او که شبهای اخیر در تجمعات مردمی حضور یافته، از چگونگی مواجهه نزدیک با رفتارهای فردی و جمعی مردم میگوید. حضور رویینتن در این تجمعات برایش به تجربهای تازه و تأملبرانگیز تبدیل شده است. رویینتن میگوید آنچه از نزدیک دیده، او را غافلگیر کرده؛ از همدلی و همراهیهای کوچک و روزمره گرفته تا کنشهای نمادینی که برای او رنگ و بوی دراماتیک دارند. این کارگردان که سابقه پرداختن به مضامین اجتماعی و انسانی در سینما دارد، از نگاه یک ناظر در صحنه، کنشهای احساسی و مشارکتی مردم را بخشی از روایتی بزرگتر میبیند؛ روایتی که معتقد است در صورت تبدیل به اثر سینمایی، ظرفیتهای گستردهای برای درامپردازی خواهد داشت. او در این گفتوگو، هم از برداشتهای شخصی خود نسبت به فضای عمومی این روزها میگوید و هم از خاطراتی کوچک اما پرمعنا که برایش جنبه نمادین پیدا کردهاند؛ ازجمله مواجهه با پیرزنی که در میان باران کمک ناچیز اما صمیمانهاش را به او هدیه میکند. مشروح گفتوگوی ما با کارگردان «دلشکسته» را در ادامه از نظر میگذرانید.
ازنگاههنرمندی که درشبهای بمباران اخیر درتجمع مردمی شرکت کرده،چه خاطراتی داشتیدونگاهتان نسبت به آن چیست؟
من از حضور در این جمع غافلگیرم و مردم برایم عجیب و بهشدت غیرقابل پیشبینی و تصورند و احساس میکنم از خیلی مسائل و مسئولان جلوتر هستند. ما ابتدا فکر میکنیم کتاب خواندیم و میتوانیم سلیقه بسازیم و برای مردم حرفی داشته باشیم. من چندین شب است که در این تجمعها به میدانهای مختلف میروم و قول میدهم همه مردم جهان مقابل مردم ایران حیران میشوند. شاید در هیچ دورهای از تاریخ مردم تا این اندازه جلودار و پیشرو نبودند و همه خروشان هستند. آمریکا دنبال اورانیوم بود، اما فکر میکنم این مردم به غنا رسیدند و از اورانیوم خطرناکترند. مردم اورانیومهای آزادشدهای هستند که پاکی را نشر میدهند. چند شب پیش مردم را زیر باران دیدم و به نظرم باران با حضور این مردم تطهیر میشود. این مردم خیلی عجیب و غریبند؛ یک نفر با خودش صندلی و دیگری چیزهایی برای پذیرایی و جعبه شیرینی میآورد و اصلا با تیپهای مختلف و عجیب و غریب میآیند. هیچوقت در تاریخ تمدن کهن ایران مردم تا این اندازه عجیب و قهرمان نبودند و احساس میکنم قهرمانان ما در مقابل مردم کم میآورند.
تحلیل شما از نزدیک به ۴۰ روز جنگی که داشتیم چیست؟
من ایمان دارم تحت هر شرایطی ما پیروز این جنگیم. ترامپ اشتباه اساسی انجام داد و تمدن را با فناوری و تکنولوژی اشتباه گرفت. ایشان میتواند زیرساخت تکنولوژی ما را بزند، اما نمیتواند فرهنگ و تمدن ایران را از اساس نابود کند. مردم ایران به ترامپ و جهان ثابت کردند که تمدن جاری است و بهترین نغمه آن است که مردم بسرایند. احساس میکنم با حضور این مردم اگر مسئولان جمهوری اسلامی به خود بیایند و دردشان را بفهمند، این نظام تا ۵۰ سال دیگر تضمین میشود چون مردم نشان دادند حتی بیشتر از آنها پای کار نظام و پرچم آن ایستادند.
اگر بخواهید تمام اتفاقات جاری در جنگ را دستمایه ساخت یک فیلم سینمایی قرار دهید، به چه مسائل و موضوعاتی توجه کرده و به آن وجه دراماتیک میدهید؟
کل این جریانات جنگ دراماتیک است؛ اما اینکه مردم ایران عزا، خشم و غمشان را با حماسه برگزار کردند؛ خیلی دراماتیک است. این مردم هر روز عزیزی را از دست میدادند و در یک چشمشان اشک بود و از طرفی سعی داشتند این غم را پنهان و روحیه ایجاد کنند. اتفاق دیگر این بود که مردم، جمهوری اسلامی و پرچم ایران با هم یکی شدند و نماد رهبر شهید ما پرچم شد. معمولا وقتی هر بزرگی میمیرد، پرچم را از اهتزاز درمیآورند، اما مردم ایران برای اولین مرتبه در تاریخ جهان، با ازدستدادن رهبرشان، پرچم را به اهتزاز درآوردند. ما شهیدان خود را در پرچم میپیچیم و این خیلی عجیب است و تابهحال به این موضوع فکر نکرده بودیم. یکی از ماجراهای جالب و افتخاربرانگیز این است که این روزها سر چهارراه ولیعصر چهار نفر از اول جنگ تا الان با هم عهد بستند که پرچم را شبانهروز بالا نگه دارند. من به تمام میادین میروم و شاهد این اتفاقات دراماتیک هستم.
رسانههای ضدانقلاب در مواجهه با حضور میلیونی مردم مدعی شدند افراد حاضر در این تجمعات پول میگیرند. خودتان درباره این موضوع صحبت کنید.
مردم ایران نشان دادند که نمیشود همه چیز را خرید. با پول میشود مزدوری کرد، اما نمیشود خندید، گریه کرد و این حماسه را آفرید. هرکسی که به این جوانان پول داده تا ۲۴ساعته زیر بمب و موشک پرچم ایران را بالا نگهدارد، خیلی خوب حساب کرده است! (با لحن شوخی). اصلا نمیدانم چقدر میشود پول داد و آیا با پول میشود باور مردم را خرید؟! کافر همه را به کیش خود پندارد. یک نفر صادقانه از خانهاش خوراکی آورده و تکهتکه یک قاچ به مردم میدهد و این چه حرف یاوهای است که برخی میگویند؟! همین مسائل است که مردم ایران را نمیفهمند و اپوزیسیون قوی هم ندارند. با دهن سگ دریا نجس نمیشود. مردم ایران دریای خروشانی هستند که هر چیزی به آن بخورد پاک میشود. بهدلیل اینکه مردم ما خیلی محترم هستند؛ انگار تمام بدیها به انسانهای مطهر وارد میشود؛ یعنی ایران همان لباس پاک و سفیدی است که این قطرات ننگین را نشان میدهد.
به نظر میرسد که آمریکا در ابتدا، ایران را دستکم گرفته بود، اما حالا میشنویم که جی دی ونس میگوید توپ در زمین ایران است.
سیاست جای آدمهای دودوزهباز است و کسانی مانند ترامپ و ونس سیاس هستند؛ اما مردم در سیاست نمیگنجند. برای اولین مرتبه در مترقیترین شکل ممکن مردم از سیاست جلو زدند و مسأله این است که شما هرچه را که دستکم بگیری آسیب میبینی. ایرانیان در طول تاریخ نشان دادند که اسکندر برای کشورهای دیگر «کبیر» بود، اما برای ما کبیر نبود. مغولها آمدند و رفتند و یاد گرفتیم زیر فشار قدمان خم نشود. ۴۷سال آمریکاییها مردم ایران را تحریم کردند و آرزوهای جوانان بر باد رفت؛ زندگیشان سخت بود و همه مشکلات را گردن نظام میانداختند، اما الان ۴۰ روز است با بستن تنگه هرمز دنیا با مشکل سوخت مواجه شده و تورم هم افزایش یافته است و آنها طاقت این مدت محدود را نداشتند. حق جوانان ما این اندازه آسیب و خسران نبود. سیاستمداران آمریکا به اندازهای بیوقار و بیشخصیت هستند که حتی پای اصول خودشان هم نمیایستند. ایران که عاقبتبخیر خواهد شد و درسی به آمریکا دادیم که دندانش بشکند و بعدها بهطور قطع فضاحت ترامپ را میبینید؛ او حتی به مسیح و پاپ هم اهانت کرد و بعید نیست که در آیندهای نزدیک ادعای خدایی کند. اگر بهجای مذاکرات و سازمان ملل، سازمانی تشکیل شود که بتواند او را از لحاظ روانی بررسی کند کار بزرگی انجام شده است. آمریکاییها فرهنگ و تمدن ما را نمیدانند و اصلشان به کابوی و بوفالو ختم میشود، اما بهطور خاص ترامپ مشکل شخصیتی دارد و اصلا به نظر میرسد از آن جمله افرادی است که صبحها روبهروی آینه قربانصدقه خودش میرود. نمیدانم چرا جهان متوجه تناقضگویی و هتاکی او نمیشود. احساس میکنم ایالات متحده آمریکا سالها در تاریخش رئیسجمهوری به این بیشخصیتی نداشته است. او به اندازهای وقیح است که وقتی رأی نیاورد، آمریکا را به آشوب کشید و قاطعانه میگویم که ما با یک روانی روبهرو هستیم. از طرفی هم اسرائیل هم رژیمی ایدئولوژیک است که خیلی خود را مومن میدانند، اما چرا باید کنیسه را بمباران کنند؟ اینها قرآن را آتش زدند، به پاپ اهانت کردند و کنیسه را هم بمباران کردند و به نظر میرسد خدایشان را گم کردند و دنیا هر روز بیشتر پی میبرد که تا چه اندازه روانی هستند.
خاطرهای زلال از خلوص بارانی یک پیرزن
علی رویینتن، کارگردان با بیان خاطرهای از شبهایی که در تجمع مردم شرکت میکرد، به جامجم گفت: زیر باران داخل میدان و در گوشهای ایستاده بودم که محسن افشانی من را صدا کرد و من مجبور شدم بروم پشت تریبون و صحبت کنم؛ آنچنان بارانی میآمد که تصورش سخت بود. بعضی میآمدند صورتم رامیبوسیدند وبعضی شکلات تعارف میکردند.در آن میان پیرزنی آمدوگفت:من یک نفرم که یک کارت بایکمیلیون یارانه دارم که میخواهم آن رابه توهدیه بدهم و این زیباترین جایزهای بود که در زندگیم دریافت کردم. برای من افتخاری است که میان این مردم هستم و هنر ما مقابل اینها کم میآورد.