حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
|
خرج درآمدهای نفتی و گرانی مسکن بنده مخالف سرعت در خرج درآمدهای نفتی هستم و معتقدم این شرایطی که در مسکن پیدا شده ناشی از این امر است و توضیح ساز و کار گران شدن مسکن هم پیچیده نیست. وقتی ما درآمدهای ارزی را به ریال تبدیل می کنیم و می خواهیم در اقتصاد ملی کار کنیم ، تقاضای کل کالاها بالا می رود. کالاها دو دسته هستند یا قابل تجارت هستند یا نیستند. وقتی قیمتها افزایش می یابد دولتها برای فرار از افزایش تورم به دلیل داشتن ارز میل به واردات پیدا می کنند و کالاهای قابل تجارت را وارد می کنند و این اثر ضدتورمی دارد و جلوی رشد تورمی گرفته می شود اما این کار اثر ضدتولیدی دارد ، چراکه در ابتدا هم بخش کشاورزی و کالاهایی که قابل تجارت نیستند ضربه می خورند و تقاضا برای مواردی مانند مسکن و زمین افزایش می یابد و گرانی در آنها پیدا می شود و چون تولید به تدریج به وسیله افزایش واردات صرفه اقتصادی اش می آید ، بخشی از سرمایه موجود به سمت مسکن و زمین میل کرده و تقاضا را مضاعف بالا می برد و قیمت را رشد می دهد و به همین ترتیب قیمت مصالح ساختمانی رشد پیدا می کند و وقتی هم گران شد ، اجاره نشینی سخت می شود و همین طور اثر تورمی این بخش به بخشهای دیگر منتقل می شود و ما را دچار شرایط تورمی می کند. متاسفانه این میل به خرج کردن درآمد نفت در تمامی دولتها وجود داشت و در سالهای 84 و 85 شدید شد و در بودجه سال 86 مقداری مجلس هفتم متوجه این تذکرات و هشدارها شد و ترمز دستی را مقداری کشید و کنترل کرد و الان دولت نهم هم خود توجه دارد که باید از سیاست های انبساطی نفتی اجتناب کند. |
|
هدف ، کاهش مصرف صددرصدی است دولت برنامه مشخصی دارد و قرار است تا مهر اجرا شود و عیب های طرح سهمیه بندی بنزین برطرف شود. از جزییات برنامه دولت اطلاع دارم و خوش بینم هستم البته گفتنی است که برخی مشکلات که در سهمیه بندی ذکر می شود ، ناشی از کاهش ذاتی مصرف است. در این که مصرف باید مهار شود، هیچ اختلاف نظری میان صاحب نظر اقتصادی انرژی درخصوص ایران وجود ندارد. دو راه دارد یا باید آنقدر قیمتها را افزایش می دادیم و مردم خود کنترل مصرف می کردند و یا سهمیه بندی می کردیم. اولی به دلیل آثار تورمی شکننده اش در شرایطی که از حمل ونقل گله مند هستیم ، به معنای جهش تورمی در سطح ملی است که ما نپذیرفتیم و دومی معایب و محاسنی دارد که بحث کردیم. هدف کاهش مصرف است. وقتی سهمیه بندی می شود مسافرت بین شهری و تفریحی کم می شود و بعد رستوران های سر راهی درآمدشان کم می شود و وقتی تصادفات کم شد صافکاری و پنچرگیری درآمدشان کاهش می یابد و وقتی مصرف بنزین کاهش پیدا کند ، تقاضای خدمات فنی کاهش پیدا می کند و اینها ذاتی کاهش مصرف است نه ذاتی سهمیه بندی. چون کاهش مصرف صد در صد هدف ماست و از سوی دیگر، افزایش بهره وری هم هدف ماست. خود به خود برخی عیبها ظاهر می شود که در کوتاه مدت همین گونه خواهد بود اما رشد بعدی منطقی خواهد شد. مثل همین مثالی که زدم. نمایندگان شمال ، مازندران و گیلان گله می کردند که گردشگری در روزهای پنجشنبه و جمعه کم شده و کاسبها فروش ندارند و من گفتم طبیعی است و بتدریج تور ، جانشین سفرهای شخصی می شود و جبران خواهد شد. |
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....