از سوی دیگر، شاهد شکلگیری جمعیت قابلتوجهی از گروههای جهادی چه در دوران جنگ و چه پس از آن نیز هستیم؛ گروههایی که حتی پیش از این هویت جهادی رسمی نداشتند و به صورت خودجوش دور هم جمع میشدند؛ گروههایی که اقدامات مختلفی انجام میدهند؛ از آواربرداری در روزهای حملات دشمن تا ارائه خدمات آموزشی به کودکان و مدیریت شرایط روانی خانوادههای آسیبدیده. دانشجویان ما در بخشهای مختلف حضور پیدا کردهاند و حتی گروههای جهادی متشکل از اساتید دانشگاه نیز برای کمک به آسیبدیدگان و مردم، از حداکثر توان خود استفاده میکنند. قطعا این میزان از تلاش، با حجم نیازهای کشور قابل مقایسه نیست و رسانهها باید این موضوع را به عنوان مطالبهای عمومی مطرح کنند.
اکنون وقت آن است که جریان علمی کشور مسئولیت واقعی خود را در این وضعیت تعریف کند. ما مدیون اندیشمندان، دانشمندان و جوانان نخبهای هستیم که دست ما را برای مقابله با دشمن پر کردند و فناوریهایی که باعث اقتدار ایران شده، مرهون تلاش آنهاست. بااینحال، جا دارد که بیش از پیش تلاش کنیم و دانشگاه در خدمت جامعه و مردم را بهتر از قبل تعریف کنیم. باید دانشگاه را بعد از بعثت فراگیر مردم در میدان و عظمتش در درک درست از زمان و مکان را بهدرستی به تصویر بکشیم. شاید در این مسیر موانعی مانند محدودیتهای مالی وجود داشته باشد یا دستگاههای دولتی برای حمایت از گروههای جهادی با چالشهایی روبهرو باشند اما آنچه در میدان عمل شاهد هستیم، نشان میدهد که هیچ محدودیتی برای خدمترسانی وجود ندارد. اگر شخصی نیت خالصانهای برای خدمت داشته باشد، عرصه برای او باز است. فرد میتواند حتی بدون کمک مالی، بسته به رشته تخصصی و علاقهمندی خود، خدمترسانی کند. نکته کلیدی اینجاست که اراده کنیم و در میان میادین، حضور فعال داشته باشیم.