گرانی و دور دستی سینما را گردههای خم به ابرو نیار اینها از رو برد تا پاش به بوشهر باز شد بسیار آبادی که اسب سینما به تپههای مجاورشان نرسیده و آن عکس ازلی که باید ازشان نینداخته و روی نقشه فیلمهای جهان وجود ندارند.دقیقا قضیه از این قرار است آنچه که سینما نشان می دهد مبنای وجود و عدم است در جهان اکنون.
در تمام فیلم های ما قصه اصلی پشت دوربین بود و کسی نبود ازش فیلم بسازه ما پر شال هم را گرفته بودیم تا پلان پلان بوشهر را در فرهنگ لغات سینما بنا کنیم بسازیم و به در خانه بنیبشر پست کنیم .
سینما ما را رفیقتر کرد قصه دارتر کرد بوشهرتر کرد.
وقتش است برای یک رفیق هماره و شریف، یک بازیگر دقیق و تمیز برای آنکه در وانفسای فیلمسازی مفلسانه و زجرآور ما یار شاطر بود نه بار خاطر، برای غلامحسین بارونی کلاه از سر برداریم بر دیوار این بنای نوبنیاد و نیمبند، او یک سنگ قدیمی و کاریست. ما پلان پلان ممنوندارتیم.
دوباره زنگ بزن، دوباره قبل از همه سر صحنه باش، مثل تمام سالها که گوشه کناری میایستادی و غری نداشتی برای زدن، گاهی نگفتی که گشنهای! که تشنهای! که ساعت هفت مغرب اومدی و حالا دو بعد از نصف شب و هنوز پلانتو نگرفتن بیا و آرامش توی سلولهای تنت را بیار سر صحنههای فیلمهای ما.
بیا و دوباره توی لنز خیره شو به ما، نگاه کن و روی دست شاملو بلند شو و بگو به همهمان بگو چرا اشک رازیست، لبخند رازیست، بگو و میان قاب سینمای شهر جاودانه شو.
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهرام نکیسا
هدیه به روح او که هنر خوب بودن را به ما می آموخت.مانا یاد غلامحسین بارونی معلم و هنرمندی متین، توانمند، پر تلاش و بی ادعا و آگاه در عرصه تعلیم و تربیت و هنر و زندگی در استان بوشهر و جنوب کشور بود.
صمیمی و دوست داشتنی، همچون همه اهالی مهربان جنوب، اهالی نخل و دریا و آفتاب.
نشاط و نوآوری و خلاقیت در عین تواضع و فروتنی و دوستی در رفتار و گفتارش موج می زد.
نقش آفرینی زنده یاد غلامحسین بارونی در برپا داشتن و اجرای تعزیه ایام سوگواری خامس آل عبا در بوشهر، موزون و با معنا و به غایت زیبا و بیاد ماندنی و دلنشین بود.
آثار متعدد هنری زنده یاد غلامحسین بارونی حکایت از عشق و ذوق او به آموزش بوسیله هنر، بویژه تئاتر و سینما دارد.
بر کسی پوشیده نیست که هنر نقش انکار ناپذیر در پیشرفت، توسعه و آبادانی جوامع داشته و دارد.
هنر هنرمند، تلاش برای آگاهی بخشی، ایجاد نشاط و امید و دور نمودن خشم و خشونت از جامعه و زندگی است.
هرگاه هنر در جامعه کم رنگ گردد و هنرمند منزوی چه بسا زبان و چرخ زندگی نیز الکن، خشن، بی رمق و خسته کننده و خاموش می شود.
جامعه ای که بر پایه و مدار دانایی، فرهنگ و هنر ساخته شود، آگاهی، عدالت، آرامش و امنیت در آن جاری می گردد.
مانا یاد غلامحسین بارونی معلمی کوشا، شهروند و هنرمندی مسئول در عرصه ساختن جامعه بوسیله زبان هنر بود.
سوگ این هنرمند آگاه و بی ادعا را خدمت خانواده ایشان، جامعه هنری کشور و استان بوشهر تسلیت عرض می شود.
یاد و خاطره زنده یاد غلامحسین بارونی از خاطر دانش آموزان آن عزیز سفر کرده، هنرمندان و دوستان و مردم شریف بیرون نمی رود. روحش شاد.
هربار هنرمندی از بوشهر صحنه را ترک می کند غمی سنگین شانه های مارا خمیده و بغضی سنگین تر گلوی ما را فشرده می کند و توان از گامهایمان می برد.«جنوب چه دارد جز رقص و غم.از غم زیاد است که می رقصیم»...یاد عزیزان از دست رفته در بوشهر زیبا زنده و جاوید باد.