زهد فاطمه (س): (ساده زیستی حضرت زهرا (س) به گونه ای بود که گاه می شد رسول خدا که خود اسوه زهد و دوری از زیورهای دنیایی بود بر حال وی ترحم می کرد. جابر بن عبدالله روایت می کند که رسول اکرم ، فاطمه را دید که ردایی پوشیده از جنس پارچه ای که بر شتران می افکندند و آسیاب را با دست می گرداند و فرزندش را شیر می دهد. اشک از چشمان رسول خدا فرو ریخت و گفت :«دخترم ، تلخی دنیا را پذیرا باش تا شیرینی آخرت را دریابی!» فاطمه گفت: «پدر جان ، خداوند را به سبب نعمتهایش سپاس می گویم و به خاطر آنچه به ما عنایت فرموده است شکر می کنم.» و خداوند این آیه را نازل فرمود:«و لسوف یعطیک ربک فترضی» (و به زودی پروردگارت مقامها و نعماتی را به تو عطا فرماید تا راضی شوی).
عفاف فاطمه (س): (در خبر است که فاطمه (س) و علی (ع) رسول خدا را به داوری خواندند تا کارهای زندگی را میان آن دو قسمت فرماید و قضاوت رسول خدا چنین بود: فاطمه آنچه را در اندرون خانه است بجای آورد و علی (ع) کارهایی را که بیرون خانه است انجام دهد. پس از آن فاطمه می گفت: (کسی جز خدای نداند که من از این امر تا چه اندازه شادمان شدم چرا که رسول خدا با این داوری مرا از زحمت معاشرت با مردان آسوده ساخت! (روزی رسول خدا در منزل فاطمه س بود مرد نابینایی ، پس از اجازه ، به خانه فاطمه آمد.
|
حضرت علی (ع) می فرماید: سوگند به خدا من زهرا را تا آن هنگام که خداوند او را به سوی خود برد خشمگین نکردم او نیز مرا خشمگین نکرد |
فاطمه خود را از آن نابینا پوشانید و از او فاصله گرفت ، پیامبرص به او فرمود: «چرا از مرد نابینا فاصله گرفتی ، با این که او تو را نمی بیند؛» فاطمه (س) پاسخ داد: او اگر مرا نمی بیند من او را می بینم ، وانگهی او بو را استشمام می کند. رسول خدا به نشانه تصدیق گفتار فاطمه خطاب به او فرمود:«اشهد انک بضعه منی» (گواهی می دهم که تو پاره تن من هستی).
شباهت به پیامبر (ص):(فاطمه (س) راستگوی و راست کردار و نرمخوی و نرم دل بود و از جهت ظاهر و باطن به رسول خدا شباهتی تمام داشت. عایشه گوید: «من کسی را نیافتم که از فاطمه راستگوتر باشد، مگر پدرش رسول خدا (ص) «!و فاطمه در هنگام راه رفتن ، رسول خدا را به یاد می آورد زیرا از جهت رفتار و حرکات شبیه پیامبر بود. جابر گوید: هیچ گاه فاطمه را ندیدم ، که راه رود مگر این که رسول خدا را به خاطر آورم او همچون پیامبر هنگام راه رفتن گاه به جانب چپ و گاه به جانب راست متمایل می شد. ام سلمه گفت: فاطمه دختر رسول خدا شبیه ترین مردم از جهت صورت و اندام و حرکات به پیامبر بود. فاطمه مانند پیامبر چهره ای سپید و درخشان داشت و انس بن مالک می گوید: از مادرم شمایل زهرا را پرسیدم ، گفت: او همچون ماه در شب بدر بود یا چون خورشید که با ابر پوشیده شود یا از ابر بیرون آمده باشد و بسی سپید چهره بود.
جلوه ای از ایثار در خانه فاطمه (س):(نیازمندی گرسنه به محضر رسول خدا آمد و تقاضای غذا کرد. کمبود غذا به گونه ای بود که در خانه فاطمه جز اندکی از آن برای کودکانش نبود. حضرت علی شبانه آن نیازمند گرسنه را به خانه خود برد و ماجرا را به فاطمه س گفت. فاطمه س و افراد خانواده اش همان اندک غذا را به میهمان فقیر دادند و خود در تاریکی در کنار سفره ، دهان خود را تکان می دادند تا فقیر گمان کند که آنها نیز همراه او غذا می خورند. فقیر از آن غذا خورد و سیر شد؛ در حالی که گمان می کرد فاطمه و افراد خانواده اش نیز سیر شده اند. صبح آن شب ، فاطمه و فرزندانش همراه علی (ع) نزد پیامبرص آمدند. پیامبر به چهره آنها که نشانگر گرسنگی آنها بود نگاه کرد و در حالی که خنده بر لب داشت ، آیه نهم سوره حشر را که در شان آنها نازل شده بود، خواند «و یوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه. آنان تهی دستان را بر خود مقدم می دارند هر چند که خود به شدت در فشار گرسنگی و تهیدستی باشند».
دعا برای مومنان «عبادت فاطمه (س)»:(فاطمه (س) پیوسته در محراب عبادت بر پای بود و به نیایش خدا مشغول. اما شگفت آن که بیشتر دعاهایی که می کرد برای خود وی نبود، بلکه برای بندگان صالح خدا بود. امام حسن می فرماید: مادرم را می دیدم که تمامی شب را در محراب عبادت بر پای بود و پیوسته به رکوع و سجود می پرداخت تا این که صبح می گشت و می شنیدم که زنان و مردان با ایمان را نام می برد و می شنیدم که وی برای ایشان دعا می کرد، اما برای خود دعایی نمی کرد. به او گفتم: ای مادر چرا برای خود، مانند دیگران دعا نمی کنی؛! فرمود: نخست همسایگان سپس نوبت اهل خانه است. عبادت و پرهیزگاری فاطمه از همگان بیش بود، حسن بصری می گوید: در میان این امت کسی نیست که از فاطمه عابدتر بود. آن بانو آنقدر به نماز ایستاد تا پاهای وی آماس شدند.
همسرداری حضرت زهرا (س) و کمال رضایت علی (ع) از او: پیامبر (ص) هنگام عروسی فاطمه (س) به او فرمود:«دخترم با همسرت رفتار نیکو کن و در هیچ کاری از دستورش سرپیچی نکن». این سخن همواره آویزه گوش فاطمه (س) بود، او حدود 9 سال که همسر علی (ع) بود، هرگز علی را ناخشنود نکرد، بلکه همواره مایه نشاط و خشنودی علی می شد و اندوه علی (ع) با دیدار فاطمه بر طرف می گشت ، در این خصوص ، حضرت علی می فرماید: «سوگند به خدا من زهرا را تا آن هنگام که خداوند او را به سوی خود برد، خشمگین نکردم ، او نیز مرا خشمگین نکرد و هیچ گاه موجب ناخشنودی من نشد. من هرگاه به چهره فاطمه نگاه می کردم ، هرگونه غم و اندوه از من بر طرف می شد. روزی پیامبر از علی پرسید: فاطمه را چگونه همسری یافتی؛ علی (ع) در پاسخ گفت: او را در راستای اطاعت از خداوند و یاوری نیکو یافتم.
ارزش علم و آگاهی بخشی: حضرت فاطمه (س) به علم و دانش و آگاهی بخشی ، اهمیت بسیار می داد و خود مخزن علم الهی بود و اندوخته های علم لدنی و اکتسابی او در سطحی بود که امامان معصوم (ع) از آن استفاده می بردند و از آن به عنوان (مصحف فاطمه س) یاد می کردند. در این خصوص نظر شما را به حادثه جالب زیر که بیانگر جدیت حضرت فاطمه به آگاهی بخشی است جلب می کنیم: روزی بانویی به محضر آن حضرت آمد و عرض کرد: مادر ناتوانی دارم که درباره نماز به احکام و مسائلی ناآگاه است ، مرا نزد شما فرستاده تا آن احکام را از شما بپرسم. فاطمه سفرمود: بپرس. او 10 سوال پشت سر هم پرسید و پاسخ آنها را دریافت کرد. آن گاه از بسیاری سوال خویش شرمنده شد و عرض کرد: ای دختر رسول خدا، بیش از این شما را زحمت نمی دهم. فاطمه فرمود: آنچه نمی دانی بپرس ، آیا شخصی را می شناسی که در برابر صد هزار دینار (مثقال طلا) اجیر شود که فقط یک روز بار سنگینی را بالای بام ببرد و اظهار خستگی کند؛ او عرض کرد: نه. فاطمه س فرمود: من نیز در پیشگاه خدا اجیر شده ام که در برابر هر مساله ای که می پرسی و به تو پاسخ می دهم ، پاداش بسیار بگیرم که اگر میان زمین تا عرش را پر از گوهر ناب کنند و به من بدهند باز ارزش آن پاداش ، بیشتر است ، بنابراین من سزاوارتر از آن هستم که اظهار خستگی نکنم. من از پدرم شنیدم که فرمود: علمای شیعه ما در قیامت به مقدار علمشان و به اندازه تلاششان در راهنمائی مردم ، پاداش می برند.
دخالت در امور سیاسی: حضرت فاطمه به جهان بینی وسیع اسلام ، آگاهی و توجه کامل داشت و می دانست که بخش وسیعی از اسلام امور سیاسی است. از این رو به طور جدی و عمیق در آن دخالت می کرد. مساله امامت و رهبری از ارکان اصلی سیاست اسلامی است. آن حضرت برای اثبات امامت و رهبری علی (ع) تا پای جان ایستادگی کرد و در این راستا به شهادت رسید. هر فراز از خطبه و گفتار مختلف او در این باره بیانگر بینش سیاسی او در سطح بسیار عالی است. حتی بخشی از وصیت او جنبه سیاسی دارد و یک نوع مبارزه با خودکامگان تیره دل برای اثبات رهبری حق و حتی در یک احوالپرسی ساده ، مسائل سیاسی را مطرح می کرد.