ایشان در طول نزدیک به چهار دهه، با افق «تمدن نوین اسلامی»، نظام سیاسی را به شکل گیری یک تمدن متعالی هدایت کردند.
در این مسیر، شش ویژگی ممتاز، چارچوب حکمرانی امام شهید را شکل داده است:
۱. جامعیت فرهنگی و علمی (چهره یک مجتهد روشناندیش)
رهبر شهید انقلاب قدسالله نفسه زکیه، یک شخصیت تمام عیار فرهنگی بودند؛ نه بهمعنای صرف آشنایی با هنر و ادبیات، بلکه بهمعنای تسلط بر «فرهنگ بهمعنای اعم» شامل فقاهت، تفسیر، کلام، علوم قرآنی، رجال و اصول. ایشان در کنار این عمق حوزوی، مسلط به ادبیات داستانی دنیا؛ شعر، فیلم، موسیقی. معظمله مترجمی زبردست بودند چنان که مهمترین آثار ادبیات حکومت دینی از جمله ترجمه آثار سیدقطب را در دهه ۴۰ و ۵۰ به فارسی توسط ایشان صورت گرفت. جالب آنکه ساواک در سال ۱۳۴۹، سه ویژگی یک «فرد انقلابی» را چنین برشمرد: تقلید از [امام]خمینی، خواندن کتابهای شریعتی و مطالعه آثار سیدقطب. این جامعیت، به ایشان امکان داد تا سیاست، اقتصاد، امنیت و دفاع را از دریچه فرهنگ و دین بنگرند.
۲. مدیریت راهبردی بحرانها و هوشمندی سیاسی (معمارِ استحکام)
ایشان در حساسترین برهههای تاریخی، هوشمندی کمنظیری از خود نشان دادند: از عبور قدرتمند کشور از جنگ اول و دوم خلیجفارس، تا مدیریت دوران بازسازی پس از جنگ، اما نقطه اوج، دوران پس از رحلت امام بود؛ جایی که ایشان با دانش جامع و پشتوانه مردمی، نظام را بهسمت تعالی و پیشرفت سوق دادند. این ویژگی، شامل «مدیریت تضادها» نیز میشود: از یک سو در مذاکرات و دیپلماسی، انعطافهای مصلحتآمیز داشتند و از سوی دیگر، در برابر زیادهخواهیهای دشمن، اجازه عقبنشینی از خطوط قرمز نظامی و اعتقادی را نمیدادند.
۳. جبهه مقاومت منطقهای و استکبارستیزی هوشمندانه
ایشان مقاومت را نه یک تاکتیک موقت، که یک استراتژی هویتمحور برای تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا تعریف کردند. حمایت از محور مقاومت (از فلسطین و لبنان تا عراق، یمن و سوریه)، برای ایشان یک فریضه دینی و انسانی است که با نظریه «امت واحده» پیوند میخورد. درعین حال، ایشان با تفکیک میان «تعامل اجتنابناپذیر»، در اقتصاد و مذاکرات، و «تقابل اصولی»، در حمایت از مقاومت، ایران را هم از انزوا و هم از وابستگی سنتی در منطقه غرب آسیا رهانیدند. در دو دهه اخیر، منطقه در سایه تدابیر ایشان، به بدترین دوره تهدید وجودی برای صهیونیستها تبدیل شد.
۴. گسترش علمی و جنبش نرمافزاری (زیربنای تمدن)
ایشان با ابلاغ «نقشه جامع علمی کشور» در اوایل دهه ۸۰، رشد ۱۱ برابری تولید علم را کلید زدند و ایران را در حوزههای پیشران (نانو، سلولهای بنیادی و هستهای) به جایگاه تکرقمی جهانی رساندند، اما فراتر از کمیت، «جنبش نرمافزاری» را بهراه انداختند تا علوم انسانی مبتنی بر قرآن و فقه، جایگزین علوم سکولار شود. همچنین، کرسیهای آزاداندیشی را در دانشگاهها احیا کردند تا فضای نقد و گفتوگو، شکاف نسلی را پر کند و جوانان را به تولید علم بومی تشویق نماید. به باور ایشان، تمدن اسلامی بدون جهش علمی، کاخی بر روی شن خواهد بود.
۵. تعهد مثالزدنی به مردمسالاری دینی
ایشان با تمام وجود به نقش مردم در تاسیس و تثبیت نظام باور داشتند و هرگز نگاهی ابزاری به ملت نیانداختند. تاریخ سیاسی ایران، گواه این مدعاست:
-در انتخابات ۷۶، با وجود مخالفت نزدیکترین دوستان، رای مردم را تنفیذ کردند و فرمودند که «رأی ملت، میثاقی شرعی است».
- در انتخابات ۹۲، دولتی با تنها ۲۵۰ هزار رأی بیشتر از حد نصاب روی کار آمد، اما ایشان بهمدت ۸ سال، با اعطای بیشترین اختیارات و گرهگشاییها، از آن دولت حمایت کردند، حتی اگر با برنامههایش موافق نبودند.
این التزام عملی، نشان میدهد که ایشان «مردمسالاری» را نه یک شعار، که رکن مشروعیت نظام میدانند.
۶. توحید عملی و زیست عارفانه
این ویژگی، زیرساخت همه ویژگیهای پیشین است. رهبر شهید انقلاب، مردی است که با «عینک توحید» به جامعه مینگریست؛ اقتصاد، سیاست و دفاع را عبادتی جمعی میداند و از همین رو، از آرمانهایش عقبنشینی نمیکند، زیرا خود را در مسیر «فنای فیالله» تعریف کرده است. شجاعت بیمانند ایشان در برابر تهدیدات، ریشه در همین باور دارد. همچنین، ایشان با گسترش مناسک جمعی معنوی مانند اعتکاف، برای تربیت معنوی جوانان، و پیادهروی اربعین، بهعنوان تمرین امت واحده، و استغاثه و دعا، بهعنوان سیاست نرم توحیدی در برابر قدرتهای سخت طاغوتی، جامعه را بهسمت یک «تمدن نوین» سوق دادهاند.
نتیجه گیری
این شش ویژگی، یک سهضلعی راهبردی را میسازد که اضلاع آن عبارتند از: «علم و فرهنگ» (ویژگیهای ۱ و ۴)، «مدیریت و مقاومت» (ویژگیهای ۲ و ۳) و «مردم و توحید» (ویژگیهای ۵ و ۶). درهمتنیدگی این اضلاع، پروژه «تمدن نوین اسلامی» را ممکن ساخته است؛ تمدنی که نه با زور شمشیر، که با قلم دانش، اخلاق توحیدی و اراده جمعی، افق آینده ایران و جهان اسلام را ترسیم میکند. راز ماندگاری این راه، در آن است که این حکمرانی، نه یک قدرت زمینی، که امتدادی آسمانی است.