حکمرانی ما، رسانه ما و آینده ما

هر‌از‌گاهی رسانه‌ملی مورد بمباران و هجوم قتال دشمن خارجی، به‌طور ذهنی یا عینی، قرار می‌گیرد و نیز هدف هجمه مخالفان داخلی‌ای که طالب آن نیستند.
کد خبر: ۱۵۵۴۸۹۲
نویسنده احمد میراحسان
هجوم به رسانه‌ملی گاهی با دفاع و اقدام بلادرنگ و سخنی تهییجی پاسخ می‌یابد وگاهی با برهان و سخن تحلیلی، اما کمتر با نگاه شجاعانه و ریشه‌ای با این پرسش‌ها برخورد می‌شود تا به واکاوی و حتی نقد نسبت امر حکمرانی و رسانه و وضعیت حاضر و پیشرانی به‌سوی آینده جدید بپردازد و علل جدال و ریشه‌های آن را فراتر از سیاست روزمره تبیبن کند. 
امروز همه وضعیت عینی و ذهنی جامعه ایران حکم به ضرورت علم و عملی نو در برخورد با رسانه می‌دهد که با کلیشه‌های تقلیدی و کهنه لیبرال یا افراطی‌گری غیر‌تخصصی سنخیتی ندارد و نیازمند یک مبنای ژرف‌بینانه براساس معرفت قرآنی و فقهی و یک قدرت احاطه شجاعانه تخصصی و خرد انتقادی در نقد وضعیت هولناک جهانی رسانه است؛ نقدی متفکرانه که چه رسانه‌های جمعی کلاسیک، رسانه‌های چاپی و کتاب‌های چاپی و مطبوعات و رسانه صوتی، رادیو و تصویری، سینما و تلویزیون (و البته تبار باستانی رسانه‌ها: الواح و کتیبه‌ها و جارچیان و کتب خطی) را در‌بر‌گیرد و چه به رسانه اجتماعی قرن بیست‌و‌یکمی فضای سایبری، شبکه‌های اجتماعی، رایانه‌ها، موبایل‌ها و انواع جدیدتر در راه بپردازد و همه انواع پیشین و پسین رسانه اجتماعی را شامل شود که اصلا یک سرشت متمایز از رسانه‌های یکطرفه و گوینده و فرستنده‌محور دارند، زیرا تعاملی و مخاطب‌محورند. 
البته در این یادداشت قصدم بحث گسترده نیست -اولین نکته محوری این یادداشت، تاکید بر این حقیقت است که موضوع ارتقای ایران به یک قدرت تاثیر‌گذار جهانی و قدرت منطقه‌ای، یک شعر و خیالبافی نیست. برای همین نیازمند ارتقای مجموعه‌ای از فاکتور‌های قدرت ترکیبی است که تحول رسانه را هم شامل می‌شود. مهم‌تر از همه برای ما، در همه موارد و در این مورد، تحول رسانه‌ای ماست، یعنی تغییر یک نگاه پیرامونی به نگاه ملی و تحول یک نگاه ملی و محبوس در مرز‌های بسته به یک نگرش فراملی و منطقه‌ای!
قدرت منطقه‌ای باید در نگاه به همه اجزای حکمرانی، نگرشی فراتر از فهم ملی داشته باشد. مثلا زمانی شما برای مصرف داخلی، تولید می‌کنید ولی زمانی یک کالا را برای عرضه در کشور‌های منطقه می‌سازید؛ حالا نیاز داریم به همه روند تولید کالا -از بسته‌بندی تا بازار‌یابی و عرضه و معامله -نگاهی دیگر و فراتر و عمیق‌تر و هوشمندانه‌تر و خلاق‌تر و نوتر داشته باشیم و بازار جدید و سطح توقعات و سلایق را بشناسیم. در‌خصوص رسانه هم این تحول نگاه، دانایی، پیشرفت ادراکی، ارتقای استانده‌های مدیریتی، سازماندهی متحول و هوشمندی و پیشرانی ضروری است. 
باید بگویم تا زمانی که درون جامعه ما و سطح مطالبات مردم از رسانه و نیز تفکر مدیران و حکمرانی و تغییرات مادی پیشرو، تحولی متناسب با دعاوی قدرت رخ ندهد و مسئولان در ذهن‌شان اعتباری برای رسانه قائل نباشند و در واقع برای رسانه اهمیتی حیاتی قائل نباشند و نوع برخورد با مردم و رسانه برای موفقیت‌شان، از مؤلفه‌های درجه‌یک به‌شمار نیاید، رسانه در داخل قدرت نمی‌گیرد و رشد نمی‌کند و در نتیجه به رسانه قوی، پیشتاز و مؤثر بدل نمی‌شود. 
باید صادقانه اعتراف کنیم انقلاب اسلامی در عرصه‌های بنیادین سبب جهش عجیبی در ملت ایران شد؛ بیداری سیاسی و اجتماعی، گسترش نگاه توحیدی و معرفت اسلامی ناب و دینی به‌طور نسبی و همگانی، زایش قدرت نظامی جانباز در راه دین و استقلال و هویت‌های مردمی، بلوغ نسبی مردم و خصوصا جهش عظیم و بیداری زنان و کنشگری پیشران‌شان؛ و مطالبات عدالت‌محور اقتصادی و ضد فساد مالی و بانکی و مدیریتی، مطالبه نظام سالم قضایی و اداری وکنترل و نظارت دقیق و عدم وادادگی دولت به‌بهانه توسعه بخش خصوصی، توجه به خواست رشد علمی و تکنولوژیک، و... از این‌جمله است، اما در انقلاب سوم و مبعوث‌شدن مردم در خیابان، رخداد بزرگ قیام رسانه‌ای مردم، مطالبه احترام دولت به حقوق اطلاع رسانه‌ای درست و مرزبندی با روش قجری از یک‌سو و روش فریبنده و جراحی ذهن و افکار عمومی در نظام دموکراسی سرمایه‌سالار غربی است. خیابان خود بدل به رسانه الگو و جهانی پیشرو و انقلابی و اسلامی و مخاطب‌محور و نیرو‌بخش و استقامت‌گرا و نیز با‌خرد و عقلانیت اسلامی و انقلابی بالا و جمعی و فراتر از عقلانیت انحصاری روشنفکری غربگرا شد؛ مثلا اعتراض به نگاه بوروکراتیک و آریستوکراتیک ارتجاعی، در‌خصوص بی‌ارزش‌شمردن مردم تا حد ناگزیریِ اخذ خبر مذاکرات و سفر‌های مسئولان سیاسی از منابع دشمن و اعتراض به نامحرم‌شمردن مردم و باخبر‌بودن دشمن از اخبار داخلی دیپلماسی ایران را باید به‌فال نیک گرفت و ناراحت نشد، زیرا گویای رشد واقعی سطح خواست‌های رسانه از مردم بیدار‌شده است. 
این مطالبات برای دولت‌های طبقاتی و الیگارشیک عصبانی‌کننده، اما برای دولت انقلاب اسلامی وفادار به اسلام و ولایت فقیه و نگرش دو امام به مردم و خدمتگزار‌دانستن حکومت و... -یک بشارت بزرگ رشد امت-ملت ایران است و دولت پیشرو باید به آن پاسخ مثبت دهد. رسانه‌ملی تا حد امکانش در بعثت خیابان که در جریان آن خیابان‌ها و میدان‌های ایران بدل به رسانه صادق و راستگو شدند، نقشی همراه و پیشتاز در رساندن صدا و سیمای مقاومت خیابانی ایفا کرد، اما اکنون موضوع پاسخ به تحول بنیادین بنانهادن نظام رسانه اسلامی و پیشرو است. مثلا آمریکا و چین و روسیه و عربستان و. به‌فراخور روح سرمایه‌داری نولیبرال مکار یکجانبه‌گرا، یا نظام اقتصادی تمرکز‌گرا یا سیستم ترکیبی دولت‌محور و یا نظام قبیله‌ای آویزان به آمریکا و غربگرا و مستبد، نظام مختص خود را دارند. ولی ما چی؟ در ایران چالش غربگرایی ارتجاعی و نظم کهن دموکراسی پوچ آمریکایی و نظم اسلامی مردم‌سالار ترقی‌خواه و نو‌طلب، سبب عدم استحکام و شالوده‌سازی نظم نو و متناسب تا امروز شد. شجاعت بنا‌نهادن نظام پیشران رسانه متناسب با آینده اسلامی ایران ضروری است. انقلاب در‌گیر بقا در برابر تهاجمات مهلک شد، اما اکنون زمان تفکر و خلاقیت و راه عادلانه و ماهوا متعادل عمل نو برای اداره عقلانی امور رها از ارتجاع سرمایه‌سالاری رو‌به‌افول و یا تمرکزگرایی انحصارگرای ضد‌الهی و ضد حقوق مردم در بیان آرای‌شان است. مهم سازماندهی واقعی امر دینی در زندگی روزمره بر‌مبنای فقه پویشگر و نظام ولایت فقیه است و در مورد رسانه هم همین‌کار را باید کرد. 
 
امروز در سطح دانشگاهی و دانشگاه‌های مستقل این رشته، درباره موضوع حل مشکلات رسانه سخن می‌گویند، اما هیچ‌گاه سخن دانشگاهی به سخن اجتماعی مؤثر بدل نشده بود. امروز پلاکارد‌ها و شعار‌ها از میادین و خیابان، از یک نقطه‌عطف خبر می‌دهد که متناسب با جهش قدرت ایران نوین اسلامی است. اگر دولت تکالیف و اهمیت کنونی همسویی با خواست ملی رسانه‌ای نو و رسانه‌ملی را پشت گوش اندازد، یک باختی داده است. مردم خیابان هم رسانه پیشرو شده‌اند و هم الگوی رسانه‌های آینده تکنولوژیک و حرفه‌ای. راستگویی، جهانی‌بودن، مردمی و مردم‌سالارانگی و ضد انحصار الیگارش‌ها و سلطه طبقات اشرافی و گریز از فریب افکار عمومی و دروغ و تحت روایت آزادی اسلامی سازمان‌یافتن، ویژگی این ساختار نوی مردمی و اسلامی است.
 
 
کلا پدیده رسانه در نسبت با ایران امروز در سطح جهان، یک هستی پیچیده دارد. در ایران کنونی یعنی در جمهوری اسلامی رسانه‌ملی یکی از کانون‌های چالش غربگرایان از روز نخست انقلاب تا امروز بوده است. اسناد مکتوب، خود روزنامه‌های میزان و انقلاب اسلامی و روزنامه‌های زنجیره‌ای و سخنان رهبران و مقامات دولت و احزاب و سازمان‌های غربگرا و بیانیه‌های آنان و مواضع همه غربگرایان و. گواه تکرار مکرر این نگاه و موضع بوده است؛ اما چرا؟ برای این‌که نه‌تنها رسانه‌ملی بلکه همه نهاد‌هایی که بنا به قانون اساسی حافظ جمهوریت و اسلامیت نظام، جدا از سیطره احزاب و کابینه و گرایشات قوه مجریه و تاثیر احزاب غربگرا بر قوه مجریه بوده و تحت هدایت و سرپرستی مستقیم ولی فقیه و خارج از نفوذ غربگرایی و التقاط و نفوذ استعماری و جاسوسی قرار داشته‌اند، همواره مورد هجوم جریان لیبرال دموکراسی غربگرا بوده‌اند. نهاد شورای نگهبان، نهاد سپاه پاسداران و نهاد رسانه‌ملی و مطبوعات تحت سرپرستی ولی فقیه و در راس همه، خود نهاد ولایت فقیه از جمله نهاد‌های مستقل از نفوذ احزاب و کابینه هاست که مورد شدید‌ترین حملات حذفی و توطئه عملی و تبلیغی خود غرب و رسانه‌های فارسی‌زبان استکبار آمریکا و انگلیس و اسرائیل و... و شبکه‌های اجتماعی آنان و فضای مجازی و واقعی و نیرو‌های داخلی غربگرا قرار داشته و دارند، اما امروز هم حتی این رسانه‌ملی باید در پژوهش برای ساختار نوی رسانه اسلامی و رسانه‌های گفت‌وگویی و گیرنده‌محور و مخاطب‌محور بکوشد. 
بدیهی است در این مقاله موضوع این چالش‌ها از منظری ویژه مد نظر است. همان‌طور که گفتم اولین نکته محوری، تاکید بر این حقیقت است که برای حکمرانی پیشتاز اسلامی، به چه نگاه نویی در همه زمینه‌ها و در موضوع رسانه محتاجیم. گفتم ارتقای قدرت ایران به یک قدرت تاثیر‌گذار جهانی و منطقه‌ای، یک وهم نیست. برای همین نیازمند ارتقای مجموعه‌ای از قدرت ترکیبی است. مهم‌تر از همه، تغییر یک نگاه پیرامونی به نگاه ملی و یک نگرش فراملی و منطقه‌ای است. قدرت منطقه‌ای باید در نگاه به همه اجزای حکمرانی، نگرشی فراتر از فهم ملی داشته باشد؛ در‌خصوص رسانه هم این تحول نگاه، دانایی، پیشرفت ادراکی، ارتقای استانده‌های مدیریتی، سازماندهی متحول و هوشمندی و پیشرانی ضروری است. 
 اکنون می‌توانیم نتیجه بگیریم: 
۱. موضوع اندیشیدن به حکمرانی جمهوری اسلامی در مقام یک قدرت منطقه‌ای مسئول، در همه امور نیازمند یک بازخوانی نو و پیش‌برنده است؛ از جمله در مورد ساختار مناسب یک قدرت مردمسالار اسلامی منطقه‌ای و رها از بیماری‌های مهلک نظام جهانی رسانه. 
۲. در این سازماندهی باید دستاورد‌های تحول رسانه دوران کلاسیک-‌مدرن و رسانه‌های فرستنده‌محور به رسانه‌های گیرنده‌محور لحاظ شود. 
۳. پدیده مردم مبعوث در خیابان در سراسر ایران به یک رسانه مردم‌محور، مخاطب‌محور و گفت‌و‌گو‌محور اجتماعی تبدیل شد؛ این پدیده با رسانه فرستنده‌محور یک‌طرفه و ساختار یکجانبه‌گرای فرستنده‌محور، ماهوا فرق دارد. رسانه‌ملی که ساختار حرفه‌ای آن طبق الگوی رسانه ارتباط جمعی مدرن فرستنده‌محور است، با ادغام در رسانه خیابان، به وسیله ارتباط اجتماعی و مخاطب و گفت‌و‌گو‌محور تقرب جست. این امر در راستای تفکر خلاق برای تحول آینده رسانه در جمهوری اسلامی الهام‌بخش است.
۴. رسانه ملی‌مردمی، باید مقاومت سنتی قدرت در برابر خواست بیان آزاد روایت اول، مردمسالار و مخاطب‌محور را از بین ببرد و با ساختار مردمی، بوروکراسی را وادار کند به رفتار پیشرو رضایت دهد و با مردم درخور شان آنها، یعنی مردمی ولی‌نعمت و کسب‌کننده و صاحب اصلی قدرت منطقه‌ای، در عمل و نه‌تنها در حرف، رفتار نماید. 
۵. موشکافی و تبیین این گفتمان تحول رسانه‌ای نیازمند گفت‌و‌گو و گردهمایی متفکران رسانه، فقها، جامعه‌شناسان و سیاستمداران است؛ باز درباره آن سخن خواهم گفت.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها