: چند ماه از زمان دستگیری نخستین گروه اراذل و اوباش در شهر تهران می گذرد.
کد خبر: ۱۴۴۶۷۰

در این مدت خبرهای متفاوتی از سوی پلیس پایتخت ، مراجع قضایی و دیگر منابع ، در رسانه های جمعی منتشر شده است ؛ اما در هیچ یک از گزارش ها و خبرها، به این سوالات اساسی ، که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده ، پاسخی داده نشده است که سرنوشت اراذل و اوباش دستگیر شده به کجا انجامیده است؛ آنان در کجا نگهداری می شوند؛ چه تعداد از آنان به دار مجازات آویخته شده اند؛ و چه سرانجامی در انتظار بقیه اراذل زندانی است؛
این پرسش ها، و پرسش هایی نظیر آن ، از مدتها پیش ذهن ما را، مانند دیگر شهروندان ، به خود مشغول کرده بود. به همین سبب درصدد برآمدیم تا پاسخی برای این پرسش ها بیابیم و چنین ابهاماتی را از ذهن خود و دیگر شهروندان بزداییم. به این منظور از پلیس پایتخت و مراجع قضایی درخواست تهیه یک گزارش مستند را کردیم.
آنها ابتدا به درخواست ما پاسخ مثبت دادند، اما زمانی که دریافتند در پی مصاحبه و گفتگو با اراذل و اوباش دستگیر شده هستیم ، پاسخ به درخواستمان را به «روزهای بعد» موکول کردند. اما سرانجام آن روزهای بعد فرارسید و پلیس امنیت تهران ما را به مکانی برد که هیچ نامی جز «بازداشتگاه ویژه اراذل و اوباش» نمی توان بر آن نهاد.

در بازداشتگاه اراذل

در مسیر تهران تا «بازداشتگاه اراذل» احساس ویژه ای داشتیم ؛ احساسی مرکب از ترس و کنجکاوی. ترس از این که در بازداشتگاه به دور از چشمان ماموران مورد حمله گنده لاتهای قمه کش و قداره بند قرار گیریم ، و کنجکاو از این که چه بر سر آن عربده کشان گردن کلفت ، که روزگاری آسایش شهروندان را سلب کرده بودند، آمده است.
اما با ورود به بازداشتگاه و مشاهده بازداشت شدگان ، ترس و کنجکاوی ، جای خود را به حیرت و شگفتی داد. در هر گوشه بازداشتگاه تعدادی انسان درهم شکسته یافت می شدند. باورمان نمی شد که اینان همان اراذل گردن کلفتی بودند که تا همین دیروز تصاویرشان را دیده بودیم و یا وصفشان را شنیده بودیم ؛ اما اکنون... سرهنگ کریمی که در تمام مراحل طرح ارتقای امنیت اجتماعی حضوری فعال و مستمر داشته است ، ما را مطمئن کرد که «اینان همان اراذلی هستند که روزگاری تمام هم و غمشان تولید ترس و وحشت در میان شهروندان بود.»
از سرهنگ علت چنین تغییری را پرسیدم. او در جواب از فرمانده خود، سردار رادان ، نقل قول کرد که «اینها می بایست آنقدر تغییر کنند تا دیگر هرگز توان آزار کسی را نداشته باشند.» از سرهنگ ، فرآیند و میزان تغییر رفتار، شخصیت و منش اراذل را پرسیدیم.
او در پاسخ توصیه کرد که بهتر است این گونه سوالات را از سردار رادان ، فرمانده پلیس پایتخت ، بپرسیم. توصیه سرهنگ را منطقی دانستیم و بنا گذاشتیم با بازگشت به تهران ، سراغ فرمانده پلیس تهران برویم و نظر او را در این خصوص جویا شویم.

گوریل مرد!

درصدد بودیم تا با تعداد زیادی از اراذل به گفتگو بنشینیم ، اما بسیاری از آنان یارای سخن گفتن نداشتند. از همین رو تنها توانستیم با 2 تن از آنان گفتگو کنیم. اولین نفر بهرام الف (معروف به گوریل) بود. از گوریل ، که اینک هیچ نشانی از هیکل گوریلی در او دیده نمی شد، پرسیدیم:

راست می گن که تو روزگاری برای خودت برو بیایی داشته ای!
تمام شد! گوریل مرد! آن گوریلی که از سر تا پایش خشونت می بارید، دیگر وجود ندارد، او دیگر مرده است.

پس تو کیستی؛
من همان بهرامی شده ام که مادرم می خواست.

مادرت چه می خواست؛
می خواست آدم باشم ، مثل آدم ها رفتار کنم ، اما هیچگاه به حرفهایش گوش نکردم.

چرا نصیحت های مادرت را گوش نکردی ، چرا گوریل شدی؛
به خودم جفا کردم ، به خود ظلم کردم ، ستم کردم ، اشتباه کردم ، تمام شد، من دیگر گوریل نیستم ، از این اسم متنفرم ، منزجرم. خواهش می کنم مرا به حال خودم بگذارید.
گوریل یا همان بهرام می خواست ضجه بکشد اما نای ضجه کشیدن هم نداشت. رهایش کردیم و سراغ سیاوش ج (معروف به لجن) رفتیم.

سیا لجن از لجن بدتر بود!

سیا پیش از دستگیری هیکلی بدقواره و وحشت انگیز داشت. از سیاوش علت نامگذاری اش به «لجن» را جویا شدیم. او گفت سزاوار آن نام بودم. او تنها در اندیشه مزاحمت و شرارت برای مردم بود.

از سیاوش پرسیدیم: در انتظار چه مجازاتی هستی؛
او گفت: امیدوارم مرا اعدام کنند تا قدری از بار گناهانم کاسته شود. من از همه مردم معذرت می خواهم. خیلی در حق آنان بدی کرده ام. مرا ببخشید. گرچه می دانم که لیاقت بخشش را هم ندارم. بنویسید شرارت عاقبتش بدبختی است.
با سیا خداحافظی کردیم تا در بین سایر اراذل هم گشتی بزنیم. آثار ندامت در صورت یکایک اراذلی که در چنگال قانون و اقتدار گرفتار شده اند، نمایان بود. این را یکی از اراذل به زبان آورد، هنگامی که در حال خروج از بازداشتگاه بودیم ، گفت: «به سردار رادان بگویید از کرده خود پشیمانیم و قول می دهیم که هرگز دست از پا خطا نکنیم.» دیگری نیز با صدایی که به سختی شنیده می شد، گفت «بسمان است ، دیگر یال و کوپالی نداریم ، قسم می خوریم که تا عمر داریم راه خطا نرویم...»
مجال ما برای حضور در میان اراذل بازداشتگاه تمام شده بود. ضبط و دوربینمان را جمع کردیم و از بازداشتگاه خارج شدیم تا خود را به مرکز فرماندهی تهران بزرگ برسانیم و با طراح ارتقای امنیت اجتماعی به گفتگو بنشینیم.

اراذل ، دمل چرکین جامعه

در مرکز فرماندهی تهران بزرگ ، در همان سالنی که سردار رادان برای اولین بار در 19 فروردین امسال از طرح امنیت اجتماعی سخن به میان آورد، با او به گفتگو نشستیم.

از سردار پرسیدیم: ایده مقابله با اراذل از کی در ذهنتان شکل گرفت؛
پیش از شروع خدمتم در تهران ، اطلاعات زیادی درباره آسیب ها و مشکلات تهران داشتم. بخشی از آن اطلاعات مربوط به اراذل و اوباش بود. با شروع خدمتم در تهران یک تیم خبره تشکیل دادم تا در این زمینه اطلاعات جمع آوری کنند. حاصل آن اطلاعات مرا مجاب کرد که لازمه افزایش احساس امنیت شهروندان تهرانی ، ریشه کنی پدیده زشت و مذموم اراذل و اوباش است.

فکر می کنید واقعا ریشه کن می شوند؛
در این خصوص اصلا تردید نکنید.

بعضی ها می گویند لازم نبود با اراذل اینقدر با تندی و خشونت برخورد شود.
نظرتان در این باره چیست؛

اراذل و اوباش دمل چرکینی بودند که راه درمانشان تیغ جراحی بود. این تیغ جراحی بود که دمل را برداشت و سلامت جامعه را افزایش داد. البته می دانید که انتخاب این راهبرد با هماهنگی مراجع محترم قضایی و در چارچوب قواعد مشخص قانونی انتخاب و با قاطعیت اجرا شد.

به نظر می رسد شخصیت و منش اراذل که در بازداشتگاه نگهداری می شوند، به کلی تغییر کرده است. این تغییر را حاصل چه اقداماتی می دانید؛
ما همان روزهای اول دستگیری اراذل از تعدادی روان شناس ، روانپزشک و آسیب شناس اجتماعی خواستیم تا به مطالعه دقیق شخصیت اراذل بپردازند تا براساس آن بتوانیم اقدامات بعدی خود را به سامان برسانیم. ما براساس یافته های آن تحقیق ، راهبردها و روشهای ویژه ای طراحی و اجرا کردیم که حاصل آن دگرگونی عمیق و پایدار اراذل سابق است.

از چه روشهایی استفاده کرده اید؛
ترکیبی از روشهای درمانی ، پلیسی و قضایی.

آیا اراذل مقاومتی هم از خود نشان دادند؛
ابتدا کمی مقاومت کردند، اما مقاومتشان خیلی زود در هم شکست.

سردار، می دانید اراذل بازداشتگاه الان چه حال و وضعی دارند؛
بله ، چند بار از بازداشتگاه دیدن کرده ام. آنها نادم و درهم شکسته اند و بعید می دانم بار دیگر در اندیشه شرارت باشند؛ زیرا پلیس با قاطعیت آنها را تحت کنترل خود دارد.

چه سرنوشتی در انتظار آنان است؛ v برای آنها قرارهای مختلف قانونی صادر شده است و روند قضایی در مورد آنان در حال اجراست.
وقتی در اندیشه مشاهدات خود از محل نگهداری اراذل و اوباش ، دفتر رئیس پلیس پایتخت را ترک می کردم ، از خود پرسیدم آیا در آینده کسی به خود جرات خواهد داد تا القابی چون گوریل ، خرچنگ ، کرگدن ، موش و... را برای خود انتخاب کند؛
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها