باور کن چیزی توی چای نریختهام. بوی گل و گیاه رومیزی است. آن موقع هم که نسیم میخورد توی صورتت باور نکردی که پنجره را باز نکردهام و نسیم باغ گل فرش است که میوزد. تو که همه نقش و نگارهای خانهات ماشینی است نباید هم باور کنی. روی فرشی که ماشین بافته و رومیزی که دستگاه چاپ کرده نباید هم عطر چای را بفهمی. دست آدمیزاد فرق دارد. روح دارد. دست هر آدمی جان و بوی خودش را دارد. پارچههای قلمکاری اصفهان هر کدام بوی خاصی میدهند. آمیختهای از بوی کتان زنده و چوب گلابی یا زالزالک که نقشها را با آن میزنند و بوی دست زندهای که نقش را جان میبخشند. گلهای روی این پارچهها زندهاند.