نه تنها وجه تمایز انقلاب اسلامی از سایر جنبشها و نهضتهای سیاسی معاصر ایران بلکه راز شکست نهضتهای سیاسی در تاریخ معاصر این دیار نیز در همین نکته نهفته است اگر اندیشمندان ایرانی در عصر مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت با چنین تامل فکری و نظری
کد خبر: ۱۲۵۵۷
به استقبال تحولات سیاسی و اجتماعی می رفتند ملت ایران فرصتهای طلایی تاریخی را به رایگان از دست نمی داد و سیر تحولات تاریخی ایران به گونه ای دیگر رقم می خورد و امروزه افسوس تائخر تاریخی ملت و تجربه ناگوار شکستهای متعدد کوششهای متنوع سیاسی و اجتماعی دلیرمردان این دیار، کام دردآشنایان نسل معاصر را تلخ نمی کرد. هیچ فرد آگاه و تیزبینی نمی تواند از مهمترین وجه تمایز انقلاب اسلامی و انقلاب های دیگر، ازجمله انقلاب های فرانسه و شوروی - که در ریشه مذهبی انقلاب اسلامی نهفته است - چشم پوشی کند. انقلاب های فرانسه و شوروی بر مبنای دوری و جدایی و حتی ستیز با دین و صرفا به منظور کسب پاره ای امتیازات ، مطالبات و حاکمیت ارزشهای لیبرال بورژوازی ، ضداستبدادی و یا سوسیالیستی به وجود آمدند؛ اما در ایران ، قوه محرکه اصلی انقلاب، "مذهب" محسوب می شود وفاداری تزلزل ناپذیر توده های مردم ایران به اسلام یا آنچه جلال آل احمد آن را حکومت مخفی مذهبی می نامید، هیچ گاه خالی از امکان بالقوه قیام نبود. باید خاطرنشان کرد که مذهب و بویژه تشیع ، عامل بسیار مهمی در روند تحول تاریخی این کشور بوده و هست و در تمام ادوار تاریخی این دیار، مبارزانی که با سلطه حکام داخلی و یا استیلای خارجی جنگیده اند، درصدد بوده اند تعلق و بستگی حرکت و قیام خود را با آسمان محفوظ نگه دارند تا از این طریق بتوانند با نفوذ خود در میان صفوف ملت ، کامیابی سیاسی و اجتماعی را از آن خود کنند. این از لحاظ تاریخی در ایران همواره به پرچم معنوی مبارزه برای دفع استیلای بیگانگان بدل شده است . نمونه تاریخی جالب آن ، سرنوشت حکومت پیشه وری است که حتی دبیر کل حزب منحله توده نیز به اعتراف آن ناگزیر بوده است . نورالدین کیانوری در خاطرات خود با اشاره به عمق تعلق دینی مردم ایران ، می نویسد: "مردم آذربایجان به عنوان بخشی از ایران با وجود تمام مظالم و مفاسدی که از حکومت پهلوی دیده بودند، چون حکومت پیشه وری از یک طرف وابسته به شوروی بود و از طرف دیگر با مبانی مذهبی و اعتقادی آنها تباین داشت ، با عدم حمایت از آن ، زمینه های سقوط آن را فراهم کردند. بنابراین مهمترین عامل سقوط آن نداشتن مشروعیت مذهبی در میان مردم آذربایجان بود بنابراین پیوندهای اجتماعی در ایران ، همواره از طریق مذهب و انجمن های مذهبی شکل گرفته است این انجمن های ظاهرا غیرسیاسی ، افراد جامعه را از طریق ارائه خدمات مذهبی حمایت می کردند و در زمانی که ملت ، مطالبات مختلف و متنوعی داشت ، بهترین نهاد برای انتقال این مطالبات به مراکز تصمیم گیری و پیگیری اجرای خواست های توده ها، همین نهادها و انجمنهای مذهبی بودند در یک قرن اخیر، کمتر حرکت اصلاحی و جنبش اجتماعی را می توان سراغ گرفت که مانند انقلاب اسلامی با مذهب عجین شده باشد. البته در نهضتهای پیشین مانند مشروطیت و ملی شدن صنعت نفت ، مسلمانان حضور فعالانه داشته اند و بسیاری از شخصیت های کلیدی این جنبشها را اساسا روحانیون و اسلام گرایان تشکیل می داده اند؛ اما هیچکدام از این حرکتها به نام دین و برای اسلام صورت نگرفته ؛ در حالی که یکی از بارزترین شاخصه های انقلاب اسلامی ، دین باوری و آرمان خواهی ملت ایران است . به تعبیر بهتر، در روزگار ما، انقلاب اسلامی تنها رویداد فرهنگی و اجتماعی است که پس از رنسانس در خارج از قلمروی فرهنگ اومانیستی غرب روی داده و طبیعی است پیام روحبخش انقلاب اسلامی نیز در همین نکته نهفته است پرسش مهمی که برای هر محقق و پژوهشگری مطرح می شود، این است که این همه مذهب گرایی و دین باوری و خدامحوری چگونه و از کجا در جامعه ایران به وجود آمده و این تحولات عظیم را به وجود آورده است؛ برای پاسخ به این پرسش باید به این نکته اشاره کرد که انقلاب اسلامی به عنوان یک فرآیند تاریخی ، محصول قرائت متن تحولات و تغییرات اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی است که در بستر تاریخی این کشور شکل گرفته است ؛ به این معنی که هر ایرانی آگاه و وظیفه شناس ، با تحولاتی که در دهه 1350 در ایران و جهان به وقوع می پیوست ، به بازخوانی تفکر دینی و بازشناخت متون متنوعی چون تاریخ اسلام ، قیام حسین بن علی )ع (، اندیشه های سیدجمال ، اقبال لاهوری و آل احمد، جنبش مشروطه ، نهضت ملی شدن صنعت نفت ، پانزده خرداد چهل و دو ، تاریخ استبداد و سلطه سیاسی در ایران می پرداخت و با دریافت واقع بینانه از همه این تحولات تاریخی، آنها را پشتوانه تجربی خود قرار می داد.یکی از مهمترین تجاربی که ملت ایران از بازخوانی تاریخی خود به دست آورد، این بود که متفکران ، تحصیلکردگان و دلسوزان جامعه به این نتیجه رسیدند که انحطاط جامعه ایرانی ، محصول پیروی از نسخه های وارداتی غرب است . حال برای نوسازی و نوگرایی در عرصه های مختلف باید با گسستن رابطه یکسویه با غرب ، به ظرفیت های خودی و درونی توجه کرد و بازسازی را با استفاده از الگوهای دینی ، بومی و ملی صورت داد برخلاف گذشته که دستاوردهای غرب ، مثبت تلقی می شد در این مقطع ، این دستاوردها پدیده ای ناپسند قلمداد شد که عامل اساسی تاخر و عقب ماندگی تاریخی این ملت بوده است . راه حل جدید، زدودن مشکلات فرهنگی و اقتصادی از طریق بازگشت به روشی دینی و اسلامی بود و انقلاب اسلامی محصول این کشف بدیع است بنابراین انقلاب اسلامی ، گسست کاملی از مجموعه دلمشغولی های قبلی و باز تعریفی اساسی از دل نگرانی ها و مطالبات جدید جامعه تلقی شد. این موضوع در کلام حضرت امام )ره ( به عنوان سخنگو و پیشوای نامبردار این تفکر چنین مطرح شده است : آنها )کشورهای امپریالیست ( حتی اگر به کره مریخ هم بروند باز از سعادت و فضایل اخلاقی عاجزند این تغییر در اصطلاح توماس کوهن ، یک تغییر پارادایمی تلقی می شود. در دوره مشروطه ، تمام جناحها، اعم از مشروطه خواهان لیبرال ، اصلاح گرایان اسلامی و گروههای اجتماعی دیگر، در یک برداشت عمومی هم عقیده بودند و آن این که مساله ایران تلاش برای رسیدن به غرب است . باتوجه به این که جذابیت غرب در آن دوران بسیار زیاد بود، اگر مساله ، رسیدن به غرب است ، استفاده از الگوهای غربی معقول به نظر می رسد؛ اما در دهه 70 ، تلاش می شد همه معیارها و ضوابط غربی و مظاهر فرهنگ و تمدن آن که عامل فقر و عقب ماندگی جامعه قلمداد می شد کنار گذاشته شود و با یک دگرگونی بنیادی همه امور جامعه از نو سامان یابد.در تاریخ معاصر ایران چهار عنصر و جریان ظهور و بروز یافت و انقلاب اسلامی توانست با به چالش کشیدن این جریانات ، اعتبار آنها را محک بزند و در معرض نقد قرار دهد و ظرفیت و وزن واقعی هر کدام از آنها را مشخص کند از این چهار عنصر و جریان ، دو جریان ، زاییده تاریخ و فرهنگ بلند ملت ایران و دو جریان دیگر نیز معلول برخورد فرهنگ های بیگانه و تمدنهای دیگر بوده است. این جریانها عبارتند از:1 - عناصر خودی ، بومی و ملی 2 - باورهای دینی و اعتقادات مذهبی 3 - چپگرایی و اتخاذ راه رشد غیرسرمایه داری با الگوپذیری از اتحاد جماهیر شوروی و چین 4 - غربگرایی و اتخاذ الگوی راه رشد سرمایه داری و پایبندی به مظاهر ملموس و محسوس تجدد در شکل نوسازی. از میان این 4 مولفه ،2 مولفه نخست ، موجب بنیانگذاری خیزش عمومی مردم به منظور گسستن رشته های تعلق به نظام پهلوی شد و اسلام به عنوان انتخاب نهایی مدنظر ملت قرار گرفت به همین دلیل جریانی که رهبری افکار عمومی علیه سلطنت و مفاسد آن را به عهده گرفت ، نشات گرفته از دین بود.