وضعیتی که نه میتوان آن را با قطعیت تایید کرد و نه میتوان آن را بهطور کامل رد کرد. در این فضای خاکستری، درستعملکردن صرفا یک مهارت حرفهای رسانهای نیست، بلکه از منظر دینی نیز یک مسئولیت اخلاقی بهشمار میآید.
شرایط بحرانی یا نیمهبحرانی منطق ویژه خود را دارد. در وضعیتهای عادی رقابتهای سیاسی یا تعاملات بینالمللی، خبررسانی معمولا تابع قواعد شناختهشدهتری است اما زمانی که جامعه در معرض تنش، تهدید یا درگیری قرار میگیرد، هر خبر و هر تحلیل میتواند پیامدهای روانی و اجتماعی گستردهای داشته باشد. از همینرو در آموزههای دینی بر اصل «تبین» تاکید شده است؛ یعنی بررسی و اطمینان از صحت خبر پیش از انتشار یا داوری درباره آن. این اصل در شرایط ابهام، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند.
در کنار این اصل، تجربههای تاریخی نیز نباید نادیده گرفته شود. بارها پیش آمده است که توافقها و تعهدات، حتی در قالب اسناد رسمی، با بدعهدی و بیاعتنایی مواجه شدهاند. از منظر دین، اعتماد کورکورانه نه فضیلت اخلاقی محسوب میشود و نه نشانه عقلانیت. دین در مواجهه با چنین موقعیتهایی بر «حزم» و «احتیاط حکیمانه» تاکید میکند؛ بهاینمعنا که باید واقعیتها را دید، تجربهها را در نظر گرفت و از سادهانگاری پرهیز کرد.
بههمیندلیل، رسانه در چنین فضایی نه میتواند تصویر اغراقآمیزی از امید و گشایش بسازد و نه مجاز است جامعه را به سمت یاس و بدبینی مطلق سوق دهد. اخلاق دینی از رسانه میخواهد میان این دو افراط تعادل برقرار کند. در عمل نیز این تعادل به دو وظیفه اساسی برای رسانه تبدیل میشود: نخست جلوگیری از هیجانزدگی در برابر هر خبر یا نشانه و دوم پرهیز از سادهسازی واقعیتهای پیچیده.
ریشه بلاتکلیفی خبری دقیقا در همین تضاد نهفته است؛ ازیکسو نشانههایی از امکان گفتوگو یا توافق مطرح میشود و از سوی دیگر تجربهها و شواهد موجود نشان میدهد که نمیتوان با اطمینان کامل به چنین روندی تکیه کرد. در این میان، دین بر اصل «حکمت همراه با عزت» تاکید دارد. معنای رسانهای این اصل آن است که زبان رسانه باید هم واقعبینانه باشد و هم حافظ کرامت جامعه؛ زبانی که نه از موضع ضعف سخن بگوید و نه در دام هیجانهای زودگذر بیفتد.
در برخی موقعیتهای بحرانی نیز اساسا امکان شکلگیری یک مذاکره واقعی و پایدار زیر سؤال میرود؛ بهویژه زمانی که طرف مقابل در رفتار خود نشانهای از عقلانیت پایدار یا صداقت در تعهدات نشان نمیدهد. در چنین شرایطی، رسانه باید برای مخاطبان توضیح دهد که هر خبر مثبت لزوما بهمعنای شکلگیری یک روند مطمئن و قابل اتکا نیست. گاه چنینخبرهایی تنها بخشی از مدیریت شرایط پیچیده و تلاش برای تثبیت دستاوردهای بهدستآمده در میدان است.
در عین حال، مردم نیز در چنین وضعیتهایی انتظارهایی روشن از رسانه دارند. نخست آنکه تا حد امکان با آنان صادقانه سخن گفته شود و اطلاعاتی که بیان آن آسیبی به منافع کشور وارد نمیکند، در اختیارشان قرار گیرد. دوم آنکه رسانه در بیان اخبار، مرز میان شفافیت و حفظ محرمانگی را رعایت کند. بدیهی است که همه جزئیات، بهویژه آنچه به مسائل امنیتی و حساس مربوط میشود، قابل انتشار نیست اما بیخبر گذاشتن جامعه نیز با اخلاق دینی و احترام به بلوغ اجتماعی مردم سازگار نیست.
در فضای مهآلود خبری، همواره تلاشهایی برای شکلدادن به جنگ روایتها و ایجاد فاصله میان مردم، میدان و تصمیمگیران وجود دارد. از همینرو رسانه باید بیش از هر زمان دیگری مراقب باشد که ناخواسته در چارچوب عملیات روانی دیگران قرار نگیرد. وظیفه رسانه در چنین شرایطی واکنشهای شتابزده نیست، بلکه حفظ جایگاه اطمینانبخش خود در میان افکار عمومی است.
از منظر دین، رسانه در دوران بلاتکلیفی باید بر سه اصل اساسی تکیه کند: تبین، یعنی پرهیز از شتاب در اعلام یا تحلیل خبر؛ حکمت، یعنی انتخاب واژهها و روایتها با در نظر گرفتن پیامدهای اجتماعی آن؛ و صداقت، یعنی گفتن آنچه دانستن آن حق مردم است.
رسانهای که به این سه اصل پایبند بماند، نه با هر خبر یا شایعهای دچار هیجان میشود و نه در برابر فشارها به سکوتی زیانبار تن میدهد. چنین رسانهای میتواند در دل فضای مبهم و پرابهام خبری، جامعه را از اضطراب و سردرگمی بهسمت آگاهی آرام و مسئولانه هدایت کند؛ همان چیزی که در نگاه دینی، نشانه تعهد رسانه در قبال افکار عمومی است.
مروری بر فهرست مهمترین فیلمهای تابستان ۲۰۲۶ هالیوود