محکمات و متشابهات تفاهم نامه ایران و آمریکا

این نوشتار در چهار بخش تقدیم می‌شود. بخش اول که بنظر بنده مهمترین بخش نیز هست تحت عنوان «محکمات و متشابهات تفاهم نامه» قرار دارد. عنوان بخش دوم «قوت‌ها و ضعف‌های تفاهم نامه» است و بخش سوم تحت عنوان «ملاحظات» تقدیم می‌شود و بالاخره بخش چهارم «پیشنهادات» می‌باشد.
کد خبر: ۱۵۵۶۵۶۶
نویسنده محمدحسن زورق - نویسنده و پژوهشگر

اما بخش اول ؛ یعنی «محکمات و متشابهات تفاهم نامه» . منظور از «محکمات» از نظر بنده ، حقایق مسلمی است که در رابطه با متن و حواشی تفاهم نامه باید به آنها توجه داشت و متشابهات موضوعات ابهام آلود در متن تفاهم نامه است .
الف: محکمات : بنظر من این محکمات را باید در نظر گرفت: اول : رعایت سه اصل حکمت ، عزت و مصلحت که مورد تاکید رهبر شهیدمان در طول دوران رهبری ایشان بود در دوران رهبری رهبر عزیزمان حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنه‌ای، به روشنی قابل مشاهده و ردیابی است . اصولی که ایشان در رابطه با مسائل دفاع مقدس در جنگ رمضان و مدیریت تنگه هرمز اعلام فرمودند کاملا بر آن سه اصل روشن و دقیق منطبق بوده است و همین اصول اتفاقا راهنمای مذاکره کنندگان محترم در دوران وقفه جنگ ومذاکرات کنونی نیز بوده و خواهد بود . دوم : شکی نیست که فضل و لطف الهی سبب شد پس از شهادت رئیس جمهور شهیدمان حضرت آیت الله رئیسی ، زمام امور اجرائی کشور به انتخاب مردم، در دست مردی قرار گیرد که خود از رزمندگان اسلام در دوران دفاع مقدس در جنگ تحمیلی هشت ساله بوده و از درایت و شجاعت و صداقت لازم برای ایفای نقش در این مسئولیت بزرگ و در این شرایط حساس برخوردار است و خداوند را برای این نعمت بزرگ شکرگزاریم.
سوم : این تفاهم نامه ارزش حقوقی در حد قرارداد ندارد و صرفا یک تفاهم نامه است.
چهارم : این تفاهم نامه فی حد ذاته سند شکست عملی ایالات متحده آمریکا در مقابل انقلاب اسلامی مردم ایران است. آمریکا کشوری است که بر اساس استبداد و تجاوز به حقوق بشر تاسیس شده است. مهاجمان مهاجر اروپایی با اسلحه آتشین به مردم ساکن قاره آمریکا حمله کردند و آثار تمدن‌های اینکاها و مایاها را تا آنجا که می‌توانستند از روی زمین محو کردند و ساکنان این قاره را قتل عام کردند و بر آن قاره مسلط شدند و زبان بقایای آن مردم را تغییر دادند و تمام ثروت آنان اعم از نفت و طلا و سایر منابع ذیقیمت را تحت تصرف خود در آوردند . تاسیس کشور ایالات متحد آمریکا دقیقا مانند تاسیس آن چیزی بوده است که غربی ها به آن کشور اسرائیل می گویند که این نیز بر اساس تجاوز به حقوق بشر و قتل عام ساکنان فلسطین بوجود آمده است . ایالات متحده همواره بویژه از بعد از جنگ جهانی دوم بر اساس تحکم و استبداد با مردم جهان رفتار کرده و با زبان سرنیزه با بشریت سخن گفته است . بسیاری از کارشناسان معتقدند سازمان ملل متحد پوششی بر روی استیلای جهانی آمریکا است. تا امروز آمریکا با هیچ کشوری مخصوصا کشورهای جهان سوم ،از موضع تقریبا برابر گفتگو نکرده است . این اولین بار است که آمریکا با ادبیاتی آشنا می شود که در آن ناگزیر است بطور نسبی به بعضی از حقوق سایر ملت ها اعتراف کند.
 یادمان باشد که آمریکا به منظور نابودی جمهوری اسلامی به کشور ما حمله ور شد و دست به اقدامات تروریستی وسیع زد و کودکان میناب را ، رهبر انقلاب را ، دانشمندان کشور را ، فرماندهان از جان گذشته نیروهای مسلح را و مردم عادی را به خاک و خون کشید و حالا ناچار شده با جمهوری اسلامی ایران تفاهم نامه پایان جنگ امضا کند.
پنجم: آمریکا که تا امروز از حرکت های آزادیبخش اسلامی نظیر حماس و جهاداسلامی برای آزادی فلسطین ، حزب الله لبنان ، انصارالله یمن حشدالشعبی عراق بعنوان گروههای تروریستی نام می برد حالا در این تفاهم نامه با آنها بعنوان واقعیت‌های مشروع سیاسی و نظامی وارد تعامل و عقد تفاهم نامه شده است و در بند اول این تفاهم نامه عملا وجود مشروع و انکار ناپذیر آنها را برسمیت شناخته است و متذکر شده که خودش و نیروی‌‎های متحدش [ بخوانید نیروی‌های نیابتیش یعنی اسرائیل] هیچ جنگ و هیچ عملیات نظامی علیه ملتهای مسلمان منطقه و محور مقاومت اسلامی براه نیندازد و البته همانطور که انتظار می‌رفت حتی باندازه چند ساعت نتوانست خویشتن داری کند و دست به خون ریزی و کشتار در فلسطین و لبنان نزند و عملا تفاهم نامه را نقض کرده و زیر پا گذاشته است.
ششم : آمریکای پس از جنگ رمضان هرگز آمریکای قبل از جنگ رمضان نخواهد شد و چرخ زمان به ضرر این قدرت به چرخش در آمده است کما اینکه تنگه هرمز که بخش عمده آن در آبهای سرزمینی کشور ماست دیگر هرگز در وضعیت قبل از جنگ رمضان قرار نخواهد گرفت و مثل آب نذری وقف رفت و آمد کشتی های هر قدرتی نخواهدشد، بویژه قدرتهائی که تشنه به خون مردم مسلمان منطقه هستند.
ب : متشابهات تفاهم نامه 
اول : در بند چهارم این تفاهم نامه آمده است : « بلافاصله با امضای این یادداشت تفاهم ایالات متحده شروع به رفع محاصره دریائی و هر گونه مزاحمت و یا ممانعت علیه جمهوری اسلامی ایران می کند و ظرف 30 روز به محاصره دریائی بطور کامل خاتمه خواهد داد و در طول این مدت [ یعنی در این سی روز] تردد کشتی ها متناسب با ترافیک قبل از جنگ ، که از سوی جمهوری اسلامی بر قرار می شود ، خواهد بود » البته باید در نظر داشت که متن اصلی تفاهم نامه در اختیار ما نیست و آنچه در اختیار ماست متنی است که رسانه ها منتشر کرده اند . اگر متن همین باشد ، در این صورت معنی آن چنین است که مطابق این بند ، آمریکا تا سی روز پس از امضاء تفاهم نامه ملزم به رفع کامل محاصره دریائی ایران نیست ولی ایران از لحظه امضای تفاهم نامه ملزم به برقراری ترافیک دریائی در تنگه هرمز در حد پیش از آغاز حمله ارتش آمریکا است هرچند در بند پنجم ذکر شده ایران ظرف سی روز اقدام به مین روبی و رفع موانع فنی و نظامی می کند ولی در باره تعهد ایران برای برقراری تردد در حد پیش از حمله ارتش آمریکا مهلت سی روزه ذکر نشده . آیا این شبیه موارد قبلی در قرارداد الجزایر و برجام نیست که ما در مقابل وعده دشمن دست به اقدام عملی بنفع دشمن زدیم؟ در قرارداد الجزایر جاسوس ها را آزاد کردیم و در برجام قلب رآکتور اراک را با سیمان پر کردیم و دشمن به وعده هایش عمل نکرد . در این جا خود را در موقعیت برقراری شرایط پیش از جنگ رمضان در تنگه هرمز قرار می دهیم در حالیکه آمریکا هیچ وعده فوری نمی دهد و نقد ترین وعده اش از همین حالا یک مدت سی روزه دارد . چرا؟ بهتر بود به این نکته توجه می شد آیا بهتر نبود متن را قبل از امضاء ، کارشناسان دقیق تر و یا بیشتری می دیدند؟ 
دوم : در بند چهارم از نوع کشتی هائی که قرار است تردد کنند ذکری دیده نمی شود در حالیکه در بند پنجم از «نوع کشتی‌ها» یاد شده و ذکر شده «کشتی‌های تجاری» . آیا بنا بر بند چهارم قرار است تنگه هرمز بروی کشتی های جنگی دشمن و متحدانش [ اعم از ناتو و غیره ] نیز باز شود؟ اگر چنین قراری نیست بهتر بود تصریح شود که تنگه بروی تردد کشتی های جنگی کشور متخاصم و متحدانش باز نخواهد شد.
سوم : در بند هفتم ذکر شده که آمریکا متعهد شده انواع تحریم‌هایش را لغو کند ولی این تعهد بعنوان بخشی از توافق نهائی نهائی ذکر شده . من این طور می فهمم در اینجا امریکا هیچ تعهدی نداده چون این تعهد مشروط به توافق نهائی که معلوم نیست کی و چگونه تحصیل شود، شده است. در این مورد نیز بهتر بود متن پیش از امضا توسط بخش وسیع تری از جامعه صاحبنظران دیده می شد . چهارم : در بند هشتم سخن از نوعی تسلیحات به میان آمده و رئیس جمهور محترم ایران تائید کرده‌اند که ایران آن نوع سلاح را تهیه و یا ابتیاع نخواهد کرد . بنظر می رسد از آنجا که در قانون اساسی مسئله جنگ و صلح در حوزه اختیارات رهبری دیده شده بنابراین تمام مسائل مربوطه هم در آن حوزه قرار می گیرد و هر نوع اتخاذ تصمیم در این حوزه ها از سوی سایر مقامات فاقد وجاهت از جهت قانون اساسی است و هیچ اعتباری نخواهد داشت و استیذان در این امور از وجاهت لازم از نظر قانون اساسی برخوردار نیست. قاعدتا از جهت حقوق اساسی نیز آنچه مربوط به حفظ کیان کشور است اصولا مذاکره پذیر نیست.
پنجم : در باره رقیق‌سازی اورانیوم غنی شده مباحثی ذکر شده از آن جمله پیش از آنکه توافق نهائی صورت پذیرد سخن از رقیق سازی به میان آمده پرسش این است که چرا آمریکا باید نگران مقدار نسبتاً اندکی اورانیوم غنی شده [ در مقایسه با آنچه در آمریکا و کشورهای متحدش وجود دارد] در ایران باشد و به این خاطر به کشور ما حمله ور شود ولی مانباید نگران تهدید اتمی آمریکا برای ایران و جهان باشیم و چرا در این تفاهم نامه هیچ اشاره‌ای به این نگرانی نشده است؟
ششم: در بند دهم آمده ایالات متحده آمریکا متعهد می شود بلافاصله با امضای این یادداشت تفاهم تا زمان خاتمه تحریم ها تمهیدات لازم را برای صادرات نفت خام ایران و... در نظر بگیرد . این بند بطور ضمنی می گوید که پایان تحریم‌ها بلافاصله پس از امضای این یادداشت تفاهم نخواهدبود در حالیکه ظاهرا بر اساس این یادداشت تفاهم بازگشت رفت و آمد از تنگه هرمز بشرایط قبل از حمله ارتش آمریکا بلافاصله با امضای این یادداشت تفاهم صورت می گیرد. این مورد نیز یاد آور موارد اقدام عملی از سوی ایران و وعده از سوی آمریکادر معاهده های پیشین است . هفتم : آزاد سازی دارائی های مسدود شده ایران بر اساس بند یازدهم جزء تعهدات آمریکا آمده ولی رول آزادسازی این وجوه موکول به مذاکراتی که در آینده صورت خواهد گرفت ، شده است . در اینجا نیز سخن از تعهد آمریکا به میان آمده بدون آنکه واقعا تعهدی برای آمریکا ایجاد شده باشد . خوب بود این بند و سایر نظایر آن پیش از امضا با دقت بیشتری دیده می شد و یا در معرض دید و نگاه کارشناسان بیشتری گذاشته می شد .
 
بخش دوم قوت ها و ضعف های تفاهم نامه
 الف: قوت‌ها : اول: نفس امضای این تفاهم نامه با ابرقدرتی که رسما برای نابودی جمهوری اسلامی ایران به میدان آمد یک نقطه قوت است که باید آن را در نظر داشت . دوم: شمول این تفاهم نامه بر جبهه مقاومت اسلامی که شامل فلسطین ، لبنان ، عراق ، یمن نیز می شود از نقاط قوت این تفاهم نامه است هرچند در عمل دشمن و یا متحدان و نیروهای نیابتیش التزامی به آن نداشته باشند.
سوم : تعهدی که آمریکا در باره جبران خسارتی که در جنگ به ایران زده ، داده است هرچند غیر روشن و در عین حال احتمالا آبکی است گویای وضعیت آمریکا از نظر شرایط جنگی است . در این بند آمریکا بطور ضمنی پذیرفته است که حداقل 300 میلیارد دلار به ایران خسارت زده و از نظر حقوقی ملزم به پرداخت آن یا مستقلا و یا مشترکا با متحدان منطقه ای که دارد، می باشد.
چهارم : بند نهم نیز از نقاط قوت آن است زیرا قبول می کند که تا توافق نهائی وضعیت دستاوردهای هسته ای کشور در موقعیت کنونی حفظ خواهد شد. 
پنجم : بند یازدهم از نطر اعلام رسمی التزام آمریکا به پرداخت دیون خود به ایران یک نقطه قوت است هرچند در عمل ممکن است آمریکا آن را بدست فراموشی بسپارد و یا زیر پای بگذارد.
ششم : بنظر می رسد نحوه امضای یادداشت تفاهم از نقاط قوت آن محسوب می شود رئیس جمهور در یک ملاقات حضوری با تشریفات رسمی این یادداشت را امضا نکرد و این اتفاق در فضای مجازی رخ داد.
ب: نقاط ضعف 
اول : در این یادداشت تفاهم سخنی از نحوه آغاز حمله آمریکا به جمهوری اسلامی ایران نشده و یادی از رهبر شهیدمان نشده و کشتار دانش آموزان میناب مورد اشاره واقع نشده که امر دور از انتظاری نیز نیست چون به هیچ وجه مورد قبول آمریکا واقع نمی شد و از این رو باید گفت این مسئله اگرچه یک نقطه ضعف بوده است ولی رفع آن در اختیار مسئولین مربوطه نبوده است.
دوم : در این یادداشت تفاهم نگرانی های اصولی ایران از خطرات قدرت هسته ای آمریکا به میان نیامده است . این واقعیت که آمریکا یک قدرت بدون مسئولیت در برابر بشریت است یک مسئله جدی است . کاش می شد به این نگرانی در این یادداشت اشاره شود.
سوم : در بند سوم آمده است : « جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به انجام مذاکرات و حصول به یک توافق نهائی در مدت حداکثر 60 روز قابل تمدید با رضایت طرفین متعهد می شوند » این عبارت کاملا مبهم و پرسش برانگیز است. چگونه می توان تعهد داد که در یک مدت به یک توافق خواهیم رسید . اگر این توافق انجام شده پس اعلام شود و اگر انجام نشده چگونه در باره انجام توافقی که معلوم نیست که چیست تعهد داده شده است؟ آیا این احتمال وجود ندارد که هیچگاه حقوق ما بوسیله آمریکا برسمیت شناخته نشود و ما نتوانیم با آمریکا به توافق برسیم؟ این مورد نیز از مواردی است که به نظر می رسد بهتر بود بوسیله کارشناسان دقیق تر و بیشتری دیده می شد .
چهارم: در بند چهاردهم آمده است: « توافق نهائی با یک قطعنامه الزام آور شورای امنیت سازمان ملل متحد تائید خواهد شد» درست است که شورای امنیت سازمان ملل تحت نفوذ آمریکاست ولی چه تضمینی وجود دارد که توافق احتمالی به تائید آن برسد بویژه هنگامی که بنابر مصالحی آمریکا خواهان عدم تصویب آن بوسیله شورای امنیت باشد؟
 
بخش سوم : ملاحظات
اول : حصول این توافق نتیجه زحمات زیاد تیم مذاکره کننده است و اتفاقا امضای رئیس جمهور آمریکا در کاخ ورسای [ کاخی که یاد آور سرانجام لوئی چهاردهم است] را باید به فال نیک گرفت.
دوم : این یک یادداشت تفاهم است و چیز دیگری نیست و ارزش یادداشت تفاهم از نظر حقوقی مشخص است.
سوم : آمریکا آخرین حربه خود علیه ایران را بکار برد و آن حربه جنگ بود . زمان بنفع آزادی و مردم سالاری در حرکت است و اقدامات خشم آلود آمریکا نمی تواند این حقایق را کتمان کند.
چهارم : این یادداشت تفاهم نشان می دهد که هدف اصلی آمریکا باز شدن تنگه هرمز برای کاهش قیمت نفت و رفع بحرانهای ناشی از آن است . پنجم : اگر خویشتن داری بیشتری کرده بودیم نتایج بیشتر و بهتری می گرفتیم.
 
بخش چهارم : پیشنهادات 
اول : وزارت خارجه بهتر است تصریح کند که غزه بخشی از محور مقاومت است که رهبر آن [ اسماعیل هنیئه ] را دشمن صهیونیستی ، در تهران ترور کرد . اجرای این تفاهم مستلزم عقب نشینی دشمن از غزه و رفع محاصره کامل آن است.
 دوم : بازگشت رفت و آمد در تنگه هرمز به روال قبل از حمله ارتش آمریکا به مردم ایران باید گذشته از اجرای تعهدات مالی و نظامی آمریکا ، پس از عقب نشینی کامل ارتش صهیونیستی از لبنان و غزه صورت پذیرد و هرگونه تجاهل در این امر عواقب ناخوشایندی برای ایران و سایر ملل مسلمان خواهد داشت . از رئیس جمهور محترم تقاضا می شود به این نکته مهم توجه فرمایند و نیرو های مسلح نیز طبیعتا به وظایف خود آشنا هستند .
 
newsQrCode
برچسب ها: محمدحسن زورق
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها