اینک تلویزیون دارد برنامههایی درباره تشییع پیکر مقدس امام شهید پخش میکند و به موازات آنچه میبینم و میشنوم ملاحظاتی در ذهنم رنگ میگیرند و مرا متوجه خود میکنند و میگذرند و نکته دیگری در ذهنم برجسته میشود. آنچه در ذهنم میگذرد را برای شما باز میگویم: یکم: اگر نگویم صدها سال است _ که هست _ دهها سال است که گوش آزادیخواهی و دموکراسیسازی و احترام به حقوق بشر از حلقوم سران غرب گوش فلک را کر کرده است. هستند سادهلوحانی که این شعارها را باور کردهاند و به دنبال دجال قتال مکار غرب دویده و از پیروان این شیاطین شدهاند و ناگاه دیدهاند دستشان به خون مردم کشورشان رنگین شده و در صف آدمکشان و کودکخواران غربی قرار گرفتهاند و با خود گفتهاند چرا ما بدیهیترین و واضحترین واقعیتها را دیدهایم و آنها را ندیده گرفتهایم و صدای حقیقت را شنیدهایم و آن را ناشنیده گرفتهایم؟! واقعیت این است که بوقهای شیاطین غربی نظیر بیبیسی و سیانان و اسرائیل اینترنشنال و. مدتهاست میگویند نظام جمهوری اسلامی مردمی نیست و مردم آن را نمیخواهند و از ما سران آمریکا و اسرائیل (یعنی مشتریان جزیره اپستین) درخواست میکنند تا سران این رژیم را بکشیم تا مردم ایران جشن بگیرند و پای تابوت آنها با آهنگ رادیو اسرائیل بشکن بزنند و برقصند و درهای کشورشان را چهار طاق روی ما باز کنند تا منابع آنها را بگیریم و ببریم و بخوریم و به آنها شیوه زندگی مدرن را بیاموزیم و آنها طبق دستورات ما زندگی کنند. کردند آنچه کردند. از ترور شهید قاسم سلیمانی که نیش عقرب داعش را از گلوی ملتهای این منطقه بیرون کشید و برداشت و در سطل زباله تاریخ ریخت بگیرید تا ترور مستشاران نظامی ایران در لبنان و سوریه که به مردم این کشورها کمک میکردند تا خود را از شر تروریستهایی که نیروهای نیابتی غرب هستند نجات دهند و تا ترور رهبران مردم مظوم و آواره فلسطین نظیر اسماعیل هنیه و تا شهادت رئیسجمهور شهید و فرماندهان شهید سپاه و ارتش و حزبالله لبنان و حشدالشعبی عراق و انصارالله یمن و حماس و جهاد اسلامی برای آزادی فلسطین و تا دانشمندان شهید و تا سایر خدمتگزاران شهید ایران و سایر ملل منطقه و... همه این ترورها را در این یک دهه، آمریکا و نیروهای نیابتیش انجام دادهاند و بعضی از آنها را که حکومت آمریکا رسما اعلام کرده که مسئولیت آنها را برعهده گرفته است. امروز صدها رسانه غربی سوگواری مردم را در تشییع جنازه مقدس امام شهیدمان دیدند و بناگزیر به گوشههایی از آن اعتراف کرده یا احتمالا خواهند کرد و برای همه کاملا آشکار شد که امام شهید و سایر شهدای محور مقاومت و آزادی، محبوب و مطلوب و معشوق ملتهای منطقه خود بودهاند و مردم به آنها به عنوان پرچمداران راه آزادی و کرامت انسانی عشق میورزند و حتی دوست دارند با جان خود از جان رهبرانشان دفاع کنند و همه تبلیغات بوقهای صهیونیستی دروغ مطلق بوده است.
دوم: مراسم اعلام وفاداری به راه انقلاب و اسلام و آزادی و یا تشییع گسترده پیکر شهدای راه قرآن و آزادی محدود به ادای احترام به شهدای یک دهه اخیر نیست. ما اینگونه مراسم را در سالهای پس از انقلاب دهها بار دیدهایم. در مراسم تشییع پیکر مقدس امام خمینی برای مدتی یک سر جمعیت در میدان هفتم تیر بود و یک سر دیگر جمعیت در محل تدفین آن پیکر مقدس. در مراسم تشییع پیکر مقدس شهید قاسم سلیمانی در مشهد در طول خیابان امام رضا (ع) جمعیت بصورت متراکم حضور داشت و اصطلاحا جای سوزن انداختن نبود. از طرف دیگر در این مدت برخی از رئیسجمهورهای آمریکا مردهاند در مراسم خاکسپاری آن معمولا بعضی از اعضای خانواده آنها و چند مقام مأمور و چند سرباز تقریبا هیچ کسی شرکت نداشته است و هیچ آمریکایی از فقدان آنها متأثر و غمگین نشده است. در نیم قرن اخیر شاهان و سردمداران کشورهای منطقه بودهاند که از قدرت کنار رفته یا از کشورهایشان فرار کردهاند؛ افرادی نظیر بن علی، حسنی مبارک و؛ و مردم کوتاه شدن دست آنها از قدرت را جشن گرفتهاند و اتفاقا همه آنها مورد حمایت غرب بوده و اصلا به وسیله غرب به قدرت رسیده بودهاند. عشق ورزیدن مردم منطقه به رهبرانی که ادامهدهندگان راه پیامبر و سایر امامان اسلام هستند در این منطقه یک حقیقت انکارناپذیر است و از طرف دیگر نفرت آنها از دجال و دستنشاندگان آن نیز یک حقیقت غیر قابل انکار است.
سوم: در این مراسم و سایر مراسم مشابه، بصورت آشکاری نقش مردم در حفظ نظام دیده میشود. مردم ستون فقرات قدرت کشور ما هستند بر عکس کشورهایی که یک الیت قدرت بر سرنوشت مردم حاکم شده و با غارت جهان، لقمهای به شهروندانشان میدهد و با یک سیستم امنیتی کارآمد بر آنها حکومت میکنند.
چهارم: امام خامنهای مانند اجدادش در کاخ زندگی نکرد. تشریفات نداشت. در میان مردم زیست و با مردم بود و مردم نیز با او بودند ولی زمامداران جبهه استکبار چگونه زندگی میکنند؟ از کاخ سبز دمشق بگیرید تا کاخ سفید واشنگتن. وضع اصحاب اپستین چگونه بوده است؟ چند میلیارد دلار به وسیله محمدرضا و هایلاسلاسی و سوموزا و بن علی و... از کشورهایشان برده شد و در بانکهای غرب ذخیره شده است؟ پنجم: شخصیتهایی نظیر امام خمینی و امام خامنهای و سیدحسن نصرالله و سنوار و اسماعیل هنیه و قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس و... شخصیتهایی متعلق به بشریت هستند و تمام مردم جهان به آنها عشق میورزند و به روح دشمنان و قاتلین تروریست آنها لعنت میکنند ولی منافقین مستبدی که بر سرنوشت ملتها حاکم شدهاند حتی در کشورهای خود نیز منفورند و در صورت مرگ، برای آنها مردم یک قطره اشک نخواهند ریخت و سوگواری نخواهند کرد و شاید حتی خانواده آنها نیز احساس دلتنگی برای آنها نکنند.
ششم: شگفتآور وضعیت طرفداران دجال است. آنها نیز مانند دجال؛ خونریز و بیرحم و عامل تخریب و قتل و غارتند. شورشیان و آشوبگرانی که به تحریک رژیمصهیونیستی در کشور تجمعاتی داشتند تا توانستند بانک و اتوبوس و مسجد و درمانگاه آتش زدند و آدم کشتند و حتی گزارشها میگویند که بعضی از طرفداران خودشان را برای کشتهسازی بقتل رسانیدند ولی بیش از چهار ماه است که طرفداران انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و ایران اسلامی در خیابانهای شهرهای ایران تجمع میکنند و در این تجمعات مردم به هم مهر میورزند و به هم کمک میکنند و نتیجه این تجمعات حفظ استقلال و آزادی و کرامت کشور شده است. میتوان گفت در این گیرودار دو نوع انسان در مقابل هم قرار گرفتهاند: هر دو گروه از جسم همانند برخوردارند ولی در کالبد یک گروه روح فرشتهها دیده میشود و در جسم گروه دیگر روح شیاطین یا حتی روح گرگها دیده میشود. این واقعیت روزگار ماست.
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛