الف: قوتها : اول: نفس امضای این تفاهم نامه با ابرقدرتی که رسما برای نابودی جمهوری اسلامی ایران به میدان آمد یک نقطه قوت است که باید آن را در نظر داشت . دوم: شمول این تفاهم نامه بر جبهه مقاومت اسلامی که شامل فلسطین ، لبنان ، عراق ، یمن نیز می شود از نقاط قوت این تفاهم نامه است هرچند در عمل دشمن و یا متحدان و نیروهای نیابتیش التزامی به آن نداشته باشند.
سوم : تعهدی که آمریکا در باره جبران خسارتی که در جنگ به ایران زده ، داده است هرچند غیر روشن و در عین حال احتمالا آبکی است گویای وضعیت آمریکا از نظر شرایط جنگی است . در این بند آمریکا بطور ضمنی پذیرفته است که حداقل 300 میلیارد دلار به ایران خسارت زده و از نظر حقوقی ملزم به پرداخت آن یا مستقلا و یا مشترکا با متحدان منطقه ای که دارد، می باشد.
چهارم : بند نهم نیز از نقاط قوت آن است زیرا قبول می کند که تا توافق نهائی وضعیت دستاوردهای هسته ای کشور در موقعیت کنونی حفظ خواهد شد.
پنجم : بند یازدهم از نطر اعلام رسمی التزام آمریکا به پرداخت دیون خود به ایران یک نقطه قوت است هرچند در عمل ممکن است آمریکا آن را بدست فراموشی بسپارد و یا زیر پای بگذارد.
ششم : بنظر می رسد نحوه امضای یادداشت تفاهم از نقاط قوت آن محسوب می شود رئیس جمهور در یک ملاقات حضوری با تشریفات رسمی این یادداشت را امضا نکرد و این اتفاق در فضای مجازی رخ داد.
ب: نقاط ضعف
اول : در این یادداشت تفاهم سخنی از نحوه آغاز حمله آمریکا به جمهوری اسلامی ایران نشده و یادی از رهبر شهیدمان نشده و کشتار دانش آموزان میناب مورد اشاره واقع نشده که امر دور از انتظاری نیز نیست چون به هیچ وجه مورد قبول آمریکا واقع نمی شد و از این رو باید گفت این مسئله اگرچه یک نقطه ضعف بوده است ولی رفع آن در اختیار مسئولین مربوطه نبوده است.
دوم : در این یادداشت تفاهم نگرانی های اصولی ایران از خطرات قدرت هسته ای آمریکا به میان نیامده است . این واقعیت که آمریکا یک قدرت بدون مسئولیت در برابر بشریت است یک مسئله جدی است . کاش می شد به این نگرانی در این یادداشت اشاره شود.
سوم : در بند سوم آمده است : « جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به انجام مذاکرات و حصول به یک توافق نهائی در مدت حداکثر 60 روز قابل تمدید با رضایت طرفین متعهد می شوند » این عبارت کاملا مبهم و پرسش برانگیز است. چگونه می توان تعهد داد که در یک مدت به یک توافق خواهیم رسید . اگر این توافق انجام شده پس اعلام شود و اگر انجام نشده چگونه در باره انجام توافقی که معلوم نیست که چیست تعهد داده شده است؟ آیا این احتمال وجود ندارد که هیچگاه حقوق ما بوسیله آمریکا برسمیت شناخته نشود و ما نتوانیم با آمریکا به توافق برسیم؟ این مورد نیز از مواردی است که به نظر می رسد بهتر بود بوسیله کارشناسان دقیق تر و بیشتری دیده می شد .
چهارم: در بند چهاردهم آمده است: « توافق نهائی با یک قطعنامه الزام آور شورای امنیت سازمان ملل متحد تائید خواهد شد» درست است که شورای امنیت سازمان ملل تحت نفوذ آمریکاست ولی چه تضمینی وجود دارد که توافق احتمالی به تائید آن برسد بویژه هنگامی که بنابر مصالحی آمریکا خواهان عدم تصویب آن بوسیله شورای امنیت باشد؟
بخش سوم : ملاحظات
اول : حصول این توافق نتیجه زحمات زیاد تیم مذاکره کننده است و اتفاقا امضای رئیس جمهور آمریکا در کاخ ورسای [ کاخی که یاد آور سرانجام لوئی چهاردهم است] را باید به فال نیک گرفت.
دوم : این یک یادداشت تفاهم است و چیز دیگری نیست و ارزش یادداشت تفاهم از نظر حقوقی مشخص است.
سوم : آمریکا آخرین حربه خود علیه ایران را بکار برد و آن حربه جنگ بود . زمان بنفع آزادی و مردم سالاری در حرکت است و اقدامات خشم آلود آمریکا نمی تواند این حقایق را کتمان کند.
چهارم : این یادداشت تفاهم نشان می دهد که هدف اصلی آمریکا باز شدن تنگه هرمز برای کاهش قیمت نفت و رفع بحرانهای ناشی از آن است . پنجم : اگر خویشتن داری بیشتری کرده بودیم نتایج بیشتر و بهتری می گرفتیم.
بخش چهارم : پیشنهادات
اول : وزارت خارجه بهتر است تصریح کند که غزه بخشی از محور مقاومت است که رهبر آن [ اسماعیل هنیئه ] را دشمن صهیونیستی ، در تهران ترور کرد . اجرای این تفاهم مستلزم عقب نشینی دشمن از غزه و رفع محاصره کامل آن است.
دوم : بازگشت رفت و آمد در تنگه هرمز به روال قبل از حمله ارتش آمریکا به مردم ایران باید گذشته از اجرای تعهدات مالی و نظامی آمریکا ، پس از عقب نشینی کامل ارتش صهیونیستی از لبنان و غزه صورت پذیرد و هرگونه تجاهل در این امر عواقب ناخوشایندی برای ایران و سایر ملل مسلمان خواهد داشت . از رئیس جمهور محترم تقاضا می شود به این نکته مهم توجه فرمایند و نیرو های مسلح نیز طبیعتا به وظایف خود آشنا هستند .