در عصرِ ازدحامِ «پیکسلها» و غوغایِ اندیشههای بیریشه، تاریخ بار دیگر ورق خورد. اربعین، امسال پیش از موعد آغاز شده است؛ نه با پیادهرویِ زائران، که با هجرتی عظیم و تشییعی که جغرافیا را در خود بلعید. جادههای منتهی به کربلا امسال بوی خونِ تازهای میدهند؛ بوی رهبری که پس از ۶۹ سال صبوری و مجاهدت، سرانجام به وصال رسید.
اربعین؛ فراتر از یک آیین
اربعین بزرگترین هجرتِ انسانِ معاصر است. در روزگاری که رسانههای مدرن تلاشی مذبوحانه برای خاموش کردن نورِ معنا دارند، میلیونها پا بر خاکِ جادهها، پاسخی کوبنده به پوچیِ تکنولوژی میدهند. این یک راهپیمایی ساده نیست؛ یک «هجرت تمدنی» است. همانگونه که هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه، نطفهی تمدنی نوین را بست، هجرتِ دلها به سوی کربلا نیز در حال پیریزیِ نظمی نوین در عالم است. اینجاست که «امت واحده» از شرق و غرب، از قم تا بیروت و از نیجریه تا پاریس، حولِ یک نام هویت مییابند: حسین (ع).
تشییعی که مرزها را شست
اما اربعینِ امسال، پیشدرآمدی شگفتانگیز داشت. تشییع تاریخی و بیسابقهی رهبر شهید در قم و عراق، گویی تمرینِ نهاییِ ظهور بود. مردمِ عراق با همان آغوشِ گشادهای که از زائران اربعین پذیرایی میکنند، پیکرِ فرمانده را در میان گرفتند. این پیوندِ خونی میانِ قم و نجف، میانِ ایثارِ مردم عراق و پایداریِ ملت ایران، نمایشِ «قدرت نرمِ» اسلام بود؛ قدرتی که نه در اتاقهای فکرِ استراتژیک، که در کفِ خیابان و در میانِ اشکِ تودهها معنا میشود.
اولین زائر؛ پس از ۶۹ سال انتظار
شکوهِ ماجرا در این پارادوکس نهفته است: رهبری که ۶۹ سال در حسرتِ زیارت سوخت، حالا خود به عنوان «اولین زائرِ اربعین» راه را باز کرده است. او که عمری را در جبهههای مقاومت گذراند و هرگز فرصت نیافت تا، چون زائری ساده بر خاک نجف و کربلا قدم بگذارد، اکنون بر روی دستهای میلیونها انسان، باشکوهترین زیارتِ تاریخ را تجربه میکند. این تشییع، زیارتی است که به جایِ «پیادهروی»، بر روی «شانه» انجام شد؛ هجرتی که از حرمِ کریمه اهلبیت شروع شد و در خاکِ تفتیدهی کربلا به سوی مشهد روانه شد تا به آرامش رسید.
تمدنی که از جادههای خاکی آغاز میشود
اگر روزی هجرتِ اشعریون به قم، این شهر را به قطبِ فقاهت و بیداری بدل کرد، امروز خونِ شهید و حرکتِ اربعین، در حالِ جهانی کردنِ این هویت است. اربعین دیگر یک یادبود نیست؛ ترسیمِ آینده است. آیندهای بر پایهی مقاومت و وحدت. تمدن نوین اسلامی نه در برجهای شیشهای، که در همین جادههای خاکیِ نجف به کربلا، در میانِ غبارِ موکبها و در میانِ شورِ انقلابیِ زائرانی که عطرِ شهید را با خود دارند، در حالِ تولد است.
حالا جهان ایستاده است و تماشا میکند؛ هجرتِ بزرگ آغاز شده و اولین زائر، با پیراهنی خونین، جلودارِ لشکری است که مقصدش نه فقط کربلا، که رهاییِ انسانِ معاصر است.