تکمیل بعثت الهی مردم در مراسم تشییع 

مهدی
۱.  رهبر انقلاب در بیانیه اخیرشان آشکارا نسبت به روند مذاکراتی کنونی موضع انتقادی گرفتند و نظر خویش را علی‌الاصول، متفاوت از نظر اکثریت مطلق در شورای عالی امنیت ملی دانستند. تصریح به «نظر دیگر» آن هم به ضمیمه تعبیر «علی‌الاصول» حاکی از یک تمایز بنیادین دارد که هرگز نمی‌توان آن را به مفاد تفاهم‌نامه تقلیل داد. ایشان از یک‌سو در بیانیه‌ای عمومی و خطاب به مردم، نظر خویش را متفاوت معرفی کردند و از سوی دیگر با تعبیر علی‌الاصول، شدت این تفاوت را بیان نمودند. پس تردیدی در میان نیست که در زمینه نحوه مواجهه با آمریکا، تفاوت بنیادین وجود دارد و اهمیت آن نیز به‌حدی است که رهبر انقلاب از اظهار و بیان این فاصله پرهیز نداشته است. 
کد خبر: ۱۵۵۷۹۹۷
نویسنده دکتر مهدی جمشیدی | عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
 
۲. این تمایز اساسی واقعیت تازه‌ای نیست بلکه در سنت سیاسی امام راحل و امام شهید نیز فراوان به چشم می‌خورد. همواره در درون ساختار جمهوری اسلامی، نیروهای سیاسی‌ای وجود داشته‌اند که مایل به مذاکره با آمریکا بوده‌اند و این مسیر را ترجیح می‌داده‌اند و برای تحقق آن نیز با رهبر، چانه‌زنی و گفت‌وگو داشته‌اند. چه امام راحل و چه امام شهید هر دو اصرار داشته‌اند که مسیر پیشرفت انقلاب هرگز از معبر مذاکره با آمریکا نمی‌گذرد و مذاکره هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد. با این ‌حال هر دو نیز مجال‌هایی را برای تجربه‌اندوزی در اختیار نیروهای حامی مذاکره قرار دادند که همگی بدون استثنا به شکست انجامیدند. از این جهت است که رهبر شهید، به تجربه ارجاع دادند و آن را دلیل نفی مذاکره با آمریکا شمردند. هرچه که در گذشته به تجربه‌های ملی ما درباره آمریکا افزوده شده را کنار بنهیم اما جنگ تحمیلی اخیر که در آن رهبر انقلاب به شهادت رسید، یک فاجعه تاریخی و مصیبت بی‌جبران است و باید این حقیقت تلخ، نقطه عطف و لحظه چرخش قلمداد شود و باب مذاکره با آمریکا برای همیشه مسدود گردد. این انسداد، لازمه قطعی حیثیت ایمانی و شرافت ملی ما ایرانیان است. 
۳. این تفاوت عمیق و اساسی موجب گردید رهبر انقلاب خود را از دامنه این مذاکره خارج سازند و فقط برای آن شروطی را تعیین کنند و طرف این‌سویی مذاکره را دولت ایران معرفی نمایند. این یعنی مذاکره و تفاهم میان دو دولت است و شخص رهبر انقلاب، بیرون از گستره این مذاکره قرار دارند و حاضر به گفت‌وگو نیستند. رهبر انقلاب در برابر اصرارهای اعضای شورای‌عالی امنیت ملی قانع نشده‌اند و بدین جهت تصریح کرده‌اند که در نهایت نیز نظر دیگری داشته‌اند که بسیار متفاوت بوده است اما با این حال اجازه داده‌اند. این اجازه به معنی هم‌داستانی و هم‌نظری نیست بلکه اختلاف آغازین و بنیادین همچنان پابرجاست. روشن است در این وضع ایشان به یک ناظر بیرونی تبدیل می‌شوند که تحقق شروط را می‌طلبند و انتظار دارند که در صورت عبور آمریکا از شروط، دولت ایران نیز بی‌درنگ و قاطع میز مذاکره را ترک کند. 
۴. حقیقت دیگر این‌که رهبر انقلاب، مردمان مومن مبعوث را نیز وارد معامله کرده‌اند و آنها را کنار خویش، داوران و ناظران این مذاکره شمرده‌اند. این یعنی امام و امت چشم به سیاست می‌دوزند و از استقرار چارچوب‌ها و قاعده‌ها مراقبت می‌‌کنند. رهبر انقلاب معیارهایی را تعیین کرده‌اند اما خود به‌تنهایی نظارت را بر‌عهده نگرفته‌اند بلکه جامعه را نیز درگیر این روند کرده‌اند. این هندسه‌پردازی در امتداد افق بعثت الهی مردم قرار دارد و مردمان مبعوث را به عرصه مراقبه انقلابی فرامی‌خواند و آنها را دیده‌بان امین می‌شمارد. بعثت الهی مردم تنگ‌دامنه و محدود نیست بلکه حتی بر سیاست نیز حاکم و ناظر است و از آن پاسخ می‌طلبد. سیاست به‌هیچ ‌رو نمی‌تواند خیابان را نادیده بگیرد و مردمان مبعوث را از معادله حذف کند و دچار خودمختاری و اندک‌سالاری بشود. در تشییعی که پیش روست باید به همین سو حرکت کرد و در متن آن به سیاست جهت داد و خون‌خواهی را طلبید و تفاهم سرگردان و شروط عمل‌ نشده را نقد کرد و رویکرد مذاکره‌اندیش را به چالش کشید. رهبر شهید در مسیر مقاومت در برابر استیلا و تفرعن آمریکا به شهادت رسید و این شهادت باید آغازی برای برچیدن تفوق آمریکا و راندن آن از منطقه و انتقام سخت باشد. صدای اصلی این تشییع، صدای حماسه و خیزش و به‌پاخاستن و انتقام و خون‌خواهی است، نه سوگ محض و عزای بی‌عمل. باید جوشید و خروشید و بعثت الهی مردم را تکمیل کرد و از خون رهبر شهید تاریخ جدید ساخت. 
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها