سبک متفاوت حسین اژدهایی، خبرنگار اهل جنوب از رخدادهای جنگی، توجه زیادی را جلب کرده است

مخابره آرامش از دل طوفان 

حسین اژدهایی
وقتی با کت‌وشلوار می‌ایستد که گزارش بدهد، پشت‌سرش ابهت ایران را می‌توان دید؛ در کمال آرامش نیم‌نگاهی به افق دریا می‌کند تا کشتی‌های به‌صف‌شده‌ای را نشان دهد که وقتی از تسلط کامل ایران بر تنگه هرمز حرف می‌زند، آن را مستند گزارش خود قرار دهد.
کد خبر: ۱۵۶۰۰۸۶
 
در حوادث مختلف از آتش‌سوزی بندر شهید رجایی گرفته تا اصابت پرتابه‌های دشمن و تخریب پل و انفجار، دست‌وپایش را گم نمی‌کند و حتی در چندقدمی محل حادثه هم راست‌و‌استوار می‌ایستد و شمرده‌شمرده شروع می‌کند به گزارش‌دادن، انگار که کل ایران را نمایندگی می‌کند‌، ایران استوار، مطمئن و پرقدرت. هرچه که باشد حسین اژدهایی در گزارش جنگ، سیاق جدیدی به‌کار می‌برد، سیاقی که هر‌چند به مذاق برخی خوش نمی‌آید‌؛ ولی مایه آرامش دل خیلی‌هاست.  این‌روزها جنوب کشور به کانون توجهات بدل شده و خبرنگاران بسیاری راهی استان هرمزگان می‌شوند تا روایتگر وقایعی باشند که در بطن میدان رخ می‌دهد. نگاه مردم ایران بیش از هر زمان دیگری به کرانه‌های خلیج‌فارس دوخته شده و شاید بتوان گفت پیش از رویداد ملی «ایران جان» چنین تمرکز کم‌نظیری بر یک استان صورت نگرفته بود. در این میان، میدان‌داران عرصه روایت که از نزدیک شاهد رفتارهای خصمانه جبهه استکبار در این آبراه استراتژیک هستند، نقشی بی‌بدیل در افشای این واقعیت‌ها دارند‌؛ حسین اژدهایی مشی متفاوتی را پیش گرفته که مطابق آن سعی می‌کند مرز باریک وفاداری به رویداد و برهم‌نزدن آرامش مخاطب را بیابد و به آن متعهد باشد. 

آرامش در بطن طوفان

بیش از هر چیز آرامشی که در بیان و نگاه آقای اژدهایی موج می‌زند، توجه مخاطب را جلب می‌کند. او درباره منشا این آرامش به جام‌جم می‌گوید: آرامش من ذاتی است و به گذشته‌ام برمی‌گردد. در میان توفان‌ها و حوادث آموختم که آنچه باعث می‌شود آدم در برخورد با احتمال‌های ناخوشایند منطقی‌تر عمل کند، آرامش درونی است. در حقیقت این آرامش به منطقه جغرافیایی‌ای که در آن زیست می‌کنیم هم بازمی‌گردد. دیدن پیوند دریا و آسمان، هر روز این حس خاص را به انسان می‌دهد اما در نهایت، این ذاتی‌بودن و تجربه‌های زیسته است که اولویت دارد. کسی که در زندگی با چالش‌های مختلف مواجه بوده، راحت‌تر یاد می‌گیرد که اولویت‌های خود را بشناسد.  او با اشاره به تجربه عینی در زمان حادثه‌ای که به‌تازگی برای مرکز خلیج‌فارس رخ داده، می‌گوید: آن‌روز وقتی آمدم و با خنده به همکاران گفتم بیایید داخل چون گروهی در حال حمله به ساختمان هستند، اول تصور نمی‌کردند حرفم جدی باشد‌؛ چون در آرامش کامل آن را به همکارانم گفتم‌؛ بنابراین این رفتار همیشگی من است که در گزارشگری شما آن را می‌بینید. 
   
پاتک رسانه‌ای
وی درباره اهمیت آرامش در انتقال اخبار جنگ می‌گوید: هر جنگی به‌گمان من دو هدف عمده دارد‌؛ یکی جنگ سخت که در میدان می‌گذرد و دیگری روایت آن اتفاقات. گاهی روایت میدان، از خود جنگ سخت اثرگذارتر است. دشمن گلوله‌ای شلیک نمی‌کند اما می‌خواهد روایت شلیکش در جامعه طنین‌انداز شود تا شکست و ناامیدی رخنه کند.  وی می‌افزاید: شبی که برای نخستین‌بار مقابل دوربین شبکه خبر از آرامش گفتم، دقیقا پیش از آن، شبکه‌های معاند با القای این پیام که ایران ازدست‌رفته و جنوب به‌شدت بمباران می‌شود، جنگ نرمی را آغاز کرده بودند. احساس کردم باید دوربین را روشن کرد و گفت اینجا آرام است و زندگی جریان دارد. من با لبخندی هم واقعیت را گفتم و هم پاتک رسانه‌ای زدم. نتیجه این شد که آن روایت‌های کاذب ترک برداشت و سایر همکاران رسانه‌ای نیز به میدان آمدند تا پس از ساعتی، مردم ایران مطمئن شوند جنوب آرام است. 
   
پیوند تاریخ و خبر
به‌گزارش جام‌جم، از دیگر ویژگی‌های گزارش‌های این خبرنگار، اشاره به تاریخ است. او فقط خبر رویداد را اعلام نمی‌کند بلکه می‌کوشد در فرصت اعلام خبر، گریزی هم به پیشینه‌های تاریخی مشابه بزند. او در خصوص استناد به تاریخ و ادبیات در گزارش‌های خبری، می‌گوید: باید روایتگری را هجومی کرد. باید خواند، شناخت و برای آن قالب خبری تعریف کرد. وقتی تنگه‌ای در آن‌سوی جهان با نام یک استعمارگر ثبت می‌شود‌ اما اجداد ما این استعمارگر را در جنوب ایران زیر خاک دفن کردند و بسیاری از آن خبر ندارند‌، این یعنی ما در اطلاع‌رسانی کم‌کاری کرده‌ایم.  این خبرنگار می‌گوید: در گزارش‌ها تلاش می‌کنم اتفاقات امروز با تاریخ پیوند بخورد‌؛ برای نمونه اگر حمله‌ای می‌شود، باید بتوانیم آن را با وقایع قرن شانزدهم میلادی مقایسه ‌کنیم. این‌کار خوش‌ذوقی رسانه‌ای است که مخاطب را با هویت ملی‌اش پیوند می‌دهد و همچنین دانستن این‌که چنین اتفاقاتی در گذشته نیز رخ‌داده و ایرانیان از پس آن برآمده‌اند، آرامشی به ما می‌دهد. 
نخستین‌باری که اژدهایی به کشتی‌های قطار‌شده در افق دریا اشاره کرد، از «نظم ایرانی» سخن گفت که دنیا برای عبورومرور از این آبراهه ناگزیر به رعایت آن است. او می‌گوید: امروز تک‌تک ایرانیان در آبراهه‌ای که آوردگاه تاریخ بوده، پرچم اقتدار را به‌دست گرفته‌اند. ما اعلام می‌کنیم که خلیج‌فارس آب بین‌المللی ندارد، بلکه آبی باقابلیت تردد بین‌المللی است که باید ترتیبات ایرانی در آن رعایت شود. من احساس می‌کنم تمدن ۷۵۰۰ساله ایرانی در خلیج‌فارس مجسم شده است‌؛ وقتی دفاتر کشتیرانی جهان به دستورالعمل‌های نیروی دریایی ما نگاه می‌کنند، یعنی نیزه پارسی دوباره پر‌کشیده است. 
   
کت‌وشلوار رزمی
وی درباره سبک پوشش خود در گزارش‌های میدانی می‌گوید: بسیاری می‌پرسند چرا در صحنه جنگ، لباس نظامی نمی‌پوشم. خب من عاشق کت‌وشلوار هستم و همیشه سعی می‌کنم مرتب باشم اما یک هدف هم در پس آن وجود دارد‌؛ می‌خواستم با لباس تمام‌رسمی روی کشتی بروم و بگویم این کشتی ایرانی از معبری که ادعا می‌شد نمی‌توان از آن گذشت، عبور کرده است. من با پشتوانه قدرت برادران نظامی‌ام، لباس رسمی می‌پوشم تا نشان دهم به‌قدری آرام و مطمئن هستم که حتی رنگ پیراهن و کتم را هماهنگ انتخاب می‌کنم. این پیام آرامش من برای مردم است.  اژدهایی در پاسخ به این که آرزو دارد چه خبری را اعلام کند، با شوق و هیجان می‌گوید: مطمئنم روزی خواهد رسید که جهان، زبان پارسی را به‌عنوان زبان ادب، علم و تجارت بپذیرد. 
آن روز، روزی است که ما بدون برتری‌جویی و با حفظ فرهنگ‌های‌مان، پرچمدار پیشرفت و سربلندی خواهیم بود. من تا آن لحظه برای بهترشدن تلاش می‌کنم و امیدوارم روایت‌هایم، در هر لحظه، ذره‌ای امید به دل هم‌ وطنانم افزوده باشد.  او اضافه می‌کند: به‌عنوان کارآموز رسانه، خود را بدهکار مردم می‌دانم و هدف از این نوع گزارشگری، تزریق امید و روایت دوباره شکوه تمدن پارسی است. امید می‌رود که جهان، زبان پارسی را به‌عنوان زبان ادب، علم و تجارت بپذیرد. روزی خواهد آمد که ایران بدون برتری‌جویی و با حفظ فرهنگ، پیشتاز پیشرفت و سربلندی خواهد بود.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها