با حمله امریکا به عراق در سال 2003 که در قالب استراتژی مبارزه با تروریسم دولت بوش انجام شد، دولتمردان کاخ سفید امیدوار بودند در مدت کوتاهی با ایجاد ثبات نسبی در عراق و روی کار آمدن دولت این کشور بتوانند علاوه بر تحقق اهداف خود، حضور نظامی خود را نیز در عراق کاهش دهند.
با این حال و با وجود 4 سال حضور نظامی امریکا در عراق و روی کار آمدن دولت جدید هنوز این کشور با بی ثباتی و حملات پیاپی گروههای شورشی روبه رو است ، در واقع وضعیت عراق با توجه به فشار داخلی به دولت بوش به دلیل هزینه های انسانی و مالی بالای آن برای امریکا باعث شد تا انتقادهای زیادی در رابطه با عملکرد امریکا در عراق مطرح شود. بر این اساس و در پی افزایش مشکلات امریکا در عراق که به نوعی به معنای شکست استراتژی دولت بوش در این کشور تلقی می شود، کاخ سفید استراتژی جدیدی را در عراق تدوین کرده است که بوش در 10 ژانویه 2007 آن را در قالب سخنرانی برای ملت امریکا بیان کرد.
استراتژی جدید امریکا در عراق نشان می دهد که امریکا در نظر دارد طرحهایی را در رابطه با کل منطقه به اجرا درآورد که در نهایت به نوعی پیروزی برای توجیه فعالیت های پرهزینه خود در عراق دست یابد. در این میان به نظر می رسد استراتژی جدید به نوعی با سیاست های امریکا در برابر ایران ارتباط داشته باشد، استراتژی جدید دولت بوش با شعار مبارزه با تروریسم و گسترش سلاحهای کشتار جمعی در سال 2003 با حمله به عراق ، این کشور را به اشغال نظامی خود درآورد با این حال پس از گذشت 4 سال از حضور نیروهای امریکایی در عراق امنیت ، آرامش و دموکراسی براساس شعارهای امریکا در عراق برقرار نشده است. از سوی دیگر قدرت گرفتن گروههای شیعی منتسب به ایران انتقادهای داخلی در امریکا علیه دولت بوش را برانگیخته است ، این در حالی است که امریکا بیش از پیش از اهداف خود در عراق دور می شود به گونه ای که بسیاری از اعضای هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه خواستار خروج نیروهای امریکایی از عراق شدند، این مساله باعث شد تا تیمی تحقیقاتی از هر دو حزب بزرگ امریکا به سرپرستی جیمز بیکر و لی هامیلتون به نام گروه مطالعات عراق از مارس تا دسامبر 2006 وضعیت عراق و راهکارهای پیش روی امریکا در عراق را بررسی کند.
مطالعات 9 ماهه گروه مطالعاتی عراق موسوم به کمیسیون بیکر همیلتون بویژه بر مشارکت دادن کشورهای کلیدی منطقه خاورمیانه ازجمله ایران و سوریه در حل بحران عراق تاکید داشت.
در پی انتشار گزارش بیکر همیلتون که حاوی توصیه هایی درباره تغییر سیاست های امریکا در عراق بود، دولت بوش بیش از پیش تحت فشار محافل داخلی امریکا برای ایجاد تغییرات اساسی در استراتژی خود در عراق قرار گرفت. بر این اساس جورج بوش در سخنرانی تلویزیونی خود برای مردم امریکا در 10 ژانویه 2007 استراتژی جدیدی را اعلام کرد که مهمترین هدف آن غلبه بر بحران امینتی در حال گسترش عراق و ممانعت از شکست کامل امریکا در عراق است همچنین همزمان با اعلام تغییر استراتژی امریکا در عراق ، کاخ سفید اقدام به انتشار فهرست و نکات مهم استراتژی جدید کرد در این میان در استراتژی جدید توجه خاصی به ایران شد، به گونه ای که در سخنرانی بوش بیش از 6 بار از ایران نام برده شده است.
|
چالشهای نوین امنیت
از دیگر موضوعات سیاست امنیتی امریکا که از آنها به عنوان شورشگران فراملی و چالشهای نوین امنیت در نظام بین الملل نام می برد حزب الله ، حماس ، اخوان المسلمین و جنبشهایی است که هیچ وقت از کانون اخبار رسانه ها و محافل سیاسی خارج نمی شوند. دیپلمات های غربی ، آنان را جانشینان واقعی و بلامنازع حکومت هایی می شناسند که در مرکز ثروتهای نفتی جهان به ضعف ، پیری و بی اعتمادی مردم دچار شده اند.

در سالی که گذشت تلاش جورج بورش و بازوی دیپلماسی او کاندولیزا رایس برای یافتن یک رقیب جدی برای این نیروهای تازه نفس در لبنان ، مصر، فلسطین و دیگر نقاط خاورمیانه به جایی نرسید. رئیس جمهور امریکا امسال به طور چشمگیری از ابزار و اهرمهای مالی برای تضعیف پایگاه اجتماعی این گروه ها بهره گرفت. او در صحنه لبنان به تقویت جبهه رقیب حزب الله ، دولت سنیوره پرداخت ، درغزه تنها رقیب نیروهای اسلامگرا یعنی تشکیلات خودگردان و ابومازن همه کمکهای اروپا و امریکا را از آن خود کرد، سومین متحد بوش و نقطه امید اعراب محافظه کار در مهمترین نقطه خاورمیانه یعنی مصر، مبارک پاداش های میلیاردی از دولت امریکا و اتحادیه اروپایی دریافت کرد |
بر این اساس نکات محوری زیر در این سخنرانی و در استراتژی جدید امریکا می تواند برای ایران حائزاهمیت باشد؛ اعزام 21 هزار و 500 نیروی نظامی تازه نفس امریکایی به عراق در قالب استقرار 17 هزار و 500 نفر در 5 تیپ رزمی در بغداد و استقرار 4 هزار نفر در استان الانبار عراق اعزام دومین ناو هواپیمابر امریکا به سمت خلیج فارس. در این رابطه رابرت گیتس ، وزیر دفاع امریکا در توضیح اعزام این ناو هواپیمابر تاکید کرد که این پیامی به ایران است ، به این معنی که 4 سال جنگ در عراق امریکا را ضعیف نکرده است. تشدید عملیات امریکا علیه عناصر ایرانی کمرنگ تر کردن سیاست بعثی زدایی و بازگرداندن اقلیت های قومی و مذهبی بویژه اعراب سنی به روند سیاسی.
این استراتژی در واقع ابتکار عملی از طرف دولت بوش در پی ضعف و شکست استراتژی گذشته امریکا در عراق محسوب می شود از سوی دیگر تلاشی برای این منظور است که کاخ سفید نشان دهد همچنان زمام امور را در دست دارد، در این رابطه لازم به یادآوری است که اعزام بیش از 21 هزار سرباز دیگر به عراق با وجود مخالفت های موجود در امریکا بعید است بتواند اهداف موردنظر در استراتژی جدید را تامین کند.
ادامه اتهام زنی به ایران
از دیگر منابع نگرانی واشنگتن در منطقه ، ایران است. جمهوری اسلامی از بدو امر با اتهامات متعددی مانند حمایت از تروریست ها، اخلال آفرینی در فرآیند صلح خاورمیانه ، نقض حقوق بشر، تلاش برای توسعه سلاحهای موشکی و بتازگی نیز تلاش به منظور دستیابی به سلاحهای هسته ای مواجه بوده است. مهمترین چالشی که اکنون در برابر امریکا قرار دارد، نوع برخورد با ایران و مدیریت بحران ناشی از تداوم سیاست هسته ای آن است ، به علاوه امریکا به منظور پیشبرد سیاست منطقه ای خود به ارتباطیابی تحولات عراق و تحرکات ایران پرداخته است. ترتیب دادن کنفرانسی با حضور نمایندگان ایران و امریکا نیز در همین چارچوب قابل درک است ، چنین ابتکاری با واکنش های مختلف در داخل و خارج امریکا مواجه شد.
به اعتقاد تندروهای کاخ سفید دعوت ایران به مذاکره به مفهوم به رسمیت شناختن نقش و نفوذ ایران در عراق است ضمن آن که این کار به معنای تسلیم ابر قدرت جهان در برابر رژیمی است که مسوولان امریکایی بارها از آن به عنوان دولت متمرد و حامی تروریسم یاد کرده اند و اکنون با فعالیت های هسته ای خود واشنگتن را به چالش جدید کشانده است ؛ اما میانه روها قائل به آنند که مذاکره باتهران به مثابه فرصتی برای خروج از تنگنای عراق موضوعی ضروری محسوب می شود در عین حال تاکید طرفداران مذاکره آن است که نشست با نمایندگان ایران تنها باید منحصر به مسائل عراق باشد و موضوعات دیگری چون پرونده هسته ای نباید مطرح شود
|
سیاست امنیت سازی امریکا در منطقه خاورمیانه با ابزارهای سخت و همچنین نرم به نتیجه مطلوب امریکا در یک سال گذشته منتهی نشد |
چون ایرانی ها از این طریق چه بسا به کسب امتیاز پرداخته و در روند اجماع هم پیمانان امریکا علیه خود خلل ایجاد خواهند کرد از این رو، توصیه سیاستمدارانی چون هوگلند به جورج بوش آن است که روش رونالد ریگان رادر مذاکره با گورباچف در پیش گیرد به این معنا که به طرف مقابل اعتماد نکند و درهر گام از مذاکره دقت و هوشیاری لازم اعمال شود، بنابراین به نظر می رسد که سیاست امریکا درخصوص امنیتی سازی موضوعات مرتبط با ایران به نتایج پیش بینی شده منتهی نشده است.
جنبش نوپای لبنان
برای گروههای اسلامی لبنان سالی که گذشت ، سالی پرثمر و از دستاوردهای بزرگ بود. کسب یک پیروزی نظامی بزرگ در تابستان 85 آن هم در برابر قدرتی که دست کم 4 بار ارتش های عربی را به شکست کشانده بود، موجب شد حزب الله و جبهه مقاومت از یک بازیگر حاشیه ای در خاورمیانه به وزنه ای نیرومند در معادلات این منطقه تبدیل شود. نتایج پیروزی خیره کننده در جنگ 33 روزه در برابر اسرائیل علاوه بر خاورمیانه بسرعت در صحنه داخل لبنان نیز نمایان شد و دولت حاکم که ائتلافی از متحدان غرب و اعراب محافظه کار بود بشدت مشروعیت خود را از دست داد.
تضعیف جایگاه متحدان امریکا
تضعیف جایگاه متحدان امریکا در منطقه یکی از مهمترین چالشهای فراروی این کشور در سال گذشته بود؛ چرا که امریکا را در وضعیتی متناقض گونه قرار داد. حمایت یا حمایت نکردن از متحدان هر یک دارای پیامدهای نامطلوبی برای کاخ سفید است و این معضلی است که سیاست امریکا دلالت بر آن دارد که نتوانسته آن را حل و فصل کند در چنین شرایطی به نظر می رسد که منتفع اصلی این جریان ، اسلامگرایان باشند. بر همین اساس به باور بیشتر ناظران ، جنبش اصلاحی لبنان کامیاب ترین جنبش خاورمیانه است که با وجود عمر اندک آن درجه بالایی از بلوغ و اقتدار را به نمایش گذاشته است ، بر همین اساس اکنون منبع اصلی نگرانی طرفهای غربی و امریکا را تشکیل می دهد. این تحولات معانی و پیچیدگی های مهمی را برای جهان غرب به طور عام و برای ایالات متحده به طور خاص در بر دارد، امروز 5سال پس از حملات 11 سپتامبر غرب نسبت به گذشته از این حادثه امنیت بیشتری را احساس نمی کند، القاعده در جوامع اسلامی با دولتهای شکست خورده یا ضعیف در حال شکست پیشرفت می کند، در عراق القاعده یک دام درگیری های فرقه ای پهن کرد که ایالات متحده براحتی در آن گرفتار شد، در افغانستان نیز در حال بسترسازی برای بازگشتی دوباره است به همین دلیل دیگر دولتهای ضعیف و در حال شکست نیز ممکن است در آینده شاهد حضور و ایجاد پایگاه القاعده در کشورشان باشند.
موضوع رویارویی با القاعده و در هم شکستن این جنبش اکنون در سال 2007 بسیار پیچیده تر از همین وضعیت در سال 2001 است. در آن هنگام القاعده یک پیکره واحد و یک جنبش نسبتا یکپارچه بود؛ اما اکنون القاعده به اجزای پراکنده ای تقسیم شده است که هر کدام با استقلال بیشتری نسبت به مرکز اصلی عمل می کنند و نمی توان گفت بن لادن دیگر جهت حرکت این جنبش و اعضای آن را تحت تاثیر قرار نمی دهد همان طورکه پرونده ها و مدارک موجود نشان می دهند هنوز راهنمایی های عمومی و کلی و دستورالعمل های مهم را شخص بن لادن صادر می کند و همراه با الظواهری هنوز هم رهبری کلیت جنبش را به عهده دارند؛ اما روی هم رفته این جنبش بیشتر به سمت بی قاعدگی حرکت می کند و اجزای آن به انجام عملیات های مستقل روی آورده اند و همین چند پراکنده شدن و مستقل عمل کردن است که آن را نسبت به القاعده قدیمی به یک هدف دشوارتر تبدیل کرده است.
در مجموع می توان گفت که سیاست امنیت سازی امریکا در منطقه خاورمیانه با ابزارهای سخت و همچنین نرم به نتیجه مطلوب امریکا در یک سال گذشته منتهی نشد، به عبارت دیگر ناکامی سیاست کاخ سفید را باید در ابعاد نرم افزاری و سخت افزاری جستجو کرد.
هدف امریکا در ابعاد دوگانه فوق برقراری امنیت در منطقه خاورمیانه براساس معیارهای مدنظر خود است ؛ اما تحولات عینی منطقه حکایت از آن دارد که امریکا همچنان با چالشهای مهم و معناداری دست و پنجه نرم می کند.
منبع: اداره کل آموزش و پژوهش صداوسیما
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دکتر محمد هادی همایون | استاد دانشگاه
دکتر فواد ایزدی/کارشناس ارشد مسائل آمریکا
محمد قادری/ کارشناس مسائل راهبردی
نیما نکیسا در گفتوگو با جام جم آنلاین: