ماموران پس از کسب مجوز قضایی از بازپرس مهاجری ، رئیس شعبه یکم دادسرای فرودگاه تهران ، روز 13بهمن امسال وارد منزل زوج قاچاقچی شده و در منزل با فرزندان این زوج روبه رو شدند و پی بردند مرد خانواده شبانه از منزل خارج شده و به مکان نامعلومی رفته و زن وی هم در پشت بام منزل است.
ماموران با دیدن زن میانسال ، از وی خواستند خود را تسلیم پلیس کند، اما وی بی آن که به اخطار پلیس توجهی کند، به حیاط منزل یکی از همسایه ها پرید و متواری شد.
با فرار زن قاچاقچی ، ماموران پس از تعقیب از روی بام چند خانه سرانجام موفق به دستگیری وی شدند.
با دستگیری متهم و در بازرسی بدنی از وی ، کیسه پلاستیکی که حاوی مقادیری از مواد مخدر از نوع کراک بود، کشف و متهم به پلیس امنیت منتقل شد.
زن قاچاقچی در بازجویی مقدماتی پلیس ابتدا منکر جرم شد، اما وقتی پی برد پلیس به راز او پی برده است ، اعتراف کرد. با ثبت اعترافات ، وی روز گذشته برای ادامه تحقیقات به شعبه یکم بازپرسی دادسرای فرودگاه تهران منتقل شد.
ردپای قاچاقچی حرفه ای زن
متهم در اظهاراتش به بازپرس مهاجری گفت: می دانم که مرتکب اشتباه نابخشودنی شده ام ، اما می خواهم کمکم کنید تا فرزندان خودم هم گرفتار منجلاب اعتیاد نشوند.
شوهرم جمشید معروف به جمشید دزده یکی از قاچاقچیان حرفه ای است که در زمینه خرید و فروش کوکائین و شیشه فعالیت دارد و چندین بار روانه زندان شده است. شوهرم خودش معتاد است. او از 2 سال پیش مرا به خرید و فروش مواد مخدر (کراک) وادار و تهدیدم می کرد اگر با او همکاری نکنم جان من و فرزندانمان را می گیرد و به همین دلیل ، از ترس مجبور به همکاری با وی شدم.
متهم: با پوشش سرویس مدرسه
سوژه هایم را انتخاب می کردم
زن قاچاقچی ادامه داد: بعضی سوژه ها را شوهرم و مابقی را من انتخاب می کردم و تحت پوشش سرویس یک مدرسه دخترانه به مدارس مختلف اعم از پسرانه و دخترانه راه پیدا می کردم و پس از جلب اعتماد، آنها را فریب می دادم و برای خرید مواد مخدر به منزلم می کشاندم و از آنها می خواستم با پوشش خارج از مدرسه نزدم بیایند تا کسی شک نکند و به این طریق با دریافت پول ، کراک در اختیارشان قرار می دادم و پول فروش مواد را در اختیار شوهرم می گذاشتم ، اما او از فروش مواد مخدر پول کمی به من می داد و مرا بیشتر تهدید می کرد.
دیگر کار به جایی رسیده بود که من با همان خودروی سرویس مدرسه در نقاط مختلف تهران با قاچاقچیان حرفه ای معامله می کردم و مواد مخدر مختلف دریافت کرده ، می فروختم و از ترس جان خود و فرزندانم ، دانش آموزان را به مواد مخدر آلوده می کردم.
بازپرس مهاجری با اشاره به این پرونده ، ضمن هشدار به خانواده ها، از آنها خواست ، نسبت به رفت و آمد فرزندان دختر و پسر نوجوان و جوان خود کنترل مناسبی داشته باشند تا گرفتار دامهای اینچنینی نشوند و مسوولان مدارس نیز متوجه افراد مشکوک اعم از زن یا مرد در اطراف مدارس باشند.