
برای همین داخل آب رفت و هر دو دختر را با شجاعت و شیرمردی نجات داد، اما خود آسمانی شد. این اتفاق در شرایطی رخ داد که تمام خانواده این مرد فداکار شاهد جانفشانی او بودند.
ظهر روز پنجشنبه قربان رضایی تصمیم گرفت همراه پدر و مادر پیر، همسر و دختر هفتسالهاش برای تفریح به چشمه آبگرم باباگرگر برود، اما سرنوشت خواب دیگری برای او دیده بود. پس از اتراق، خانوادهها و مسافران دیگری نیز از راه رسیدند و همانجا بساط تفریح خود را پهن کردند.
یکی از بستگان قربان در شرح ماجرای آن روز به جامجم میگوید: «رنگ این چشمه نارنجی تیره است، اما عمق آن اصلا معلوم نیست. یعنی مشخص نیست کجای چشمه عمیق است و کجای آن حالت سنگی دارد، البته ما بومیها وضعیت آن را میشناسیم، اما برای مسافرانی که از شرایط آن اطلاع ندارند، بسیار خطرناک است. آن روز وقتی مرحوم قربان همراه خانواده مشغول استراحت بودند، چند بار به مسافران هشدار داد که نه خود و نه فرزندانشان نزدیک چشمه نشوند. مدتی بعد، دو دختر خردسال یک خانواده پا به درون چشمه گذاشته و گرفتار شدند.
با مشاهده این وضعیت، خانواده شروع به داد و فریاد کرده و از مردم کمک خواستند. قربان سالها پیش تصادف کرده و پسر پنجسالهاش را از دست داده بود، برای همین وقتی دید خانواده آن دختربچهها بهشدت پریشان شدهاند، دلش سوخت و وارد آب شد. با وجود هشدارهای مکرر خانوادهاش، قربان وارد آب شد. او نمیخواست خانوادهای دیگر داغدار فرزند شود، همانطور که خودش این درد را تجربه کرده بود. او به آب زد و یکی از دختربچهها را بیرون کشید. دختربچه دوم را هم نجات داد و خانواده آن دختر او را گرفتند، اما وقتی خودش میخواست از آب خارج شود، مشخص نیست از خستگی، نفس کمآوردن یا ایستقلبی، نتوانست خودش را نگهدارد و نجات دهد. مادر پیرش عصای خود را به سمتش گرفت تا او را بیرون بکشد، اما بیفایده بود. حتی همسرش که به فن شنا هم آشنایی نداشت، چند بار وارد آب شد تا شوهرش را نجات دهد، اما نتوانست و قربان به قعر آب چشمه فرورفت. با اورژانس هم تماس گرفتند، اما متاسفانه بهدلیل بعد مسافت دیر رسیدند و زمانی آمدند که دیگر کار از کار گذشته و قربان جانش را از دست داده بود.»
آنطور که این مرد جوان به ما توضیح میدهد، اولینباری نیست که چنین اتفاق تلخی در چشمه آبگرم باباگرگر رخ میدهد و هر سال ۴ ــ ۳ نفر قربانی شده و جان خود را براثر غرق شدن در آن از دست میدهند. به گفته او، با وجود نصب تابلوی هشدار و اجرای چندباره عملیات نردهکشی و دیوارکشی اطراف چشمه، برخی مسافران برای نزدیکشدن به آن از این موانع عبور میکنند و جان خود را به خطر میاندازند. پس از اتراق کنار چشمه هم این نوع حوادث تلخ و ناگوار رخ میدهد. هم خود را گرفتار میکنند و هم خانواده دیگری مانند ما را عزادار. قربان، عصای دست پدر و مادر پیر و خواهرانش بود و آنها بسیار به مرحوم وابسته بودند، اما حالا آنها و همسر و تنها دخترش، تکیهگاه خود را از دست دادهاند.
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد