تکرار کمدی ‌های مبتذل در آنتیک

در بحبوحه «جنگ رمضان» صنایع مختلفی آسیب‌های فیزیکی و غیرفیزیکی دیدند و یکی از آنها صنعت سینماست. سینما شاید در ظاهر مورد حمله فیزیکی مستقیم دشمن قرار نگرفت اما شرایط حساس کشور و جامعه باعث شد سینما که پیش از این آمارها از رکود آن خبر می‌دادند وارد یک خواب زمستانی شود. سینمایی که فارغ از کیفیت آثار اکران‌شده در آن فروش گیشه به صدها میلیارد تومان می‌رسید اکنون فروش فروردین‌ماهش به ۳۰میلیارد تومان هم نرسیده است.
در بحبوحه «جنگ رمضان» صنایع مختلفی آسیب‌های فیزیکی و غیرفیزیکی دیدند و یکی از آنها صنعت سینماست. سینما شاید در ظاهر مورد حمله فیزیکی مستقیم دشمن قرار نگرفت اما شرایط حساس کشور و جامعه باعث شد سینما که پیش از این آمارها از رکود آن خبر می‌دادند وارد یک خواب زمستانی شود. سینمایی که فارغ از کیفیت آثار اکران‌شده در آن فروش گیشه به صدها میلیارد تومان می‌رسید اکنون فروش فروردین‌ماهش به ۳۰میلیارد تومان هم نرسیده است.
کد خبر: ۱۵۵۰۶۹۰
 
در چنین شرایطی یکی از راه‌های رونق‌بخشی به سینما آثاری است که پیش از این توقیف شده‌اند و تقاضا برای اکران آنها بالاست یا اکران کمدی‌ها به‌عنوان موتور محرک سینمای ایران در سال‌های اخیر شناخته می‌شوند. حالا که وارد دومین ماه از سال جدید شده‌ایم مشخص شده متولیان امر تصمیم گرفته‌اند کمدی‌های جدیدی همچون «آنتیک» و «تاکسیدرمی» را وارد جدول اکران کنند؛ تصمیمی که تا الان نشان داده است حداقل درباره آنتیک موفق عمل کرده و توانسته نوید برگشت مردم به سالن‌های سینما را بدهد. به همین بهانه قصد داریم نگاهی دقیق‌تر به کمدی آنتیک داشته باشیم و ببینیم دقیقا با چه اثری روبه‌رو هستیم. کمدی آنتیک به کارگردانی هادی نائیجی اولین‌بار در چهل‌وسومین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد واز همان موقع واکنش‌های منفی نسبت به آن زیاد بود. کمدی‌ای که پاشنه‌اش بر پایه همان روند کمدی‌های نوستالژیک می‌چرخد که به‌نوعی با فیلم «هزارپا» آغاز و با «فسیل» تثبیت شد و ازآن زمان تابه‌حال تقریبا در جدول اکران حضور دارد.فیلم‌هایی که شوخی باموقعیت‌های نوستالژیک،پخش‌ترانه‌های‌پیش‌ازانقلاب ولس‌آنجلسی‌درمیانه فیلم‌ورقص بازیگران باآنهاو شوخی‌های جنسی عناصر اصلی آنها را تشکیل می‌دهند و می‌توان به‌راحتی ادعا کرد ادامه همان فیلمفارسی‌های پیش از انقلابند که سینمای ایران سعی کرده بود از آن فاصله بگیرد،ولی حالا می‌بینیم شانس اول نجات سینمای ایران در گرو همین آثار است.

نقد مقدس‌سازی در قالبی نامناسب
آنتیک هادی نائیجی با این‌که تمام مؤلفه‌های فیلم‌های فسیلی سینمای ایران را دارد واجد یک تفاوت اساسی هم هست؛ تفاوتی که دال مرکزی این اثر است و به عبارت دیگر نائیجی با ساختن آنتیک قصد داشته آن را به مخاطب خود در قالب کمدی منتقل کند. دال مرکزی داستان آنتیک نقد مقدس‌سازی و سوءاستفاده از تقدسات برای پیشبرد اهداف شخصی است. اما انتخاب قالب اشتباه (نوعی کمدی) برای انتقال این پیام باعث شد «آنتیک» به اثری بر ضد خودش تبدیل شود. درصورتی‌که این پیام مهم ظرفیت بالقوه‌ای برای تولید یک اثر درخور توجه را داراست مانند آنچه کمال تبریزی به نوعی دیگر در «مارمولک» انجام داد و تبدیل به یکی از کمدی‌های ماندگار سینمای ایران شد اما چه چیزهایی باعث شد آنتیک نتواند به اهدافی که برای آن تولید شده نرسد؟ این سؤالی است که گزارش پیش‌رو سعی دارد به آن پاسخ دهد. 
   
ضعف‌های بنیادین آنتیک
آنتیک داستان دو خلافکار خرده‌پا به نام‌ ولی آنتیک (بیژن بنفشه‌خواه) و ابراهیم (ابی) برهمن (پژمان جمشیدی)  است. ابراهیم که زندانی است پس از پیروزی انقلاب از زندان آزاد می‌شود و همراه ولی تصمیم می‌گیرد از خانه یکی از مقامات سابق کتیبه‌ای تاریخی را بدزدد، اما این دزدی پای‌شان را به ماجرای ترورهای گروهک فرقان باز می‌کند و ماموران کمیته، ابی را با اکبر گودرزی (رهبر گروهک فرقان) اشتباه می‌گیرند و دنبال دستگیری وی می‌روند.  اگر فکر می‌کنید که آنتیک قرار است یک کمدی در بستر تاریخ باشد تا آن دوره را به تصویر بکشد یا اکبر گودرزی را بیشتر معرفی کند سخت در اشتباهید. چون داستان این‌گونه پیش می‌رود که ولی و ابی در حین فرار و طی اتفاقاتی خود را شاگردان فردی سلیم‌النفس جامی‌زنند و به روستایی می‌رسند که آنجا با ادعای ابی مبنی بر دیدن رویایی صادقه زیارتگاهی برپا می‌کنند تا نذورات مردم را جمع کنند و به جیب بزنند. فکر می‌کنم پایان چنین داستانی حتی برای آنها که فیلم را ندیده‌اند نیز قابل حدس باشد.
همان‌طور که از خلاصه داستان برمی‌آید در آنتیک با داستان منسجمی روبه‌رو نیستیم. به عبارت دیگر در آنتیک شوخی‌ها بر داستان مقدم هستند. اگر در یک کمدی استاندارد شما با داستانی روبه‌رو هستید که پیش می‌رود برای هر شوخی مقدمه‌ای تدارک می‌بیند، شوخی را خلق می‌کند و درنهایت از مخاطب خود خنده می‌گیرد، اما آنتیک مانند خیلی از آثاری که اسم خود را کمدی گذاشته‌اند برای هر سکانس یک شوخی در نظر می‌گیرد و انتظار دارد برای هرکدام از مخاطب خود خنده بگیرد. به‌عنوان‌مثال سکانس‌های ابتدایی فیلم را بررسی کنیم؛ فیلم با یک نمای عمودی از ولی جلوی در زندان آغاز می‌شود که پرنده‌ای روی سر او فضله می‌کند. پس از آن، در مواجهه با فعالان سیاسی شعار می‌دهد «داداش شیری من آزاد باید گردد» و مردم آن را بدون هیچ‌گونه تفکری فقط تکرار می‌کنند. سپس ابی آزاد می‌شود و یک گروه مسلح به سمت مردم آتش می‌گشایند. شخصیت‌های فیلم زیر ماشینی که باکش سوراخ است پناه می‌گیرند - که این هم یکی از شوخی‌های کلاسیک و تکراری است - و فیلم همین‌طور ممتد، شوخی‌هایش را یکی پس از دیگری به خورد مخاطب می‌دهد. خود شوخی‌هایی هم که در اثر وجود دارند شوخی‌های کارگری نیستند و در حد همان شوخی‌های تکراری دست‌چندمی، بعضا جنسی می‌مانند که توانایی خنداندن ندارند.
 
فرصت‌های از دست رفته
دیگر ضعفی که در داستان مانع ارتباط برقرار کردن با آن می‌شود منسجم‌ نبودن داستان است که تدوین و کارگردانی ضعیف این عدم انسجام را شدت بخشیده. آنتیک ابتدای کار نوید یک کمدی تاریخی را می‌دهد که به دوره‌ای پرتنش در اوایل انقلاب می‌پردازد و نام اکبر گودرزی را در فیلم می‌برد که گروهکش را بیشتر از خودش می‌شناسند. همین شروع کافی است تا آنتیک را تبدیل به یک کمدی اکشن کند تا بیشتر با این شخصیت تاریخی آشنا شویم، اما تصمیم نائیجی چیز دیگری بود. از طرف دیگر همین پیچش داستانی باعث می‌شود که فیلم دچار دوگانگی شود، به گونه‌ای که یک‌سوم ابتدایی آن که معمولا برای معرفی کاراکترها در نظر گرفته می‌شود با بقیه داستان بیگانه بی‌ارتباط می‌نماید.
 
عناصری که آنتیک را یاری نمی‌کنند
علاوه بر داستان که همان‌طور که تا الان متوجه شدیم مانند سطح ماه پر از چاله‌چوله است، آنتیک در دیگر عناصری که در کیفیت یک اثر تاثیرگذار هستند هم نمی‌تواند موفق عمل کند. موسیقی یکی از ساحت‌هایی است که از گذشته در آثار نمایشی از اهمیت بالایی برخوردار بوده تا جایی که گفته می‌شود با آن می‌توان حرف‌هایی را که در فیلم گفته نمی‌شود با مخاطب در میان گذاشت، اما در آنتیک عملا موسیقی‌ای وجود ندارد! تنها موسیقی‌ای که در فیلم شنیده می‌شود ترانه‌ای مربوط به پیش از انقلاب است که پژمان جمشیدی با آن می‌رقصد. حتی این ترانه‌ هم وجودش در فیلم عملا غیرضروری است و صرفا به خاطر رعایت چارچوب‌های فرمی فیلمفارسی در فیلم حضور دارد. علاوه بر موسیقی هم با این‌که آنتیک کمدی پرستاره‌ای به حساب می‌آید اما چیزی از این ستاره‌ها در فیلم نمی‌بینیم. پژمان جمشیدی که رکورددار نقش‌های تکراری در سینماست در آنتیک هم چیز جدیدی ارائه نمی‌دهد. از یک طرف فضای فیلم یادآور «زیرخاکی» است و نقش ابی همان شخصیت «فریبرز باغ‌بیشه» را تکرار می‌کند. از طرف دیگر، گریم جمشیدی نیز همان گریمی است که در هتل، جزایر قناری و علفزار دیده بودیم. مشخص نیست این گریم ثابت جزو تعهدات قراردادی اوست یا نتیجه انبوه پروژه‌های همزمانی است که کارگردانان را مجبور می‌کند با این معضل کنار بیایند. معضلی که دودش در چشم فیلمسازان می‌رود و پولش در جیب بازیگر!
 
​​​​​​​خلاصه این‌که ...
خلاصه این‌که آنتیک را می‌توان نمونه‌ای شاخص از کمدی‌های موسوم به «فسیلی» دانست که در سال‌های اخیر به‌دلیل رکود سینما نقش موتور محرک گیشه را ایفا کرده‌اند، اما برخلاف برخی نمونه‌های موفق‌تر این جریان، در تحقق هدف اصلی خود ناکام مانده است. هادی نائیجی قصد داشت با تکیه بر ایده‌ای جدی و مهم، یعنی نقد تقدس‌سازی و سوءاستفاده از باورهای دینی، اثری بسازد که هم مخاطب را بخنداند و هم یک پرسش انتقادی در ذهنش ایجاد کند.  اما انتخاب فرم نادرست، روایت شلخته و اولویت‌ دادن به شوخی‌های تکراری بر داستان، باعث شده این پیام جدی نه‌تنها قدرت بیان پیدا نکند، بلکه فیلم در موقعیت معکوسی قرار گیرد و به اثری علیه خود تبدیل شود. ضعف انسجام روایی، تغییر ناگهانی لحن از کمدی تاریخی به موقعیت‌سازی‌های تصادفی و استفاده ابزاری از رویدادهای واقعی تاریخ انقلاب موجب شده تماشاگر نتواند با مسیر داستانی فیلم ارتباط برقرار کند. این مسأله به‌ویژه در یک‌سوم ابتدایی فیلم که وعده‌ یک کمدی اکشن مبتنی بر شخصیت اکبر گودرزی را می‌دهد اما ناگهان به روایت کلاهبرداری روستایی بدل می‌شود، کاملا محسوس است. افزون‌بر این، موسیقی عملا حذف شده، بازی‌ها تکراری‌ هستند و حتی حضور ستاره‌هایی چون پژمان جمشیدی نیز نه تنوعی در نقش‌آفرینی ایجاد کرده و نه انرژی تازه‌ای به فیلم بخشیده است. درمجموع، آنتیک نمونه‌ای است از اتلاف ظرفیت یک ایده ارزشمند در قالبی که توان تحمل بار معنایی آن را ندارد. این فیلم بیش از آن‌که محصول یک رویکرد خلاقانه باشد، نتیجه تداوم چرخه‌ای است که در آن شوخی‌های دم‌دستی جایگزین روایت‌پردازی و شخصیت‌سازی شده‌اند. آنتیک می‌توانست گامی رو به جلو در کمدی اجتماعی ایران باشد، اما نهایتا در سطح همان کلیشه‌هایی باقی می‌ماند که سینمای ایران سال‌هاست در تلاش برای عبور از آنهاست.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها