آموزش شهروندی ، نحوه ایجاد انگیزش در میان افراد برای پذیرش نقش شهروند و توجه به منافع جمعی است .شهروندی در سطوح متنوعی عمل می کند. ابعاد شهروندی را می توان در بعد و جنبه کلی نشان داد.
شهروندی از یک سو واجد ابعاد سیاسی و ساختاری است و از سوی دیگر، ابعاد عاطفی را در بر می گیرد که با فرهنگ و هویت های فرد ارتباط دارد.
در کمترین سطح آن ، شهروندان باید نسبت به مسوولیت ها، حقوق و هویت های متفاوت خود آگاهی و شناخت داشته باشند.
|
پیشنهاد یونسکو
از آنجا که هر مفهومی برای تبدیل شدن به رفتار، احتیاج به روشهای تسهیل کننده دارد، یونسکو راهبردهای آموزشی کارآموزی را بر مبنای روشهای زیر، بهترین روشها برای آموزش شهروندی دانسته است. الف - نقش بازی کردن ب - بازیهای نمایشی ج - شفاف کردن ارزش ها از طریق کارهای گروهی د - بحث و گفتگوه تحقیق عملی و- فعالیت های میدانی اجتماعی |
کسب این شناخت آشکارا مستلزم آموزش حقوق انسانی و فراهم شدن محیطی برای یادگیری است که در آن ، مجال جستجو و تقویت احساسات و انتخاب های افراد فراهم باشد. (ذکائی ، 1381).
براساس مدل آزلر و استارکی (1996) ابعاد و اجزای آموزش شهروندی در برگیرنده یک سطح حداقل و یک سطح حداکثر است.
مطابق این مدل ، تا زمانی که ادغام واقعی در جامعه محقق نشود و حداقل درآمد، امنیت و مشارکت فعال شهروندان تامین نگردد، اعضای جامعه نخواهند توانست حقوق خود را طلب کنند. آموزش شهروندی را در چنین جامعه ای می توان در برگیرنده آموزش دانش ، مهارت ها و ارزشها دانست که با ماهیت و شیوه های اداره یک نظام مردم سالاری مشارکتی همخوان است.
آموزش شهروندی عملا به عنوان وسیله ای برای پرورش احساس تعلق به جامعه و داشتن هدفی در زندگی برای اعضا مورد استفاده قرار خواهد گرفت. هدف اصلی برنامه های آموزش شهروندی باید درگیر کردن افراد در فعالیت های مربوط به حوزه زندگی خود (اجتماع) باشد.

آموزش موثر شهروندی از همان آغاز به کودکان اعتماد به نفس و رفتارهای مسوولانه را از نظر اجتماعی و اخلاقی می آموزد. وجه دیگر این آموزش ، درگیر کردن افراد جامعه در مسائل مربوط به شرایط زندگی و دغدغه های اجتماع محل زیست آنهاست.
بالاخره وجه سوم آموزش شهروندی را می توان انتقال دانش ، مهارت ها و ارزش ها به کودکان دانست که به واسطه آن خود را عضو مفیدی از حیات عمومی جامعه تشخیص دهند. به این ترتیب هدفهای آموزش شهروندی را باید عموما حول سه محور آموزش مسوولیت اجتماعی و اخلاقی ، آموزش فعالیت های اجتماعی و گرایش به چنین فعالیت ها و آموزش سواد سیاسی دانست.
اعتقاد بر این است که آموزش شهروندی نباید دربرگیرنده نفع فردی باشد، بلکه جستجو برای عدالت اجتماعی آن را به وجود می آورد. به همین دلیل شهروند کسی است که به مسائل عمومی جامعه آگاهی دارد، واجد فضیلت های مدنی است و از مهارت های لازم برای مشارکت در عرصه سیاسی برخوردار است. علاوه بر این تاکید آموزش شهروندی بر این است که کودکان را به عنوان شهروندان به گونه ای تربیت کند که در اجتماع و محیط پیرامون خود مشارکت کنند، با حقوق خود آشنا شوند و به وظایف خود در قبال جامعه عمل کنند. به این ترتیب ، آموزش شهروندی دربرگیرنده احترام متقابل در میان شهروندانی است که در هویتهای قومی ، زبانی ، نژادی ، فرهنگی ، دینی و جنسیتی تفاوت نشان می دهند. از دیگر مهارت هایی که آموزش و یادگیری آنها در پرورش شهروندانی فعال موثر است ، می توان به این موارد اشاره کرد:
الف - تقویت شیوه های همکاری و کار گروهی
ب - تصمیم گیری به شیوه شورایی
ج - توانایی بخشیدن به افراد برای استدلال و نقد کردن
د- تقویت مهارت های موثر ارتباطی
ه مدیریت مشترک فعالیت ها و کارهای محلی
و- درگیر شدن در کارها و فعالیت های محلی
ز- تقویت گفتگو و مهارت های مشارکتی در هر حال مفهوم شهروندی به عنوان نهاد و مبنایی برای ایجاد یک جامعه مدنی ، مفهوم مهمی است که باید آن را تابع شرایط سیاسی اجتماعی و نیز بستر و سنت تاریخی دانست که در آن رشد می یابد.
آموزش هایی از این قبیل زمانی نضج می گیرد که گرایش به تعهدات مدنی ، اخلاقی و سیاسی شهروندان مورد تاکید قرار گیرد و به عنوان یک اصل نهادینه شود.