مریم افضلی ، روان شناسی و مدرس دانشگاه در خصوص چگونگی برخورد کودکان با عروسک هایشان می گوید: باید توجه داشت که نوازش کردن ، فریاد کشیدن ، تهدید کردن و ... بخشی از هیجاناتی است که کودکان در محیط خود با آن مواجه هستند. برخوردهایی که کودکان با عروسکها دارند، می تواند یکی از ابزارهای مهم برای تشخیص بعضی از مسائل هیجانی و شناختی آنها باشد.
این کارشناس معتقد است با رشد شناختی کودک ، نوع بازیهای آن هم نیز تغییر می کند و کودکانی که امکان ارتباط با همسالان خود را بیشتر دارند و با توجه به کسب لذت واقعی از برخورد با همسالان خود، آرام آرام تمایل به بازی با عروسک را از دست می دهند و بازیهای آنها رنگ تازه ای به خود می گیرد و در این زمان است که عروسک ها برای آنها جنبه تزیینی و یادآوری خاطرات را پیدا می کند.
افضلی به مساله جالبی در خصوص بازی با عروسک اشاره می کند و می گوید: از نوع برخوردی که کودک با عروسکش دارد، می توان به نوع برخوردی که والدین با او دارند، پی برد. از آنجا که کودک عروسکش را به شکل انسان می بیند، از رفتارهای بزرگسالان نیز الگو می گیرد و آنها را روی عروسک خود پیاده می کند. این روان شناس در ادامه می گوید: کودک در غیاب بعضی وسایل بازی می تواند از اشیاء بهره بگیرد؛ مثلا اگر دوست دارد سوار اسب شود، با نبود اسب می تواند از دسته جارو یا یک چوب ساده استفاده کند و از این نظر تظاهر به سوارکاری کند.
به جای موخره... چه ساده بودیم ما...
هر چه گشتم در این دنیای رنگین کمانی عروسکها، عروسک ساده خودم را پیدا نکردم ؛ عروسکی که لباسش را مادرم دوخته بود و با ماژیک های کمرنگ چشمهایش را پررنگ کردم.
روی صورتش لپ کشیدم و لبهایش را سرخ کردم.
عروسکم با من حرف می زد. با من گریه می کرد. با من...
من عروسکم را می خواهم.
من سادگی ام را گم کردم.
ما سادگی را گم کردیم.
چه ساده بودیم ما....