
 
۶. پیوند با صهیونیسم مسیحی و ناسیونالیسم مسیحی
 
۶.۱. صهیونیسم مسیحی
 
صهیونیسم مسیحی یک آموزهٔ انجیلی است که حمایت از دولتِ مدرنِ اسرائیل را برایِ تحققِ پیش‌گویی‌هایِ کتابِ مقدس (به‌ویژه در مکاشفه) ضروری می‌داند (Spector, ۲۰۰۹; Sizer, ۲۰۰۴). این آموزه، که ریشه در هزاره‌گراییِ بریتانیاییِ قرنِ نوزدهم دارد، بر این باور است که بازگشتِ یهودیان به فلسطین و تأسیسِ دولتِ اسرائیل، نشانه‌هایی از «ایامِ آخر» و پیش‌درآمدِ «نبردِ آرماگدون» و «بازگشتِ دومِ مسیح» هستند (Weber, ۲۰۰۴; Boyer, ۱۹۹۲).
 
جان هگی (John Hagee)، بنیان‌گذارِ سازمان «مسیحیانِ متحد برای اسرائیل» (CUFI) که ادعایِ ۱۰ میلیون عضو دارد، در کتابِ «شمارشِ معکوسِ اورشلیم» (Jerusalem Countdown, ۲۰۰۶) جنگ با ایران را هم کتاب‌مقدسی و هم برایِ تحققِ آرماگدون ضروری دانسته است (Hagee, ۲۰۰۶, p. ۱۲۳). هگی در آغازِ جنگ با ایران در سالِ ۲۰۲۶ اعلام کرد: «از نظرِ پیشگوییِ پیامبرانه، ما دقیقاً به‌موقع هستیم» (The Conversation, ۲۰۲۶). در فوریهٔ ۲۰۲۶، دونالد ترامپ در شبکهٔ اجتماعی خود، ویدئویی از پیش‌گویی‌هایِ «کیم کلمنت» (Kim Clement)، پیامبرِ خودخوانده مقبور NAR، منتشر کرد که در آن، «ترامپ» به‌عنوانِ «شیپورِ خداوند» (Trumpet) و نمادِ «بازگشتِ مسیح» معرفی شده است (Salon, ۲۰۲۶).
 
۶.۲. ناسیونالیسم مسیحی
[۸/۷/۲۰۲۶، ۸:۰۵ AM]آرش شفاعی: ناسیونالیسم مسیحی باوری است که بر اساسِ آن، آمریکا به‌عنوانِ «ملتی مسیحی» تأسیس شده و هویتِ مسیحی با هویتِ ملی در هم آمیخته است (Whitehead & Perry, ۲۰۲۰; Gorski, ۲۰۲۰). این باور، بر اساسِ جهان‌بینیِ عهدِ عتیق، آمریکا را با اسرائیلِ باستان مقایسه می‌کند و آن را «ملتی برگزیده» می‌داند که باید خلوصِ فرهنگی و نژادیِ خود را حفظ کند (Whitehead & Perry, ۲۰۲۰; Jones, ۲۰۲۰). در دولتِ دومِ ترامپ، این ناسیونالیسم به‌صورتِ صریحی در سیاست‌هایِ خارجی و داخلی منعکس شده است: از انتقالِ سفارت به بیت‌المقدس تا اظهاراتِ هاکبی دربارهٔ «حقِّ کتاب‌مقدسیِ اسرائیل» بر سرزمینی «از نیل تا فرات» (The Guardian, ۲۰۲۶; Al
 
Jazeera, ۲۰۲۶).
 
۶.۳. هم‌پوشانی
 
NAR حلقهٔ اتصالِ میانِ این دو جریان است. آموزهٔ «تسخیرِ کوهستان‌هایِ هفت‌گانه» به مؤمنان این احساس را می‌دهد که «برگزیدگانِ خداوند» برایِ «بازپس‌گیری» جامعه هستند (Taylor, ۲۰۲۴; Ladner, ۲۰۲۶). در این چارچوب، اسرائیل به‌عنوانِ «ساعتِ نبویِ خداوند» و ایران به‌عنوانِ «دشمنِ نبوی» بازنمایی می‌شود [^۸](The Conversation, ۲۰۲۶; Salon, ۲۰۲۶). 
طبق داده‌های PRRI. 
دو-سوم از هوادارانِ ناسیونالیسم مسیحی (۶۷٪) و نزدیک به نیمی از همدلانِ آن (۴۸٪) معتقدند که پیروزیِ ترامپ در انتخاباتِ ۲۰۲۴، «مشیتِ الهی» بوده است (PRRI, ۲۰۲۴). این باور، به جنگ با ایران مشروعیتِ اخلاقی و فراطبیعی می‌بخشد و هرگونه سازش یا دیپلماسی را «خیانت به ارادهٔ خداوند» تلقی می‌کند (Salon, ۲۰۲۶; ETHOS Institute, ۲۰۲۵).
 
---
 
۷. نتیجه‌گیری: از تجربهٔ روحانی تا مأموریتِ سیاسی
 
پنطیکاستی، کاریزماتیک و جنبش حواریون جدید، سه جریانِ به‌هم‌پیوسته در مسیحیتِ معاصرند که بر تجربهٔ مستقیم و عینیِ روح‌القدس و ادامهٔ مواهبِ معجزه‌آسا تأکید می‌ورزند. آنچه از این سه جریان آشکار می‌شود، افزایشِ تدریجیِ سیاسی‌شدگی است: از پنطیکاستیِ کلاسیک که عمدتاً بر تجربهٔ روحانیِ فردی متمرکز بود، به کاریزماتیک که در کلیساهایِ تاریخی به «نوزایی» پرداخت، و در نهایت به NAR که «تسخیرِ کوهستان‌هایِ هفت‌گانه» و «جنگِ روحانی» را به‌عنوانِ ابزاری برایِ تحققِ «پادشاهیِ خدا» بر زمین تعریف کرد (Anderson, ۲۰۰۴; Taylor, ۲۰۲۴; Ladner, ۲۰۲۶).
 
این سیاسی‌شدگی، به‌ویژه در دولتِ دومِ ترامپ، به اوجِ نفوذِ خود رسید. چهره‌هایی، چون مایک هاکبی و پیت هگست در سطوحِ بالایِ قدرت منصوب شدند و اظهاراتی دربارهٔ «حقِّ کتاب‌مقدسیِ اسرائیل» و «جنگِ روحانی» علیه ایران مطرح کردند که با مفاهیمِ متعارفِ دیپلماسی و حقوقِ بین‌الملل در تناقض آشکار است (Al Jazeera, ۲۰۲۶; The Associated Press, ۲۰۲۶).
 در فوریهٔ ۲۰۲۶، ترامپ ویدئویی از پیش‌گویی‌های کیم کلمنت منتشر کرد که در آن، ترامپ به‌عنوان «شیپورِ خداوند» و نمادِ بازگشتِ مسیح معرفی شده بود (Salon, ۲۰۲۶). پنتاگون نیز در تولیداتِ تبلیغاتیِ خود، آیاتی از کتابِ مقدس را در کنارِ تصاویرِ نظامی به کار برد و پیت هگست، وزیرِ دفاع، مزمورِ ۱۴۴ «کتاب مزامیر» را خواند و از «دشمنانِ آخرالزمانی» ایران سخن گفت (The Associated Press, ۲۰۲۶; Sun Sentinel, ۲۰۲۶).
 
درکِ این سه جریان — به‌ویژه NAR — برای هرگونه تحلیلِ جدی از سیاستِ امروزین آمریکا، به‌ویژه در قبالِ خاورمیانه و ایران، ضروری است؛ زیرا این جنبش‌ها، با ارائهٔ قرائتی خاص از «برگزیدگیِ الهی»، «نبردِ خیر و شر» و «رسالتِ تاریخیِ آمریکا»، به بازتعریفِ گفتمانِ سیاستِ خارجی و امنیتیِ ایالات متحده دامن زده‌اند (The Conversation, ۲۰۲۴; Salon, ۲۰۲۶; ETHOS Institute, ۲۰۲۵). همان‌گونه که متیو دی. تیلور هشدار داده است، «رفتن داوطلبانهٔ آمریکا به جنگ علیه یک کشور مسلمان با ارتشی تحت رهبری پیت هگست، دقیقاً همان سناریویی است که من و دیگران پیش از انتخابات و در طول فرایند انتصاب وی دربارهٔ آن هشدار می‌دادیم» (Podscan.fm, ۲۰۲۶).
 
---
 
پانویس‌ها
 
[^۱]: روح‌القدس در الهیاتِ مسیحی، سومین شخصِ تثلیث مقدس (پدر، پسر و روح‌القدس) است که هم‌جوهر و هم‌درجه با خدای پدر و پسر است و نه نیرویی بی‌شخصیت، بلکه موجودی الهی و شخصی به شمار می‌رود (اشعیا ۶۳:۱۰؛ متی ۲۸:۱۹؛ یوحنا ۱۴:۱۶-۱۷). در سنتِ کاتولیک و پروتستانِ تاریخی، روح‌القدس عمدتاً از طریقِ کلیسا و آیین‌هایِ مقدس (مانند غسلِ تعمید و تثبیت) فیض می‌رساند و نقشِ تقدیس‌کننده و الهام‌بخشِ کتابِ مقدس دارد. اما در جهان‌بینیِ پنطیکاستی و کاریزماتیک — که محورِ اصلیِ این مقاله است — روح‌القدس افزون بر این، به‌عنوانِ «نیرویی فعال، ملموس و معجزه‌آسا» تلقی می‌شود که امروز نیز مؤمنان می‌توانند او را به‌صورتِ مستقیم، عینی و شخصی تجربه کنند.
[۸/۷/۲۰۲۶، ۸:۰۵ AM]آرش شفاعی: این تجربه با نشانه‌هایی، چون سخن‌گفتن به زبان‌هایِ روحانی (گلوسولالیا)، شفا و نبوت همراه است و «تعمید با روح‌القدس» به‌عنوانِ تجربه‌ای جداگانه و توانمندساز، در مرکزِ ایمانِ پنطیکاستی جای دارد (اعمال ۲:۴؛ اول قرنتیان ۱۲-۱۴؛ Anderson, ۲۰۰۴, pp. ۸۷-۹۵; Synan, ۱۹۹۷, pp. ۴۵-۶۷). بنابراین، در این مقاله، هرگاه از «روح‌القدس» سخن می‌رود، مقصود همان حضورِ پویا و توانمندسازِ الهی است که در سنتِ پنطیکاستی و کاریزماتیک، نه فقط یک باورِ ذهنی، بلکه واقعیتی تجربه‌شدنی و ملموس در زندگیِ مؤمنان به شمار می‌رود.
 
[^۲]: «تعمید با روح‌القدس» در سنتِ پنطیکاستی و کاریزماتیک، به تجربه‌ای شخصی، لحظه‌ای و توانمندساز اشاره دارد که مؤمن، پس از ایمانِ خود به مسیح، آن را دریافت می‌کند. این تجربه، متمایز از «تعمیدِ آبی» (غسلِ تعمید با آب) است که در آن، شخص به‌عنوانِ نما
 
دِ پاکی از گناه و ورود به جامعۀ ایمانی، در آب فرو می‌رود یا آب بر سرِ او پاشیده می‌شود (متی ۲۸:۱۹؛ رومیان ۶:۳-۴). «تعمید با روح‌القدس» اما، وعده‌ای است که یحیی تعمید‌دهنده در موردِ عیسی پیش‌گویی کرد: «او شما را با روح‌القدس و آتش تعمید خواهد داد» (متی ۳:۱۱) و در روزِ پنطیکاست (پنجاه‌مین روز پس از عیدِ پاک) بر حواریون تحقق یافت (اعمال ۲:۱-۴). این تجربه در پنطیکاستی، معمولاً با نشانهٔ سخن‌گفتن به زبان‌هایِ روحانی (گلوسولالیا) همراه است و هدفِ آن، توانمندسازیِ مؤمن برایِ شهادت، خدمت و زندگیِ مسیحیِ پرقدرت است (اعمال ۱:۸؛ Anderson, ۲۰۰۴, pp. ۸۷-۹۵; Synan, ۱۹۹۷, pp. ۴۵-۶۷). در حالی‌که در سنتِ کاتولیک و پروتستانِ تاریخی، «تعمید با روح‌القدس» معمولاً با آیینِ «تثبیت» (کریسمایشن) یا «تأیید» یکی دانسته می‌شود که در آن، مؤمن از طریقِ کلیسا و اسقف، روح‌القدس را برایِ رشد و پایداری در ایمان دریافت می‌کند و نشانهٔ خاصی (چون سخن‌گفتن به زبان‌ها) برایِ آن قائل نیستند، در پنطیکاستی، آن را تجربه‌ای جداگانه، ثانویه (پس از نجات) و همراه با نشانه می‌دانند که برایِ همۀ مؤمنان در دسترس است و می‌توان آن را در لحظه‌ای خاص «دریافت» کرد (Cartledge, ۲۰۱۷, pp. ۱۵-۳۰).
 
[^۳]: «سخن‌گفتن به زبان‌های روحانی» یا گلوسولالیا (Glossolalia) در سنتِ پنطیکاستی به تولیدِ صدا‌هایی گفته می‌شود که فردِ سخنگو آنها را نیاموخته و نمی‌فهمد، اما آن را «زبانی برایِ نیایشِ شخصی با خداوند» تلقی می‌کند (اول قرنتیان ۱۴:۲). از منظرِ زبان‌شناسی، این پدیده فاقدِ ساختارِ نحوی (دستوری) و معنایِ ارجاعیِ قابل‌تشخیص است و بیشتر به «زبان‌نمایِ خلسه‌وار» شباهت دارد تا به یک زبانِ طبیعی (Samarin, ۱۹۷۲; Cartledge, ۲۰۱۷). با این‌حال، در جهان‌بینیِ پنطیکاستی، این سخنان اگرچه برایِ شنونده نامفهوم‌اند، اما برایِ خداوند معنادارند و نوعی «ارتباطِ بی‌واسطه با خالق» محسوب می‌شوند (Anderson, ۲۰۰۴, pp. ۸۷-۹۵). در جلساتِ عمومی، اگر کسی به زبان‌های روحانی سخن گوید، باید شخصِ دیگری موهبتِ «تفسیرِ زبان‌ها» را داشته باشد تا پیام را برایِ جماعت ترجمه کند (اول قرنتیان ۱۴:۲۷-۲۸).
 
[^۴]: «نبوت» در زبانِ فارسی، به‌طورِ عام به معنای «پیامبری» و «رسالتِ الهی» است؛ یعنی برگزیده‌شدنِ فردی از سویِ خداوند برایِ هدایتِ مردم و ابلاغِ فرامینِ الهی (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، ص ۴۸۷؛ مصطفوی، ۱۳۷۱، ج ۵، ص ۳۴۵). با این‌حال، در مقالهٔ حاضر، این واژه در سه سطحِ به‌هم‌پیوسته و خاص‌تر به کار می‌رود: نخست، در سنتِ پنطیکاستی و کاریزماتیک، «نبوت» به معنایِ دریافتِ پیامی از سویِ خداوند از طریقِ روح‌القدس است که به‌صورتِ مستقیم و بی‌واسطه بر قلبِ مؤمن (به‌ویژه «پیامبرانِ مدرن») نازل می‌شود و معمولاً حاویِ هشدار، بشارت یا فرمانی برایِ زمانِ حال است (اول قرنتیان ۱۴:۳؛ Anderson, ۲۰۰۴, pp. ۸۷-۹۵). دوم، «نبوت» به معنایِ ادراکِ «وحیِ جدید» است — یعنی این باور که خداوند همچنان با انسان‌ها سخن می‌گوید و سخنانِ او منحصر به دورانِ کتابِ مقدس نیست. این همان باورِ «تداوم گرایی» (Continuationism) است که در تقابل با «توقف گرایی» (Cessationism) قرار دارد (Cartledge, ۲۰۱۷, pp. ۱۵-۳۰). سوم، و مهم‌تر از همه در این پژوهش، «نبوت» به معنایِ تفسیرِ وقایعِ سیاسی و تاریخی از دریچهٔ پیشگویی‌هایِ کتابِ مقدس است؛ یعنی خواندنِ رویدادهایِ معاصر (چون جنگ با ایران یا پیروزیِ یک نامزدِ سیاسی) به‌عنوانِ «تحققِ پیشگویی‌هایِ کتابِ مقدس» و نشانه‌هایِ «ایامِ آخرالزمان» (Weber, ۲۰۰۴, pp. ۸۷-۱۰۵; Boyer, ۱۹۹۲, pp. ۱۴۰-۱۶۵). در این معنا، «ایرانِ نبوی» به همان صورتی است که در تفسیرِ حزقیال ۳۸–۳۹، «فارس» به‌عنوانِ «دشمنِ نبویِ» قومِ اسرائیل بازنمایی می‌شود (Sizer, ۲۰۰۴, pp. ۶۷-۸۹).
[۸/۷/۲۰۲۶، ۸:۰۵ AM]آرش شفاعی: بنابراین، هنگامی که در مقاله می‌گوییم «ایران به‌عنوانِ دشمنِ نبوی بازنمایی می‌شود»، مقصود این است که ایران از منظرِ این خوانش‌ها، نه صرفاً یک رقیبِ ژئوپلیتیک، بلکه موجودی اسطوره‌ای و پیش‌گویی‌شده در «فیلم‌نامهٔ پایانِ تاریخ» است که سرنوشتِ آن در کتابِ مقدس رقم خورده و وظیفهٔ مؤمنان، «ایفایِ نقشِ خود» در این نمایشنامهٔ الهی است.
 
[^۵]: «جنگِ روحانی» (Spiritual Warfare) در سنتِ پنطیکاستی، کاریزماتیک و به‌ویژه «جنبش حواریون جدید» (NAR)، به نبردِ مستمر و واقعی میانِ نیروهایِ خیر (خداوند، فرشتگان و مؤمنان) و نیروهایِ شر (شیطان، ارواحِ پلید و موجوداتِ روحانیِ شریر) اشاره دارد که در پسِ پردهٔ رویدادهایِ سیاسی، اجتماعی و فردی در جریان است. این مفهوم، برگرفته از تفسیرِ تحت‌اللفظیِ آیاتی، چون افسسیان ۶:۱۲ است که می‌گوید: «کشتیِ ما با خون و گوشت نیست، بلکه با حکومت‌ها، با قدرت‌ها، با سلاطینِ این جهانِ تاریکی، و با لشکرهایِ روحانیِ شریر در مکان‌هایِ آسمانی است.» در این جهان‌بینی،
 
«شیطان» فرمانروایِ نیروهایِ شر و رهبرِ «لشکرِ اهریمنی» است که شاملِ سلسله‌مراتبِ خاصی از «اربابانِ روحانیِ سرزمین» (Territorial Spirits) می‌شود که بر مناطقِ جغرافیاییِ خاص تسلط دارند و بر فرهنگ، سیاست و سرنوشتِ آن منطقه تأثیر می‌گذارند. یکی از روش‌هایِ رایجِ جنگِ روحانی، «نقشه‌برداریِ روحانی» (Spiritual Mapping) است که در آن، مؤمنان با تحقیق و دعا، مناطقِ جغرافیایی را از نظرِ «تاریخِ روحانی» و «حضورِ ارواحِ پلید» نقشه‌برداری می‌کنند و سپس از طریقِ دعا، روزه و راهپیمایی‌هایِ دعا (که برگرفته از داستانِ فتحِ اریحا در کتابِ یوشع است) به «نبردِ روحانی» علیه آن ارواح می‌پردازند. در این چارچوب، مخالفانِ سیاسی نه صرفاً رقبایِ سیاسی، بلکه تحتِ «تأثیرِ ارواحِ پلید» یا مظهرِ آنها تلقی می‌شوند و شکست‌هایِ انتخاباتی یا موانعِ سیاسی، نه نتیجهٔ منطقِ رأی‌دهندگان، بلکه توطئه‌ای اهریمنی برایِ خنثی‌کردنِ ارادهٔ خداوند پنداشته می‌شوند (Wagner, ۱۹۹۶; Taylor, ۲۰۲۴, pp. ۴۵-۶۷; The Conversation, ۲۰۲۵). در دولتِ دومِ ترامپ، «جنگِ روحانی» به‌عنوانِ چارچوبی برایِ توجیهِ رویارویی با ایران به کار رفت و برخی از «پیامبرانِ کاریزماتیک» آن را «نبردِ کیهانی علیه شاهزادهٔ پارس» — که برگرفته از کتابِ دانیال (فصل ۱۰) است — تفسیر کردند (The Atlantic, ۲۰۲۶; Salon, ۲۰۲۶). منتقدانِ این جریان هشدار داده‌اند که «زبانِ جنگِ روحانی» می‌تواند به «سراشیبیِ توجیهِ خشونت» و «تضعیفِ دموکراسی» منجر شود؛ چرا که اگر مخالفان، «اهریمنی» باشند، «نبرد» با آنان نه مجاز، بلکه تکلیفی الهی تلقی می‌شود و جستجویِ سازش و گفت‌و‌گو، بی‌معنا می‌گردد (ETHOS Institute, ۲۰۲۵; Taylor, ۲۰۲۴, pp. ۸۹-۱۱۲).
 
[^۶]: «مسیحیِ معترف» (Confessing Christian) به کسی گفته می‌شود که باورهایِ دینیِ خود را آشکارا ابراز می‌کند و به «اعترافاتِ ایمانی» (مانند اعتقاد به تثلیث، الوهیتِ مسیح و رستاخیز) پایبند است. این اصطلاح، برخلافِ «صهیونیستِ مسیحی»، به باورِ سیاسی-الهیاتیِ خاصی دربارهٔ اسرائیل اشاره نمی‌کند.
 
[^۷]: «شاهزادهٔ پارس» (Prince of Persia) در جهان‌بینیِ «جنگِ روحانی» پنطیکاستی و جنبش حواریون جدید (NAR)، به یک وجودِ روحانیِ شریر (اهریمنی) اشاره دارد که در کتابِ دانیال (فصل ۱۰) از آن نام برده شده است. در این روایت، دانیال نبی به مدت ۲۱ روز در حالِ دعا و روزه است و فرشته‌ای که از سویِ خداوند برایِ پاسخ به دعایِ او فرستاده شده، توسطِ «شاهزادهٔ پارس» به تأخیر می‌افتد و سرانجام، میکائیل (یکی از فرشتگانِ مقرّب) به یاریِ او می‌شتابد و راه را می‌گشاید (دانیال ۱۰:۱۳). در تفسیرِ پنطیکاستی و NAR، این «شاهزادهٔ پارس» به‌عنوانِ یک «اربابِ روحانیِ سرزمین» (Territorial Spirit) تلقی می‌شود که بر قلمرو پارس باستان تسلط داشته و نمایندهٔ «نیروهایِ روحانیِ شریر» در آن منطقه بوده است. در کاربستِ سیاسیِ معاصر، این مفهوم به ایرانِ امروز تطبیق داده شده است؛ به‌گونه‌ای که رویارویی با ایران، نه صرفاً یک مناقشهٔ ژئوپلیتیکی، بلکه «نبردِ کیهانی علیه شاهزادهٔ پارس» — یعنی نبرد با نیروهایِ اهریمنیِ حاکم بر ایرانِ امروز — تلقی می‌شود. در دولتِ دومِ ترامپ، برخی از «پیامبرانِ کاریزماتیک» ترامپ را تشویق کردند تا جنگ با ایران را در این چارچوب تفسیر کند؛ رویکردی که «بُعدی ماوراءالطبیعی به صهیونیسمِ مسیحیِ سنتی افزوده است» (The Atlantic, ۲۰۲۶; Taylor, ۲۰۲۶; Salon, ۲۰۲۶). این تفسیر، به جنگ با ایران مشروعیتِ اخلاقی و فراطبیعی می‌بخشد و هرگونه سازش یا دیپلماسی را «خیانت به ارادهٔ خداوند» تلقی می‌کند (Salon, ۲۰۲۶; ETHOS Institute, ۲۰۲۵).
[۸/۷/۲۰۲۶، ۸:۰۵ AM]آرش شفاعی: با این‌حال، باید تأکید کرد که این تطبیق، یک خوانشِ ایدئولوژیکِ مدرن است و در خودِ متنِ کتابِ مقدس عهد عتیق، «شاهزادهٔ پارس» یک موجودِ روحانیِ شریر در چارچوبِ جهانِ باستان است، نه دولتی مدرن در خاورمیانه.
 
[^۸]: واژهٔ «نبوی» در اینجا، در سومین سطحِ معناییِ خود — یعنی تفسیرِ وقایعِ سیاسی و تاریخی از دریچهٔ پیشگویی‌هایِ کتابِ مقدس — به کار رفته است. برایِ توضیحِ کاملِ این مفهوم، به پانویس شمارهٔ ۴ مراجعه کنید.
 
---
 
منابع و مآخذ
 
· Al Jazeera. (۲۰۲۶, February ۲۳). What is Christian Zionism, the pro-Israel ideology invoked by US ambassador. Al Jazeera.
· Anderson, A. (۲۰۰۴). An Introduction to Pentecostalism: Global Charismatic Christianity. Cambridge University Press.
· The Associated Press. (۲۰۲۶, March ۱۹). Pete Hegseth’s Christian rhetoric draws renewed scrutiny after the US goes to war with Iran. AP News.
· The Atlantic. (۲۰۲۶, July). The Spiritual Warfare Behind Trump's Iran Policy. The Atlantic.
· Boyer, P. S. (۱۹۹۲). When Time Shall Be No More: Prophecy Belief in Modern Ame
 
rican Culture. Belknap Press.
· Cambridge University Press. (۲۰۲۶). Pentecostals/Charismatics. In Christianity in Western and Northern Europe. Cambridge University Press.
· Cartledge, M. J. (۲۰۱۷). Charismatic Glossolalia: An Empirical-Theological Study. Routledge.
· The Catholic Times. (۲۰۲۵, May ۱۲). What is the New Apostolic Reformation?.
· The Conversation. (۲۰۲۴, November ۷). New Apostolic Reformation evangelicals see Trump as God’s warrior.
· The Conversation. (۲۰۲۵, July ۱۱). NAR's '۷ Mountains Mandate' is fueling political extremism in the US.
· The Conversation. (۲۰۲۶, March ۱۲). As Iran war expands, some conservative Christians interpret the conflict through biblical prophecies.
· Csordas, T. J. (۱۹۹۷). Language, Charisma, and Creativity: The Ritual Life of a Religious Movement. University of California Press.
· ETHOS Institute for Public Christianity. (۲۰۲۵, June ۱۶). Faith Hijacked: Dominionism’s Dangerous Resurgence.
· Gorski, P. S. (۲۰۲۰). American Babylon: Christianity and Democracy Before and After Trump. Routledge.
· The Guardian. (۲۰۲۶, February ۲۱). Combative Carlson-Huckabee interview reveals US right’s chasm over Israel.
· Hagee, J. (۲۰۰۶). Jerusalem Countdown: A Warning to the World. FrontLine.
· Jones, R. P. (۲۰۲۰). White Too Long: The Legacy of White Supremacy in American Christianity. Simon & Schuster.
· KCI (Korean Citation Index). (۲۰۲۶). A Reformed Critique on the Relationship Between Word and Spirit in the Preaching of the Pentecostal and the Charismatic Movement.
· Ladner, K. (۲۰۲۶). American Dominion: The Rise and Radicalization of a New Christendom. Bloomsbury Academic.
· Liberty Magazine. (۲۰۲۴, September/October). America’s Spiritual Warriors.
· Miller, D. E. (۱۹۹۷). Reinventing American Protestantism: Christianity in the New Millennium. University of California Press.
· Political Research Associates. (۲۰۲۵). NAR’s “۷ Mountains Mandate” is fueling political extremism in the US.
· PRRI. (۲۰۲۴). Religion and the ۲۰۲۴ presidential election. Public Religion Research Institute.
· Salon. (۲۰۲۵, July ۱۱). NAR’s “۷ Mountains Mandate” is fueling political extremism in the US.
· Salon. (۲۰۲۶, April ۴). Trump summons dead prophet to boost Iran war.
· Samarin, W. J. (۱۹۷۲). Tongues of Men and Angels: The Religious Language of Pentecostalism. Macmillan.
· Sizer, S. (۲۰۰۴). Christian Zionism: Road-Map to Armageddon?. Inter-Varsity Press.
· Spector, S. (۲۰۰۹). Evangelicals and Israel: The Story of American Christian Zionism. Oxford University Press.
· Sun Sentinel Editorial Board. (۲۰۲۶, March ۲۵). America must reject a war fueled by Christian nationalism.
· Synan, V. (۱۹۹۷). The Holiness-Pentecostal Tradition: Charismatic Movements in the Twentieth Century. Eerdmans.
· Talking Points Memo. (۲۰۲۵, July ۸). How the 'Seven Mountains Mandate' Is Linked to Political Extremism in the US.
[۸/۷/۲۰۲۶، ۸:۰۵ AM]آرش شفاعی: · Taylor, M. D. (۲۰۲۴). The Violent Take It by Force: The Christian Movement That Is Threatening Our Democracy. Broadleaf Books.
· Wagner, C. P. (۱۹۹۶). Confronting the Powers: How the New Apostolic Reformation Is Shaking the World. Regal Books.
· Weber, T. P. (۲۰۰۴). On the Road to Armageddon: How Evangelicals Became Israel's Best Friend. Baker Academic.
· Whitehead, A. L. , & Perry, S. L. (۲۰۲۰). Taking America Back for God: Christian Nationalism in the United States. Oxford University Press.
newsQrCode
برچسب ها: مجید رضابالا
ارسال نظرات

نیازمندی ها