علت پاره کردن کتابها توسط دانش آموزان را باید جستجو کرد : با کتابهایمان مهربان نیستیم
مجید آخرین امتحانش را که داد از بچه ها خداحافظی کرد و به خانه آمد انگار که یک کار دیگر برایش باقی مانده باشد کتابهایش را وسط اتاق ریخت و شروع به پاره کردن آنها کرد گویی هیچ تعلق خاطری به آنها طی یک سال تحصیلی پیدا نکرده است انگار یک سال تحصیلی
کد خبر: ۱۲۷۱۸
همواره با آنها سرنکرده است ؛ اما دوستش شهاب عکس او بود؛ تمام کتابهای دوران تحصیلی اش را از اول ابتدایی تا حالا که دوم دبیرستان بود،به طور جداگانه بسته بندی و در قفسه ای برای خود بایگانی کرده بود شهاب می گوید: بهترین تفریح من وقتی است که می خواهم خاطرات شیرین دوران کودکی را برای خود زنده کنم و به ورق زدن کتابهایم مشغول می شوم . اما براستی چرا بعضی دانش آموزان با کتابهای خود مهربان نیستند؛ کارشناسان و مشاوران تحصیلی معتقدند واکنشهای رفتاری این دسته از دانش آموزان را نباید نوعی عمل تخریبی یا پرخاشگری محسوب کنیم ؛ بلکه باید علل چنین رفتاری را جستجو کرد. کیفیت و محتوای کتابهای درسی را ارزیابی کنیم و به فشارهایی که از سوی معلمان و والدین در طی سال تحصیلی به دانش آموزان وارد می شود، توجه کنیم . خیلی وقتها بزرگترها هم تحت فشارهای روحی شدید و بگومگوها، تمایل پیدا می کنند چیزی را بشکنند و دور بریزند تا احساس رهایی کنند. بچه ها هفته ها و ماهها کتابهایی را می خوانند و حفظ می کنند که علاقه ای به آنها ندارند و صرفا به خاطر کسب نمره یا ترس از والدین ، معلم می خوانند و می خوانند، و چه پراضطراب است شبهای امتحان و برای بعضی ها ترسناک ترین شبها. و آن گاه که نویسندگان کتب و معلمان نتوانند شوق و علاقه برای خواندن کتابها را فراهم کنند، نتیجه اش معلوم است . انگار سالها بغض فروخفته و کینه ناشی ازامر و نهی ها، تحکم ها و کتکها را می خواهند به یکباره سر کتاب بی زبان خالی کنند و چه مظلوم است کتاب! به نظر می رسد شیوه های آموزشی ، تدوین کتابهای درسی و امتحانات پی در پی و هماهنگ ، روشهای کهنه و فرسوده ای هستند که ارمغانی جز نفرت و انزجار و خشم برای نوجوانان ندارند. نتایج یک نظرسنجی در یک نظرسنجی از209 دانش آموز پایه اول متوسطه مدارس منطقه 2 تهران )در زمینه علاقه یا بی رغبتی دانش آموز( به درس ، مدرسه و تحصیل ( که در اسفندماه 80 انجام شد، نتایج جالبی حاصل شد 94/67 درصد بچه ها اذعان کردند که مدرسه را دوست دارند، 92/23 درصد فاقد علاقه و 1/83 درصد بی تفاوت بودند. گروه اول ، علت علاقه به مدرسه را ناشی از امید به آینده بهتر، اشتغال و ازدواج ، یادگیری مطالب جدید و تجربه اندوزی ، لذت از حضور در کنار دوستان و همسالان ، کسب ارزش و احترام و منزلت اجتماعی می دانند. گروه دوم ، که مدرسه را دوست نداشتند ، دلایل خود را برخورد نامناسب و سخت گیری های معلم ها، روش تدریس نامناسب ، اجباری بودن تحصیل و فشار خانواده و اجتماع ، خشک و خسته کننده بودن کلاسهای درس ، سخت بودن دروس و عدم تطابق بعضی دروس با کاربردشان در زندگی ، خسته کننده و تکراری بودن دروس ، سختگیری انضباطی و برخوردهای بد مسوولان مدرسه عنوان می کنند 16/63 درصد بچه ها از دروس لذت می برند و 7/27 درصد ناراضی و 6/52 درصد بی تفاوت . آنها علت علاقه به دروس را کسب تجربه و علاقه به افزایش اطلاعات ، روش مناسب تدریس و رفتار خوب معلم ها، جذاب و جالب بودن مطالب درسی و یادگیری آسان دروس ، و ناراضیان ، برخورد و رفتار نامناسب معلم با دانش آموزان ، ناکارایی بعضی از دروس درآینده ، حجم زیاد مطالب درسی ، سختی و پیچیده بودن مطالب و عدم درک و فهم دروس و ناتوانی معلم در فهماندن دروس ، روش تدریس معلم ، خسته کننده بودن و عدم جذابیت بعضی دروس و اجباری بودن درس خواندن را دلیل بی رضایتی خویش عنوان کردند. بیشترین نارضایی در درس فیزیک و مطالعات اجتماعی و بیشترین علاقه مربوط به درس شیمی و ریاضی بود. نتایج بررسی های صورت گرفته نشان می داد که بیش از یک چهارم دانش آموزان به درس و مدرسه بی علاقه اند و علت بی علاقگی خود را نوع رفتار و برخورد مسوولان و معلمان ، شیوه های آموزشی ، تحکم و اجبار و فشار والدین و مدرسه ، جذاب نبودن دروس و خشکی کلاسها می دانند پس می توان اذعان کرد که احتمالا بخشی از علت معطوف شدن خشونت نوجوانان به کتابهای درسی می تواند ناشی از روشهای غلط و مشکل بودن فهم کتابها و نیز رفتار ما باشد و نبایستی این مساله را یک بعدی نگریست ابعاد مختلفی ، از جمله نظام تدوین کتابهای درسی ، روشهای آموزشی ، خانواده و نیز دانش آموز در علاقه و نفرت از دروس و مدرسه و تحصیل نقش دارند در بعد اول ، نظام تدوین کتابهای درسی برخلاف دیگر کشورها وبا وجود اظهارات دست اندرکاران آموزش و پرورش ، هنوز هماهنگبا ذائقه ، نیازها، توانایی ها و تفاوت های فردی دانش آموزان مقاطع مختلف سنی ، ذهن و با توجه به استعداد عمومی آنها تدوین نمی شود. همین عامل موجب شده ، محتوا و مطالب کتابهای درسی برای دانش آموزان سنگین شده و آنها را از مطالب درسی گریزان و بیزار کرده و در نهایت باعث تجدیدها و مردودی ، تجربه شکست و ترک تحصیل شود. برای رفع این مشکل ، انتظار می رود برای تدوین کتابهای درسی ، از نظرات معلمان ، والدین و دانش آموزان و افراد متخصص استفاده شود و انتظار می رفت مطالب و محتوای دروس بهتر شده و افت تحصیلی کاهش یابد، و اکنون پس از دو سال ، آیا شورای آموزش و پرورش توانسته به وعده ها و اهداف خودجامه عمل بپوشاند؛ روشهای سنتیو معلم محور بعد دوم ، روشهای آموزشی ، سنتی و معلم محور است در روشهای سنتی تدریس ، تاکید بر محفوظات و نمره است . بی توجهی به فعالیت های جنبی ، مطالعه ، کتابخوانی ، یادگیری شناختی و کیفی ، کارهای گروهی ، از یک سو و شیوه های ارزشیابی آموخته ها و امتحانات از سوی دیگر، بچه ها رابه سمت مردودی و شکست هدایت می کند وقتی اطلاعات آماری با شصت کشور جهان مقایسه می شود، ملاحظه می گردد شیوه برگزاری امتحانات باعث تشدید و تقویت مردودی و در نتیجه افزایش عدم تمایل به تحصیل و ترک تحصیل می شود درواقع شرایط قبولی در مدارس ایران نسبت به دیگر کشورها بسیار سخت است . یک معلم ریاضی براین باور است که روشهای متفاوت آموزشی در دوره راهنمایی و متوسطه و ناآشنایی نوجوانان با شیوه های شناختی آموزش ، عامل افت درسی و تحصیلی بچه ها شده و باعث از دست دادن علاقه به درس و مدرسه نیز می شود درواقع وی معتقد است شیوه های آموزش دوره راهنمایی برحفظ مطالب استوار است ، درحالی که در دوره متوسطه با توجه به سنگینی مطالب و حجم زیاد کتابهای درسی ، این روش پاسخگوی نیازهای آموزشی بچه ها نیست فشار همه جانبه والدین بعد خانواده )والدین ): والدین به سبب عشق و علاقه به فرزندان ، نگرانی از آینده ، یا جبران آنچه در نوجوانی و جوانی خود بدان دست نیافته اند، و نیز گاهی به سبب چشم و همچشمی ها، نوجوانان خود را تحت فشار قرار می دهند تا مثلا در دروس خود نمره 20 بگیرند، فخر بفروشند و مباهات کنند. تمامی تاکیدها، ارعاب ها، تنبیه ها و تشویق های بیش از اندازه ، ایجاد حس رقابت ، چه از جانب والدین و چه مدرسه برای درس خوان شدن و تمکین نوجوانان ، موجب ایجاد نفرت از درس و یاس و ناامیدی از تحصیل می شود چند درصد از بچه ها قادر هستند مثل رایانه این همه فرمول ، اعداد و ارقام را حفظ کنند در نهایت نتیجه اش این می شود که دوستان نوجوان من تمام این فشارها را آخر سال بر سر کتابها خراب می کنند و انتقام سختی می گیرند. بعد فرد )دانش آموز): نوجوانان به عنوان فردی از اجتماع از یک طرف تحت تاثیر تحولات و تغییرات اجتماع بوده و از طرفی اگر خودشان را باور کنند و توانایی ها و استعدادها بالقوه خود را بشناسند ، به اصول و ارزشهای اجتماعی پایبند بوده و مقهور ظاهر فریبنده و لذتهای کوتاه مدت نگردند، می توانند به طور چشمگیری بر ابعاد دیگر اجتماع تاثیر مثبت و پایداری داشته باشند. باید دانست آنچه یک جامعه را به سوی رشد و تعالی ، ترقی و پیشرفت و بالندگی پیش می برد، نسل جوان ، فهمیده و توانمند است و توانمندی در گرو آموختن وبه کار بستن است . بسیاری از مطالب کتابهای درسی در زندگی احتمالا کاربرد نداشته باشند، اما پایه ای هستند برای پاسخ به بسیاری از پرسشهای ما. راهکارها در زمینه تدوین کتابهای درسی باید مطالب و موضوعات درسی را با عنایت به فرهنگ و اهداف تربیتی به استانداردهای جهانی نزدیک کنیم موضوع و متن دروس را مطابق با نیازهای زندگی اجتماعی و کاربردی تدوین کنیم و به جای کاهش حجم کتابها )که گاهی موجب پیچیده تر شدن مطالب هم می شود( از مطالب اضافی و گنگ درسی کم کنیم . همچنین روش تدریس هر فصل از کتاب را در کتابهای درسی به منظور کمک به معلم تدوین و یا مثالهای قابل لمس ارائه کنیم در هر فصل از دروس ، دانش آموزان و دبیران را از طریق پرسشهای بحث انگیز و شیرین ، به کارهای گروهی تشویق کنیم از نقاشی ، تصاویر و عکسهای جذاب و رنگی برای ایجاد جذابیت درسی و هنری استفاده شود و در کتابهای تخصصی هر رشته ، اصطلاحات و مسائل علمی به صورت باز برای بچه ها توضیح داده شود. رفتار معلم عامل مهمی در سلامت روان و سازگاری بچه هاست جدیت در کار همراه با مهربانی و شوخ طبعی ، بیشترین کارایی آموزش و پرورشی را خواهد داشت حق انتخاب را از دانش آموزان نگیریم ؛ چه در کسب دانش ، چه تحصیل و انتخاب رشته . او تنها کسی است که حق انتخاب دارد و معلم صرفا راهنمای اوست در نظر داشته باشیم آنچه برای آینده فرزندتان مهم است ، سلامت روح ، شور و شوق جوانی و عشق به دانستن است پیامد فشار و تحکم و تهدید، تنها نفرت و انزجار و گریز آنها از تحصیل است آنها را برای زندگی بهتر هدایت کنیم.