چرا غربگرایان،در ائتلاف با صهیونیست ها؛ از همبستگی ایرانیان،به خشم آمده اند؟

اکثریت انقلابی، مغضوب اشرافیت غربگرا

در حالی که ملت ایران برای ماه‌ها در شرایط حساس امنیتی و تهدید خارجی، با حضور گسترده و خودجوش در خیابان‌ها از تمامیت ارضی، عزت ملی و حریم مقدس نظام اسلامی دفاع کرده‌اند، عباس عبدی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب که کمتر از سه ماه قبل قسم خورده بود دیگر دست به قلم نبرد(!) در یادداشتی در روزنامه اعتماد، این حضور مردمی را به «یک اقلیت رانتی کف خیابان» تقلیل داد که تصمیمات افراطی تحمیل می‌کنند.
کد خبر: ۱۵۵۱۳۸۳
 
این عبارت جنجالی سریعا واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخت و به نمادی از شکاف عمیق میان برخی نخبگان اصلاح‌طلب با بدنه مردمی انقلاب تبدیل شد. او در بخشی از یادداشت خود نوشته بود: «بدتر این که اکثریت مردم هم با تصمیماتی که یک اقلیت رانتی از کف خیابان تحمیل کنند همدلی نخواهند داشت.» پس از موج انتقادها، او بدون عذرخواهی مدعی شد که منظور «اقلیت» کسانی هستند که شعارهای افراطی می‌دهند و جمعیت خیابان متنوع است اما این توضیحات نتوانست اصل خطای او را توجیه کند. بسیاری این برداشت اولیه را مهم‌تر از توجیهات بعدی دانستند چرا که توهین به اراده مردم مبعوث شده 
از چند منظر قابل بررسی است:
 
تحقیر حقیرانه و  بار معنایی منفی
واژه «رانتی» بار سنگین اتهام سوءاستفاده اقتصادی-سیاسی دارد. اطلاق آن به مردمی که با غیرت و مجاهدت، حتی زیر تهدید و در شرایط سخت، به خیابان آمده‌اند، نه تحلیل سیاسی، بلکه توهین آشکار به شعور و انگیزه خالص میلیون‌ها ایرانی است. این مردم نه برای رانت، بلکه برای ایران، رهبر انقلاب و ارزش‌های انقلابی به میدان آمدند. برچسب «رانتی» زدن به آنها، بدون ارائه هیچ سند و مدرکی، بیشتر شبیه تهمت سیاسی است تا نقد عالمانه. خصوصا آن‌که رسانه‌های صهیونیستی مثل اینترنشنال نیز در هفته‌های اخیر تلاش دارد تا حضور مردم در خیابان‌ها را در ازای دریافت پول به تصویر بکشد. 
 
استبداد با ماسک دموکراسی
آقای عبدی و جریان همسو، زمانی که در یک خیابان چند‌فرد علیه نظام اسلامی شعاری بدهند از «صدای مردم» و مشروعیت خیابان سخن می‌گویند اما همین خیابان وقتی به حمایت از سیاست‌های مقاومت و دفاع از حریم کشور برمی‌خیزد، ناگهان «اقلیت رانتی تحمیل‌گر» می‌شود. این دوگانگی استاندارد آشکار، نشان‌دهنده آن است که برای این جریان، «مردم» تنها زمانی مقدس است که در جهت خواست آنها حرکت کند. این دقیقا رویکردی اشرافی و ضد انقلابی است که با روح مردم‌سالاری دینی انقلاب اسلامی تعارض دارد. 
 
بی‌توجهی به واقعیت‌های میدانی
گزارش‌ها و نظرسنجی‌های متعدد از مشارکت گسترده اکثریت مردم حکایت دارند. تجمعات شبانه‌روزی در شهرهای مختلف، با تنوع سنی، طبقاتی و جغرافیایی، نمی‌تواند به سادگی به «اقلیت» تقلیل یابد. ادعای «تحمیل تصمیم» توسط این اقلیت، بدون ارائه سند محکم، بیشتر بیانگر فاصله‌گیری تحلیل‌گر از نبض جامعه است و از سیاسی کاری و سیاه بازی او حکایت دارد. 
 
زمان‌بندی و پیامدهای سیاسی
 مطرح کردن چنین ادعایی در اوج حساسیت‌های خارجی و نیاز به وحدت ملی، بیش از آن‌که نقد سیاست باشد، تضعیف روحیه مردمی و ایجاد شکاف است. این نوع ادبیات توهین‌آمیز، مانند آنچه در سال‌های گذشته بارها تکرار شده، اعتماد عمومی به جریان اصلاح‌طلب را بیش از پیش خدشه‌دار می‌کند. 
 
جریان اصلاح‌طلبان محکوم کند
انقلاب اسلامی متکی بر اراده مردمی است‌‌؛ مردمی که «اکثریت مؤمن و انقلابی» هستند که در همه عرصه‌ها، از دفاع‌مقدس تا مقاومت اقتصادی و میدانی اخیر، هزینه داده‌اند. تحقیر این مردم، تحقیر پایه و اساس نظام اسلامی است. به جای برچسب‌زنی شایسته است تحلیلگران سیاسی با احترام به مردم، بر نقد سازنده سیاست‌ها تمرکز کنند، نه تخریب سرمایه اجتماعی انقلاب. خیابان به مثابه خط مقدم همچنان زنده است و اجازه نخواهد داد صدای اصیل و خالص آن با عینک‌های غربگرایان و طردشدگان از سوی مردم تحریف شود. این ماجرا بار دیگر ثابت کرد که فاصله برخی جریان‌های سیاسی از مردم، عمیق‌تر از آن است که با توضیحات تاکتیکی ترمیم شود. مردم ایران، وفادار به آرمان‌های انقلابی، همچنان در صحنه‌اند و این را به همه نشان خواهند داد.
newsQrCode
برچسب ها: همبستگی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها