تیمی که ابتدا در بغداد و سپس در اردن به دام افتاده و موشکها اطرافشان در حال پرواز بودند. یک سفر آشفته ۹ هزار مایلی به مکزیک، جایی که همه چیز به یک شب بستگی دارد، آخرین کشوری که راهیابی را نهایی میکند و هنگامی که آنها سرانجام فرود میآیند، قهرمانی که گل او آنها را به آنجا رساند توسط افبیآی بازداشت میشود و ایمن حسین که قرار است عکسهایش تاریخ را مستند کند، هفت ساعت در فرودگاه حبس میشود. شاید هیچ سفری به جام جهانی مانند سفر عراق نبوده باشد.
گراهام آرنولد میگوید: «این یک تجربه بود». این مربی ۶۲ساله استرالیایی که آنها را در تمام این مسیر رهبری کرد و هر جا میرود مورد هجوم قرار میگیرد، مصمم است که هنوز چیزی تمام نشده. آرنولد پس از تمام سختیها میگوید: «حالا زمان آن است که به جهان نشان دهیم چه داریم.»
روزی که ایجنت آرنولد در مورد تیم ملی عراق تماس گرفت، صحبتش را این طور آغاز کرد: «یک پیشنهاد از تیم ملی عراق رسیده، اما بهنظرم آن را رد کنیم.» آرنولد فورا پاسخ داد: «چراکه نه؟»
می ۲۰۲۵ بود، کمتر از یک سال از زمانی که او بهعنوان سرمربی استرالیا استعفا داده. عراق پس از شکست ۲-۱ مقابل فلسطین در دور سوم مقدماتی آسیا، خسوس کاساس و تقریبا کل کادر را اخراج کرده بود و آنها میخواستند سریع جواب بگیرند و به آرنولد سه روز فرصت داده شد. بهنظر میرسید پاسخ منفی واضح باشد، اما آرنولد چیز دیگری میخواست و بله را گفت. حالا پس از ۱۲ ماه آنها برای اولین جام جهانی خود از سال ۱۹۸۶ در شیکاگو فرود آمدند.
آرنولد اعتراف میکند: «در ابتدا خانواده چندان حامی نبودند و دوستان نگران بودند، اما من شش هفت ماه پس از استرالیا از فوتبال دور بودم و این داشت من را دیوانه میکرد. وقتی مربیگری میکنید، هر روز یک هدف و یک چالش دارید. وقتی ناگهان آن را کنار میگذارید، از نظر ذهنی کنار آمدن با آن آسان نیست. در آن زمان بود که پیشنهاد را دریافت کردم. یک چیز واقعا مهم است. من فقط مربیگری را دوست دارم.»
او ادامه میدهد: «من در طول سالها با عراق بازی کرده بودم. یک بازی در سال ۲۰۰۷ که آنها ما را ۳-۱ شکست دادند. هر بار که آنها را تماشا میکردم، بهنظرم میرسید که آنها بازیکنان خوبی دارند، اما مشکلی وجود داشت. نمیتوانستم بفهمم چرا آنها نتوانستهاند به جام جهانی راه یابند. تصمیم من براساس کیفیت بازیکنان بود. اگر آنها شش یا ۱۰سال پیش راه یافته بودند، احتمالا این کار را نمیکردم، اما این واقعیت که آنها ۴۰سال از این رقابت دور بودند، یک چالش بزرگ بود.»
آرنولد میگوید: «آنها کاملا به فوتبال وسواس دارند. من از میزان شور و اشتیاق آنها شوکه شدم. روزی که به بغداد رسیدم، بازی رئال مادرید مقابل بارسلونا بود و آن روز تعطیلات عمومی است تا همه بتوانند بازی را تماشا کنند. آنها لیگ برتر و همه چیز را تماشا میکنند. وقتی تیمهای لیگ برتر عراق بازی میکنند، ۳۰، ۴۰ یا ۵۰ هزار نفر در ورزشگاه حاضر هستند. آنها مشتاق بودند به جام جهانی برسند برای پرچم کشورشان.»
او ادامه میدهد: «بسیاری از آن فشار به بازیکنان منتقل میشد. یکی از اولین چیزهایی که دیدم این بود که وقتی بچهها به اردو میآمدند، تقریبا دچار حملات پنیک میشدند. زیرا فشار بسیار زیاد بود، اما من به روانشناسی اعتقاد زیادی دارم، به ایجاد باور، نه فقط بازیکنان بهعنوان فرد بلکه بهعنوان یک گروه. من ۲۶بازیکن را دیدم که به تلفنهایشان اعتیاد داشتند؛ بنابراین رسانههای اجتماعی را ممنوع کردم. آنها متوجه شدهاند که رسانههای اجتماعی پر از دروغ و منفیگرایی هستند.»
آرنولد به بازیکنان گفت که رابطهشان پدر پسری است و کارکنانش برادرانش هستند. او میگوید: «روز اول میخواستم یک جلسه با بازیکنان داشته باشم و چهار بازیکن دیر آمدند. گفتم: «اگر انسانهایی نیستید که نمیتوانید سر وقت حاضر شوید، هیچ شانسی برای راهیابی نخواهید داشت. من استرالیایی هستم. نمیتوانستم بیایم و همه را استرالیایی کنم. من هشت ماه در بغداد زندگی کردم. زیرا میخواستم بفهمم آنها بهعنوان انسان چگونه هستند، فرهنگشان، زندگی روزمرهشان. مجبور شدم روشهای خود را تغییر دهم.»
آرنولد در طول دور سوم وارد شد و عراق در رده سوم قرار گرفت. در دور چهارم، عراق با تفاضل گل از عربستان سعودی عقب افتاد و راهی پلیآف شد. آنها با پنج بازیکن غایب در بازی رفت مقابل امارات به تساوی ۱-۱ رسیدند. بازی برگشت در بصره هم ۱-۱ شد تا کار به وقتهای اضافی بکشد. در دقیقه ۱۷ وقت تلف شده، داور برای یک هند به کنار زمین فراخوانده شد. آرنولد آن را ندیده بود و پنالتی را هم ندید. به هر حال العمارى گل زد و عراق را به پلیآف نهایی فرستاد، اما موانع جدیتری بهدنبال داشت.
آرنولد که از صدای هلیکوپترها در ساعت ۴ صبح بیدار شده بود و هفت ماه پس از تخلیه سفارت آمریکا در بغداد، با توصیه سفیر استرالیا به کویت رانده شده بود، در دبی مشغول تماشای یک بازیکن بود که اسرائیل و ایالات متحده در صبح ۲۸فوریه به ایران حمله کردند. او در فاصله کمتر از دو کیلومتری آن سوی آب، آن را بلندترین صدایی که تا به حال شنیده بود توصیف میکند. او میگوید: «من از فیفا خواستم بازی را به تعویق بیندازد. خب واقعا جوانمردانه نبود که ما نتوانستیم بازیکنان و کارکنان پشتیبانی را از بغداد خارج کنیم. آنها در نهایت کمک کردند و یک پرواز چارتر برای ما به اردن گرفتند.»
وقتی بازیکنان عراق ساعت ۲ بامداد به هتل رسیدند، آرنولد منتظر آنها بود. او گفت: «اولین کاری که کردم این بود که گفتم خب، ما از این جنگ بهعنوان چه چیزی استفاده میکنیم؟ یک بهانه یا انگیزه؟ زیرا اگر قرار است یک بهانه باشد، ممکن است امروز به خانه برویم.»
عراق با نتیجه ۲ بر یک بولیوی را شکست داد و آخرین جایگاه جام جهانی را بهدست آورد. پیروزی مقابل آندورا و تساوی ۱-۱ با اسپانیا اعتماد به نفس را برای عراقیها افزایش داد. آرنولد میگوید: «این چهارمین جام جهانی من خواهد بود و نتایج همیشه به روش درست پیش نمیروند. در جام جهانی گذشته، عربستان سعودی آرژانتین را شکست داد. این در مورد آمادهسازی ذهنی بازیکنان است. ما یک گروه بسیار بسیار سخت با نروژ، فرانسه و سنگال داریم، اما این یک فرصت عالی است. مردم میگویند گروه مرگ، اما این گروه هیجان است. احساس میکنم در این جام جهانی حتی بهتر از مرحله مقدماتی خواهیم بود. زیرا فشارها کاملا از روی شانههای آنها برداشته شده است.»
او ادامه میدهد: «ما مطلقا هیچ فشاری نداریم. زیرا همه، حتی در عراق انتظار دارند ما هر سه بازی را ببازیم. مهمترین چیز این است که وقتی وارد زمین میشویم شجاع باشیم، با انرژی و هیجان بازی کنیم. این یک امتیاز است که در مقابل بازیکنان فوقالعادهای مانند ارلینگ هالند، کیلیان امباپه و سادیو مانه قرار بگیریم. این فرصتی است برای نشان دادن آنچه داریم. من به ایجاد این باور در آنها اهمیت زیادی میدهم که ما قادر به انجام کاری هستیم که جهان را شوکه خواهد کرد و واقعا معتقدم در این جام جهانی این اتفاق خواهد افتاد.»