لزوم پیوست رسانه‌ای برای اقتصاد دریاپایه

در عصر روایت‌ها، هیچ راهبرد ملی‌ای بدون پیوست رسانه‌ای به سرانجام نمی‌رسد. اقتصاد دریاپایه نیز پیش از آن‌که در سواحل و بنادر شکل بگیرد، باید در قاب رسانه ملی و در ذهن افکار عمومی تثبیت شود.
در عصر روایت‌ها، هیچ راهبرد ملی‌ای بدون پیوست رسانه‌ای به سرانجام نمی‌رسد. اقتصاد دریاپایه نیز پیش از آن‌که در سواحل و بنادر شکل بگیرد، باید در قاب رسانه ملی و در ذهن افکار عمومی تثبیت شود.
کد خبر: ۱۵۵۵۴۷۸
برای دهه‌ها اقتصاد ایران به نفت و نگاه به درون مرز‌ها گره خورده بود، اما منطق حکمرانی مدرن و تحقیقات ژئوپلیتیک نشان می‌دهد کلید اصلی جهش اقتصاد کشور در امتداد بیش از ۵۸۰۰ کیلومتر پهنه آبی کشور از جنوب تا شمال نهفته است. توسعه دریاپایه تنها یک عبارت در اسناد بالادستی نیست بلکه راهبردی حیاتی برای عبور از بن‌بست‌های اقتصادی و بهره‌گیری از سفره‌ای است که طبیعت پیش روی ما گشوده است. اگر قرار است رشد اقتصادی ایران شتاب بگیرد، این شتاب باید از موج‌های نیلگون خلیج فارس و دریای عمان در جنوب تا کرانه‌های راهبردی دریای خزر در شمال آغاز شود. 

ایران در حساس‌ترین نقطه اتصال شرق به غرب و شمال به جنوب قرار دارد. تنگه هرمز، خلیج فارس و دریای عمان ستون‌های اصلی یک امپراتوری اقتصادی بالقوه در جنوب هستند و دریای خزر دروازه ورود ما به اوراسیا و کریدور‌های حیاتی شمال است. سواحل مکران با دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد پتانسیل تبدیل شدن به قطب صنعتی را دارد و بنادر شمالی کانون تبادلات تجاری با همسایگان شمالی، اما سوال اینجاست چرا با وجود این پتانسیل شهر‌های ساحلی ما هنوز با شاخص‌های ایده‌آل فاصله دارند. پاسخ در عدم باور عمومی، نبود زیرساخت‌های کارآمد و از همه مهم‌تر نبود یک پیوست رسانه‌ای هوشمندانه برای گره زدن مزیت جغرافیایی به مزیت اقتصادی نهفته است.
 
تحقق کارآمدی اقتصاد دریاپایه به این معناست که ساحل نباید صرفا جایی برای تخلیه کالا باشد. کارآمدی یعنی تبدیل سواحل به مراکز تولید ثروت ایجاد شهر‌های نوین ساحلی و توسعه جزایری که هر کدام می‌توانند یک قطب اقتصادی مستقل باشند. 

وقتی از توسعه پرشتاب حرف می‌زنیم یعنی باید از ظرفیت‌های ترانزیتی شمال و جنوب برای دور زدن محدودیت‌ها و اتصال به بازار‌های جهانی استفاده کنیم دریای عمان پهنه مکران و بنادر شمالی در کنار هم دروازه‌های خروج ایران از اقتصاد تک‌محصولی هستند. 

در این میان رسانه و به‌طور اخص صداوسیما و شبکه‌های استانی باید به‌عنوان پیشران توسعه عمل کنند نقش رسانه در این نقشه راه چندبعدی است. 

۱. تغییر پارادایم: رسانه باید ذهنیت مدیران و شهروندانش را از اقتصاد خشکی به اقتصاد دریامحور تغییر دهد.
 
۲. مطالبه‌گری تخصصی: صداوسیما باید با نقد بروکراسی‌های مانع توسعه در تمام سواحل راه را برای سرمایه‌گذار باز کند. 

۳. تصویرسازی از آینده: نمایش ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری در سواحل و جزایر امید صادق ایجاد می‌کند. رسانه باید فرهنگ دریایی را به بخشی از هویت ملی تبدیل کند تا سرمایه‌ها به‌جای بازار‌های کاذب به‌سمت دریا سرازیر شوند. 

تجاوز وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران اسلامی در جنگ رمضان یک واقعیت سخت را عیان کرد: اهمیت پهنه‌های آبی فراتر از تصورات سنتی است. این تقابل استراتژیک نشان داد تسلط بر تنگه هرمز و حضور مقتدرانه در خلیج فارس دریای عمان و سواحل مکران تنها یک مزیت نظامی نیست بلکه عمق استراتژیک بقای کشور است. 

نقش رسانه ملی و به‌تبع آن رسانه‌های استانی در تبیین و مهندسی افکار عمومی نسبت به ظرفیت‌های بی‌بدیل ژئواستراتژیک ژئواکونومیک و از همه مهم‌تر ژئوکالچر پهنه‌های آبی و سواحل جنوب و شمال کشور بسیار حائز اهمیت است؛ لذا در سطح رسانه کارآمدی و ظرفیت‌های اقتصاد دریا باید به‌طور جدی مدنظر برنامه‌سازان قرار بگیرد و حتی این ضرورت که کارگروه تولیدات دریاپایه در رسانه برای اثربخش بودن برنامه‌های این حوزه با حضور کارشناسان رسانه و حوزه اقتصاد دریاپایه شکل بگیرد. حقیقت آن است که آینده ایران از مسیر آب‌ها می‌گذرد.

برای این‌که جغرافیا به ثروت تبدیل شود نیازمند یک انقلاب در حوزه مدیریتی هستیم و رسانه باید با تبیین دقیق مفهوم کارآمدی توسعه دریاپایه فشار لازم را برای خروج از پیله اقتصاد سنتی ایجاد کند. ما باید از (نشستن کنار دریا) به (زیستن با دریا) تغییر وضعیت دهیم تا جنوب و شمال ایران به قلب تپنده تجارت فرهنگ و قدرت در قرن جدید تبدیل شوند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها