این بنبست در راهبردهای اتخاذی، بهویژه در گفتههای مقامات ارشد آمریکا و مسیرهای فشاری که ترسیم شده بود، کاملا مشهود است. ایران با موفقیت از پیچیدهترین دوران عبور کرده و توانسته است بر فشارهای وارده فائق آید. نقش مردم ایران در این میان، غیرقابل انکار است. در شرایطی که کشور با بحرانی عمیق و از دست دادن برخی از مسئولان و فرماندهان خود روبهرو بود، حضور هوشمندانه و همراهی مردم، انسجام ملی را حفظ کرد. این مقاومت مدنی، پشتوانهای قدرتمند برای نیروهای مسلح بود که در جبهههای مختلف از کیان کشور دفاع کردند. عملکرد نیروهای مسلح در این دوران حساس، شایسته تقدیر بوده است. امروز میتوان با قاطعیت گفت که جمهوری اسلامی ایران برنده این جنگ نابرابر بوده است. این پیروزی نهتنها توسط مردم ایران بلکه از سوی افکار عمومی بینالملل نیز به رسمیت شناخته شده است. این دستاورد، جایگاه و عزت ایران را در سطح جهانی افزایش داده و احترام بیشتری را برای کشور به ارمغان آورده است. در حالی که گرانی کالاها در داخل کشور امری انکارناپذیر است، باید توجه داشت که این پدیده منحصر به ایران نیست. نرخ کالاهای اساسی و انرژی در اغلب کشورهای جهان، از جمله خود آمریکا که آغازگر این جنگ بوده، با رشد قابل توجهی روبهرو شده است. این موضوع نشاندهنده تأثیرات جهانی فشارهای اقتصادی و بیثباتیهای ژئوپلیتیکی است. همچنین نقطه ضعف اساسی آمریکا در اقتصاد داخلی آن نهفته است. این کشور با بدهی خارجی سرسامآور و فشارهای فزاینده در بازار اوراق قرضه مواجه است. این وضعیت اقتصادی شکننده، میتواند چالشهای جدی را برای اقتصاد آمریکای جنگطلب به همراه داشته باشد و توانایی آن را برای تداوم فشارهای اقتصادی و نظامی در سطح بینالمللی محدود کند.