از فشار‌های پس از ۱۱ سپتامبر تا حملات اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران

محمد عسگرخانی چه دیده بود؟

تحولات اخیر منطقه که در رسانه‌ها از آن با عنوان «جنگ رمضان» یاد می‌شود، بار دیگر نگاه‌ها را به تحلیل‌های قدیمی محمد عسگرخانی، استاد روابط بین‌الملل، معطوف کرده است؛ تحلیل‌هایی که سال‌ها پیش درباره الگوی فشار تدریجی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح شده بود و امروز از نگاه بسیاری از ناظران، بخشی از آن در تحولات جاری قابل مشاهده است.
تحولات اخیر منطقه که در رسانه‌ها از آن با عنوان «جنگ رمضان» یاد می‌شود، بار دیگر نگاه‌ها را به تحلیل‌های قدیمی محمد عسگرخانی، استاد روابط بین‌الملل، معطوف کرده است؛ تحلیل‌هایی که سال‌ها پیش درباره الگوی فشار تدریجی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح شده بود و امروز از نگاه بسیاری از ناظران، بخشی از آن در تحولات جاری قابل مشاهده است.
کد خبر: ۱۵۵۲۲۴۵
عسگرخانی در سال‌های پس از حادثه ۱۱ سپتامبر معتقد بود آمریکا سیاست مهار و فشار همه‌جانبه علیه ایران را در دستور کار قرار داده است؛ راهبردی که تنها به گزینه نظامی محدود نمی‌شود و ابعاد سیاسی، رسانه‌ای، امنیتی و اقتصادی را نیز در بر می‌گیرد. او تأکید کرده بود واشنگتن تلاش دارد با استفاده از پرونده‌هایی، چون حقوق بشر، برنامه هسته‌ای و اتهام حمایت از تروریسم، فضای بین‌المللی را علیه ایران شکل دهد.

امروز و در شرایطی که تنش میان ایران، آمریکا و اسرائیل وارد مرحله حساسی شده، موضوع برنامه هسته‌ای ایران همچنان یکی از اصلی‌ترین محور‌های اختلاف است. در ماه‌های اخیر، مقام‌های آمریکایی بار‌ها تأکید کرده‌اند که هرگونه توافق یا کاهش فشار‌ها مشروط به محدود شدن توان هسته‌ای ایران، توقف سطوح بالای غنی‌سازی و تحویل یا انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده خواهد بود؛ شرطی که از نگاه تهران به معنای کاهش قدرت بازدارندگی و محدود شدن ظرفیت راهبردی کشور در حوزه فناوری هسته‌ای تلقی می‌شود.

این مسئله در کنار حملات و تنش‌های اخیر باعث شده تحلیلگران از تداوم همان الگوی فشاری سخن بگویند که عسگرخانی سال‌ها پیش درباره آن هشدار داده بود؛ الگویی که هدف آن، افزایش فشار سیاسی و امنیتی برای وادار کردن ایران به پذیرش خواسته‌های غرب در حوزه‌های منطقه‌ای و هسته‌ای عنوان می‌شود.

همزمان، موضوع تنگه هرمز نیز بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته است. با افزایش تنش‌ها و تهدید‌های متقابل، نگرانی‌ها درباره امنیت این گذرگاه راهبردی افزایش یافته؛ تنگه‌ای که بخش مهمی از صادرات نفت و انرژی جهان از آن عبور می‌کند و هرگونه بحران در آن می‌تواند اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

در چنین فضایی، تلاش‌ها برای رسیدن به آتش‌بس و جلوگیری از گسترش درگیری‌ها ادامه دارد، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند ریشه اصلی بحران همچنان در اختلافات ژئوپلیتیکی و پرونده هسته‌ای باقی مانده است؛ همان موضوعی که محمد عسگرخانی سال‌ها پیش آن را یکی از محور‌های اصلی فشار غرب علیه ایران توصیف کرده بود.

در روز‌های اخیر، همزمان با افزایش تحرکات نظامی در منطقه، برخی گزارش‌ها از تشدید حضور ناو‌های آمریکایی و متحدان غربی در آب‌های خلیج فارس و دریای عمان حکایت دارد؛ اقدامی که به باور تحلیلگران با هدف کنترل شرایط امنیتی و ارسال پیام بازدارندگی انجام شده است. در مقابل، ایران نیز بار‌ها تأکید کرده امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز باید توسط کشور‌های منطقه تأمین شود و حضور نیرو‌های فرامنطقه‌ای نه‌تنها به کاهش تنش کمک نمی‌کند بلکه خود عامل بی‌ثباتی است.

از سوی دیگر، حملات اخیر اسرائیل علیه مواضع وابسته به ایران در منطقه و پاسخ‌های متقابل، نگرانی‌ها درباره تبدیل شدن تنش‌های پراکنده به یک بحران گسترده‌تر را افزایش داده است.

برخی ناظران معتقدند راهبرد تل‌آویو و واشنگتن در ماه‌های اخیر بیش از گذشته بر محدود کردن نفوذ منطقه‌ای و توان راهبردی ایران متمرکز شده و پرونده هسته‌ای نیز به ابزاری برای افزایش فشار‌های سیاسی و امنیتی تبدیل شده است.

در این میان، بازخوانی سخنان محمد عسگرخانی برای بسیاری از تحلیلگران یادآور این نکته است که بخشی از تحولات کنونی، ادامه روندی است که از سال‌ها پیش آغاز شده بود؛ روندی مبتنی بر ترکیب فشار اقتصادی، جنگ روانی، انزوای سیاسی و تهدیدات امنیتی. اکنون و در سایه تلاش‌ها برای برقراری آتش‌بس، این پرسش همچنان مطرح است که آیا منطقه به سمت کاهش تنش حرکت خواهد کرد یا «جنگ رمضان» آغاز مرحله‌ای تازه از رقابت و تقابل در خاورمیانه است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها