مجامع خبری که خبر از برگزاری بزرگ ترین نمایشگاه و حراج آثار هنری خاورمیانه در همسایگی ایران یعنی کشور کوچک حاشیه خلیج فارس که همان امارات باشد می دهند،
کد خبر: ۱۴۵۹۱۶
عده ای این موضوع را بر نمی تابند و بر سر کوبان داد بر می آورند که چه نشسته اید که ابوظبی می خواهد قطب جهانی هنر شود و آن وقت ما با آن سابقه طولانی به دنبال نیم درصد بودجه برای خرید آثار نقاشی از هنرمندان هستیم تا نقاشی در سبد خانوار بیاید؛ رویایی که هیچ وقت محقق نشد.
آنهایی که باید خبر پراکنی کنند، می نویسند و می پراکنند، اما هیچ کس از ایشان حتی اجازه حرکات انفعالی را به سلول های مغز خویش نمی دهد که چرا شیخ نشین خلیج فارسی به جای هر تفریح رایج زندگی عربی البته از نوع اماراتی اش به دنبال هنر افتاده است و با هر دستاویزی می خواهد نمایشگاه برگزار کند، هنرمند جهانی را به کشور کوچک خویش بکشاند و در یک کلام بشود قطب هنر خاورمیانه و دربست کرکره هرچه تلاش هنری نمایشگاه فروش تابلوی نقاشی در کشورهای اطراف خویش را پایین بکشد و البته با گردش اقتصاد هنری ، سکه ای دیگر بر انبان خویش بیفزاید.
خب از شیوخ تازه هنردوست که بگذریم می رسیم به عدد 10 هزار سال. رقم 10 هزار عدد اندکی نیست که بتوان از آن بسادگی گذشت حال آن که به این رقم سالهای قبل تر تولد حضرت عیسی مسیح (ع) یعنی قبل از میلاد او را هم بیفزاییم. تا می توانیم گوشه ای از تاریخ هنر ایران را ورق بزنیم که در آن مردمان ایران زمین در سیستان نقش هایی بر روی کوزه های آب خوری هر روزه شان می کشیدند تا امروزه اروپاییان با احترام آن را بر چشم کشند و کوزه ای با نقش بز متحرک را به عنوان اولین اثر نقاشی پویانمایی جهان به ثبت برسانند. این چند ده هزار سال شاید بهترین دلیل برای مرکزیت هنر ایران بر هنر جهانی و یا در نگاهی دیگر دلیلی محکم به حقانیت هنر ایرانی در حداقل خاورمیانه باشد، اما سوال اصلی اینجاست باید به این موضوع که همین کشورکوچک همسایه ایران قرار است تا چندی دیگر قطب هنری جهان شود، گله مند بود یا خیر؛
واقعیت این است که اکنون بسیاری از هنرمندان ایرانی ، برگزاری این آرت اکسپو (فروش آثار هنری) را فرصت مناسبی برای فروش آثار خود می دانند و از هم اکنون بسیاری از گالری داران ایرانی در صف حضور در این رویداد هنری عربی اند. اتفاقی که اگر خوب ریشه یابی شود می توان رگه های آن را در سالی پیشتر و برگزاری اولین و آخرین نمایشگاه فروش آثار هنری نقاشان ایران در تالار وحدت جستجو کرد. همان سالی که تابلوهای بیچاره نقاشان ایرانی با کبکبه و دبدبه بسیار بر جان دیوارهای تالار وحدت تهران نشست تا مسوولان دستگاه های مختلف کشور بخرند و بر دیوار اتاق های خویش بیاویزند و صد البته تابلوها خریده شدند و ماهی بعد تر بدون آن که به ایشان پولی پرداخت شود، جریحه دار تر از جگر زلیخا به هنرمند بازگردانده شدند.