ارتش آمریکا با برخورداری از بودجه سالانه افزون بر یک تریلیون دلار و در اختیار داشتن پیشرفتهترین تسلیحات دارای قدرتمندترین ماشین جنگی تاریخ بشر است. کاخ سفید روزگار بسیاری از ملتها از کره تا ویتنام و از افغانستان تا عراق را با اشغال تا دههها سیاه کرده، اما بیش از ۸۰ سال است که در هیچ جنگی پیروز قطعی نشده است.
سردمداران آمریکایی طی سالیان دراز به علت استفاده بی رویه از قوه قهریه با فرسایش قوه عاقله مواجه شدهاند بنابر این کاخ سفید همیشه بویژه در دوران جمهوری خواهان، جنگ را به عنوان نخستین جایگزین برای دیپلماسی میداند.
آنان با وارونه سازی محاسبات، همواره پیش از تبیین دستاوردهای مشخص، طبق فرهنگ کابویی دست به سلاح میشوند. این منش که گاه با توهماتی مانند " تغییر رژیم" و نادیده گرفتن انگیزه و اراده ملتها همراه است، بعضا به یک " فاجعه راهبردی" برای سردمداران آمریکا تبدیل شده است:
الف: وارونه سازی رابطه سیاست و جنگ:
آمریکا بر خلاف دنیای متمدن که جنگ آخرین گزینه است و زمانی باید شروع شود که همه راهها به بن بست رسیده باشد مایلند روز را با بمباران گسترده آغاز کنند تا شب از طریق تحمیل خواسته هایشان با نام دیپلماسی به اهدافشان برسند.
این تفکر معیوب بارها موجب بنبست سیاسی و سرگردانی نیروهای اشغالگر شده است؛ چرا که مقامات آمریکایی پیش از آغاز نبرد، هرگز پاسخ روشنی برای این پرسش ندارند که شرایط پیروزی واقعی چیست.
ب: اهداف متوهمانه:
سردمداران کاخ سفید به علت خوی استکباری در آغاز اهداف بلند پروازانه و غیر واقع بینانهای را به زبان جاری میکنند که ارتش هر چقدر هم قوی باشد در تحقق آن ناکارامد است. تازهترین جنگ جنایتکارانه ضد ملت ایران حول محورهایی، چون " تغییر نظام "، " نابودی تمدنی "، "بازگرداندن به عصر حجر" آنهم با ادعای " استقرار دموکراسی " قاب بندی شد که عملاً نیروهای نظامی آمریکا در باتلاقی از ناممکنها گرفتار شدند.
ج: تقابل اراده انقلابی با برتری تجهیزاتی:
باند تبهکار و کم تجربه آمریکا که در قماربازی سررشته دارد با اتکا به محاسبات مادی گرایانه، تصور میکنند که پنتاگون با ناو، جنگنده و موشک و برتری آتش میتواند بر " انگیزه نامتقارن رقیب " غلبه کند. تجربه نشان داده که اراده و اصالت، وحدت و انسجام و انگیزه الهی و توان بومی، قدرت ایستادگی در برابر فرماندهان ساکن جزیره بدنام اپستین را دارد.
د: فقدان طرح جایگزین:
سران رژیمهای آمریکا و صهیونی در تقابلهای با دشمنان و رقبا فاقد هرگونه آینده نگری عمیق و برنامه ریزی برای مواجهه با شکست احتمالی هستند. در افغانستان، تا چند روز پیش از بمباران، پاسخی برای پرسش بنیادی در باره نحوه اداره کشور پس از سقوط طالبان را نداشتند و در عراق نیز انحلال ساختارهای بومی، جرقه ساز آشوبهای پیشبینی نشده شد.
آشفتگی تصمیمگیری سردمداران آمریکا البته در قبال ایران به اوج رسید؛ جایی که تمام طرحهای آنان به مفاهیمی، چون " ترور رهبر عالی کشور" یا امید واهی به مهرههای سوخته بسنده شده بود، بدون آنکه بتوانند طرح قطعی ایران در مدیریت " تنگه هرمز " را پیش بینی یا مهار کنند.
رهبر عظیم الشان شهید انقلاب اسلامی بارها تأکید کرده بودند که دوران بزن و دررو پایان یافته و اراده ملتهای مسلمان، موازنه قدرت را به نفع منطقه تغییر داده است.
ناکامی آمریکا در افغانستان و عراق، و انفعال در برابر ایران اسلامی و بازوان قدرتمند جبهه مقاومت، گواه این واقعیت است که تسلیحات پیشرفته، توانایی غلبه بر اراده مقاومت در نبرد نامتقارن انقلابی را ندارد؛ و این ترجمه عینی آیه "... کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن اللَّه " است.
معاون محیطزیست طبیعی خبر داد:
یافتههای یک پژوهش جدید حاکیست؛
نگاهی به ضرورت بازنمایی رشادتهای عملیات بیتالمقدس در قالب ادبیات مدرن
گفت و گوی اختصاصی جام جم آنلاین با حسن روشن
ناصر ابراهیمی در گفت وگو با جام جم آنلاین ؛