بنابر این متهم زهره همراه دختر 7ساله اش برای ادامه تحقیقات به شعبه یکم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران انتقال یافت و مورد تحقیق قرار گرفت.
بازپرس شاملو برای روشن شدن راز ناپدیدشدن مرد جوان (حسین) از دخترش خواست از آخرین ملاقات با پدرش بگوید.
دختر خردسال گفت: پدرم پیش از خوردن ناهار با من بازی کرد و بعد خوابش برد. مادرم اصرار داشت که من هم استراحت کنم اما من در اتاقم با اسباب بازی هایم بازی می کردم که زنگ در به صدا درآمد. از پشت پنجره دیدم که همان مرد غریبه ای که در غیاب پدرم به منزلمان می آمد، داخل منزلمان شد و مادرم چاقویی به او داد و آن مرد به پدرم حمله کرد، بعد آنها جسد را داخل فرش پیچیدند و دیگر چیزی متوجه نشدم. آنقدر گریه کرده بودم که بدحال شدم.
مادرم تهدید کرده بود که نباید حرفی بزنم ، وگرنه به من آسیب می رساند، تا این که طاقت نیاوردم و یک شب وقتی به منزل پدربزرگم رفته بودیم ، ماجرا را برای آنها گفتم.
اعتراف زن جوان به توطئه قتل شوهر
به دنبال گفته های دختر خردسال ، مادرش وقتی راز پنهان خود را فاش شده دید، به ناچار اعتراف کرد و گفت : ما در خیابان پیروزی مستاجر بودیم ، امیر مرد قاتل پسردایی صاحبخانه بود و با خودرو مسافرکشی می کرد و هر ازگاهی برای رسیدن به مکانی به طور دربست سوار خودرویش می شدیم ، بنابراین کم کم ارتباط پنهانی ما شکل گرفت و اختلاف هایی را که با شوهرم داشتم برای او تعریف کردم و قرار شد شوهرم را به قتل برسانیم.
زن توطئه گر ادامه داد: روز حادثه ، امیر طبق نقشه قبلی وارد منزل شد و من چاقوی آشپزخانه را به او دادم و او شوهرم را به قتل رساند، بعد از آن ، وانمود کردم که شوهرم ناپدید شده است. چند ساعت بعد، همدستم (امیر) جسد را به حوالی بزرگراه تهران کرج برد و همانجا به آتش کشید و دخترم را که تنها شاهد حادثه بود، تهدید کردیم تا به کسی چیزی نگوید، اما عاقبت لو رفتیم.
به دنبال اظهارات تکان دهنده زن جوان ، همدستش هم دستگیر شد و به قتل اعتراف کرد. متهمان پس از بازسازی صحنه قتل با قرار قانونی از سوی بازپرس شاملو، رئیس شعبه یکم دادسرای امور جنایی تهران روانه زندان شدند و روز گذشته پرونده آنها با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد و بزودی متهمان محاکمه می شوند.