رئیس مجلس در اولین جلسه از سال جدید فعالیت مجلس شورای اسلامی، بر خطوط قرمز مذاکراتی ایران تاکید کرد

شرط توافق؛ دستیابی به حقوق ملت

اظهارات روز گذشته محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و سخنان همزمان دونالد ترامپ درباره روند مذاکرات، تصویری روشن از دو نگاه متفاوت به آینده گفت‌وگوهای ایران و آمریکا ارائه کرد؛ دو نگاهی که نه‌تنها در روش بلکه در تعریف مسأله، نحوه حل اختلافات و حتی برداشت از مفهوم توافق نیز با یکدیگر فاصله‌ای قابل توجه دارند.
اظهارات روز گذشته محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و سخنان همزمان دونالد ترامپ درباره روند مذاکرات، تصویری روشن از دو نگاه متفاوت به آینده گفت‌وگوهای ایران و آمریکا ارائه کرد؛ دو نگاهی که نه‌تنها در روش بلکه در تعریف مسأله، نحوه حل اختلافات و حتی برداشت از مفهوم توافق نیز با یکدیگر فاصله‌ای قابل توجه دارند.
کد خبر: ۱۵۵۴۲۱۶
نویسنده مهدی سیف‌تبریزی-گروه سیاسی
 
قالیباف در نشست مجازی مجلس شورای اسلامی که به نوعی، نخستین جلسه سال سوم مجلس دوازدهم محسوب می‌شد و در ابتدای آن اعضای هیأت‌رئیسه مجلس سوگند یاد کردند، سخنان خود را با اشاره به شرایط حساس کشور و یاد و خاطره رهبر شهید انقلاب اسلامی آغاز کرد. وی با بیان این‌که ایران در مقطعی تاریخی قرار گرفته است، تأکید کرد: آنچه امروز در عرصه‌های مختلف کشور مشاهده می‌شود، نتیجه سال‌ها مقاومت، ایستادگی و مدیریت راهبردی جمهوری اسلامی است. رئیس مجلس در ادامه با اشاره به روند مذاکرات و تحولات اخیر تصریح کرد که ملاک ایران نه وعده‌ها و اظهارات سیاسی بلکه دستاوردهای عینی و قابل لمس است.
قالیباف گفت که «سربازان میدان مبارزه دیپلماسی هیچ اعتمادی به حرف‌ها و وعده‌های دشمن ندارند» و آنچه برای جمهوری اسلامی اهمیت دارد، دستاوردهای واقعی است که در برابر آن بتوان درباره تعهدات متقابل تصمیم‌گیری کرد. وی با صراحت تأکید کرد: «تا اطمینان پیدا نکنیم که حقوق ملت ایران را گرفته‌ایم، هیچ توافقی را تأیید نخواهیم کرد.»
رئیس مجلس همچنین با اشاره به شرایط پس از جنگ و فشارهای خارجی اظهار کرد که دشمن در مرحله جدید تلاش می‌کند از طریق فشار اقتصادی، عملیات روانی و فضاسازی رسانه‌ای، انسجام داخلی ایران را هدف قرار دهد و از این طریق شکست‌های خود در عرصه‌های دیگر را جبران کند. به گفته قالیباف، هدف اصلی این راهبرد آن است که ایران از مواضع خود عقب‌نشینی کند اما ملت ایران به‌خوبی می‌داند در چه مقطع تاریخی مهمی ایستاده است و به همین دلیل در برابر فشارها مقاومت خواهد کرد.
در سوی دیگر، دونالد ترامپ در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز مدعی شد که واشنگتن به یک «توافق بسیار خوب» با ایران نزدیک شده است. رئیس‌جمهور آمریکا ضمن تکرار مواضع همیشگی خود درباره برنامه هسته‌ای ایران، اظهار کرد که گزینه دیپلماسی را به سایر گزینه‌ها ترجیح می‌دهد و در عین حال اذعان کرد که مذاکره‌کنندگان ایرانی «بسیار حرفه‌ای و کارکشته» هستند.
با این حال، ترامپ همزمان با سخن گفتن از نزدیک بودن توافق، مجموعه‌ای از شروط جدید را نیز مطرح کرد. وی تأکید کرد که ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند و در عین حال خواستار بازگشایی کامل تنگه هرمز و رفع محدودیت‌های اعمال‌شده در این آبراهه شد. ترامپ مدعی شد که نیروهای آمریکایی پس از حل‌وفصل پرونده هسته‌ای ایران و بازگشایی تنگه هرمز منطقه را ترک خواهند کرد. گزارش‌های منتشرشده توسط نیویورک‌تایمز نیز حاکی از آن است که او پیش‌نویس توافق تهیه‌شده توسط مذاکره‌کنندگان آمریکایی را برای اعمال تغییرات بیشتر بازگردانده و خواستار سختگیری‌های جدید در زمینه مدیریت ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران و درج بندهای شفاف‌تر درباره تنگه هرمز شده است. همین تقابل در مواضع، مهم‌ترین واقعیت امروز مذاکرات را آشکار می‌کند؛ جایی که تهران از «احقاق حقوق ملت ایران» و «تضمین‌های عینی» سخن می‌گوید اما واشنگتن همچنان تلاش دارد در میانه مذاکرات، دامنه مطالبات خود را گسترش دهد.
   
مسأله اصلی؛ بحران اعتماد یا بحران توافق؟
در نگاه نخست ممکن است اختلافات موجود صرفا به چند بند فنی در یک توافق احتمالی مربوط باشد اما واقعیت آن است که مسأله اصلی در سطحی عمیق‌تر قرار دارد. آنچه امروز بر فضای مذاکرات سایه انداخته، بحران اعتماد میان دو طرف است؛ بحرانی که محصول دهه‌ها تنش و به‌ویژه تجربه سال‌های اخیر است.
از منظر تهران، مسأله صرفا امضای یک توافق جدید نیست. تجربه خروج آمریکا از توافقات گذشته و تغییر مکرر رویکرد دولت‌های مختلف این کشور باعث شده موضوع «تضمین» به یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های سیاست‌گذاران ایرانی تبدیل شود. به همین دلیل، وقتی مقام‌های ایرانی از دستاوردهای عینی سخن می‌گویند، درواقع به دنبال آن هستند که توافق احتمالی صرفا روی کاغذ باقی نماند و آثار ملموس آن در حوزه‌های اقتصادی، مالی و تجاری قابل مشاهده باشد.این همان نقطه‌ای است که مواضع قالیباف را می‌توان درک کرد. تأکید او بر عدم اعتماد به وعده‌های دشمن، نه یک شعار سیاسی بلکه انعکاس تجربه‌ای است که طی سال‌های گذشته در ذهن تصمیم‌گیران کشورمان شکل گرفته است.
   
تناقضی که واشنگتن از پاسخ به آن عاجز است
نکته قابل توجه در اظهارات ترامپ آن است که او از یک سو از نزدیک بودن توافق سخن می‌گوید و از سوی دیگر، همزمان در حال افزودن شروط و مطالبات جدید است. این رویکرد همان الگویی است که بسیاری از تحلیلگران غربی طی سال‌های گذشته از آن با عنوان «دیپلماسی مبتنی بر فشار» یاد کرده‌اند.
در بخش قابل‌توجهی از تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌های جریان اصلی آمریکا و اروپا، بارها این انتقاد مطرح شده که سیاست خارجی ترامپ، اغلب میان دو رویکرد متضاد در نوسان بوده است؛ از یک سو تمایل به توافق و معامله و از سوی دیگر تلاش برای کسب امتیازات حداکثری از طریق اعمال فشار.
منتقدان این رویکرد معتقدند که مذاکره زمانی می‌تواند به نتیجه پایدار برسد که دو طرف احساس کنند منافع و نگرانی‌های امنیتی آنان به رسمیت شناخته شده است اما هنگامی که یک طرف دائما در حال افزایش مطالبات خود باشد، اعتماد لازم برای دستیابی به توافق از بین خواهد رفت.  به همین دلیل است که بسیاری از ناظران، درخواست‌های جدید واشنگتن درباره تنگه هرمز یا تشدید محدودیت‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران را نه نشانه انعطاف بلکه بخشی از همان سیاست فشار حداکثری در قالبی جدید ارزیابی می‌کنند.
   
تنگه هرمز؛ فراتر از یک گذرگاه دریایی
یکی از مهم‌ترین ابعاد سخنان ترامپ، تلاش برای پیوند زدن مذاکرات هسته‌ای با موضوع تنگه هرمز بود. این مسأله از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد واشنگتن صرفا به دنبال حل یک پرونده فنی نیست بلکه می‌کوشد موضوعات ژئوپلیتیکی گسترده‌تری را نیز وارد فرآیند مذاکره کند.
تنگه هرمز تنها یک مسیر کشتیرانی نیست؛ این آبراهه یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان محسوب می‌شود و امنیت آن مستقیما با معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی پیوند خورده است. از همین رو، هرگونه تلاش برای تبدیل این مسأله به بخشی از چانه‌زنی‌های سیاسی می‌تواند مذاکرات را پیچیده‌تر کند.
   
جنگ روایت‌ها پس از میدان
بخش دیگری از سخنان قالیباف به مسأله‌ای اشاره داشت که شاید کمتر از ابعاد نظامی و دیپلماتیک مورد توجه قرار گرفته باشد؛ جنگ روایت‌ها و تلاش برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی.
او تصریح کرد که دشمن پس از ناکامی در تحقق اهداف خود، اکنون تلاش می‌کند از ابزارهای اقتصادی و رسانه‌ای برای ایجاد شکاف در جامعه ایران استفاده کند. این تحلیل درواقع بر این فرض استوار است که رقابت میان ایران و آمریکا صرفا در میدان‌های سیاسی و امنیتی جریان ندارد بلکه عرصه افکار عمومی، اقتصاد و رسانه نیز به بخشی از این تقابل تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، انسجام داخلی به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت ملی تبدیل می‌شود. تجربه بسیاری از بحران‌های بین‌المللی نیز نشان داده است کشورهایی که در برابر فشارهای خارجی از انسجام سیاسی و اجتماعی بیشتری برخوردار بوده‌اند، توانسته‌اند موقعیت بهتری در مذاکرات و رقابت‌های راهبردی کسب کنند.
   
آینده مذاکرات؛ توافق یا استمرار اختلاف؟
در چنین شرایطی تهران می‌گوید بدون دریافت حقوق واقعی و تضمین‌های عملی، توافقی در کار نخواهد بود. واشنگتن نیز در حالی از نزدیک بودن توافق سخن می‌گوید که همچنان به دنبال افزودن شروط جدید است.
این وضعیت نشان می‌دهد که سرنوشت مذاکرات بیش از آن‌که به جزئیات فنی وابسته باشد، به پاسخ یک پرسش بنیادین بستگی دارد: آیا آمریکا حاضر است از منطق فشار و مطالبه‌گری یک‌جانبه فاصله بگیرد و به سمت توافقی متوازن حرکت کند یا همچنان می‌کوشد از ابزار مذاکره برای تحمیل خواسته‌های بیشتر استفاده کند؟ آینده به این سؤال پاسخ خواهد داد.
newsQrCode
برچسب ها: توافق
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۱ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها