
انگار که ندرلند یا همان هلند را بگوییم «سرزمین پست» یا «پایینلند». همین قدر بامزه. آن سالها از این دست واژهسازیها زیاد مصطلح میشد بین مردم که دلیلش احتمالا فقر اطلاعات یا عدم دسترسی کافی به منابع بود. مثلا سالها میگفتند «روبرتو باگیو» تا این که فهمیدیم «باجو» درست است. یا آقا «گئورگی هاگی» که بعدها شد «هاجی» یا «دیوید بکهام» که بعدا شد «بکام».
جالب آنکه در فارسی نمونههای مشابه دیگری هم وجود دارد، مثل گینهنو به جایPapua New Guinea یا کالدونیای جدید به جای New Caledonia! خلاصه با همین دست فرمان نیوزیلند هم شده بود زلاندنو.
آن سالها نیوزیلند محلی از اعراب نداشت در فوتبال. آنها آنقدر حریف آسانی بودند که وقتی مهرماه سال ۸۲ برای بازی بین قارهای یا همان چلنج کاپ آمدند به ورزشگاه آزادی، تقریبا همه میدانستند مقابل ایران حرفی برای گفتن ندارند. همین هم شد. آن روز نیوزیلند در تنها بازی رسمی خود مقابل ایران، ۳ گل خورد و چند گل هم نخورد تا با دست خالی به خانه برگردد. حالا بعد از ۲۴ سال، اوضاع مثل سابق نیست. آنها در همین یکسال اخیر در بازیهای دوستانه ساحل عاج را بردهاند، با نروژ مساوی کرده و همین چند روز پیش هم در آخرین بازی دوستانهشان قبل از شروع جام جهانی، مقابل انگلیس فقط با یک گل باختهاند. حالا دیگر فاصله فوتبال ما و نیوزیلند آنقدرها نیست که خیالمان از بردن این حریف راحت باشد و فقط به فکر تفاضل گل باشیم. آنها در ترکیب خود برای جام جهانی ۲۰۲۶، هجده بازیکن دارند که خارج از نیوزیلند در اروپا و آمریکا توپ میزنند. همین یک مورد کافیست تا همه ذهنیتهای قبلی درباره تیم ملی فوتبال نیوزیلند را کنار بزنیم.
روی کاغذ، بازی فردا آسانترین بازی ما در این تورنمنت است اما در واقعیت هیچ بازی آسانی برای تیم ملی در جام جهانی وجود ندارد. فقط باید بجنگیم، با تمرکز کامل بازی کنیم و کم اشتباه باشیم. مثل بازی با ولز در جام جهانی ۲۰۲۲، یا بازی با مراکش در جام جهانی ۲۰۱۸. یا خاطره انگیزترین آنها؛ بازی با آمریکا در جام جهانی ۹۸. دلمان یک برد دیگر میخواهد تا همه حواشی این ماههای اخیر را از پیرامون تیم ملی کشورمان بشوید و با خود ببرد. بردی که بشود مقدمه یک تاریخسازی بزرگ برای شکستن طلسم عذابآور ۶ دوره حذف شدن در مرحله گروهی و عدم صعود به مرحله بالاتر. همین انگیزهها کافیست که ساعت ۴ و نیم صبح بیدار شویم و به تماشای بازی اول تیم ملی در جام جهانی بنشینیم. بیدار بمانیم و از راه دور انرژی مثبت بفرستیم برای پیروزی برو بچههای ایران. ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ میتواند یکی از همان روزهای خوب فوتبال ایرانمان باشد. روزی که نام ایران بالاتر از همه کارشکنیها و حاشیهها، بهعنوان تیم برنده زمین، فریاد زده میشود.