حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
پرسشها، جز آن آخری که میپرسد «بعد، آخرین گرافیست دنیا چه خواهد کرد» از متن حذف شدهاند و تنها پاسخها به جای ماندهاند. بعدها از شیوا پرسیدم این دیگر چه قالبی از مصاحبه بود؟ میگفت اسلامپور گفته بود از پاسخها معلوم است پرسشها چه بوده است.
آن گفتوگو علاوه بر حذف پرسشها، از یکی دیگر از ساختارهای مسلط گفتوگوهای مطبوعاتی نیز فراروی کرده بود؛ متن، بدون اشارهای در مقدمه یا در معرفی شیوا به عنوان مصاحبهشونده، با نخستین پاسخ آغاز شده بود. عجب تجربهای در ورود به جهان یک متن بدون پیشفرضها و پیشانگارههای موجود... عجب خلاقیتی؛ و از پرویز اسلاپور که شاعر شعرهای شگفت «سطحِ شبح در سفرِ پاک» و «نمک و حرکتِ ورید» همین انتظار میرفت که چنین باشد در تظاهرات تکنفره ژورنالیستیاش.
حالا 47سال پس از آن روز، علی مظاهری، روزنامهنگار دانسته روزگار ما، با «بوق اشغال»اش سراغ از شیوا گرفته است؛ بوقی که از 18سال پیش دمیدن آغازیده و فصلی تازه به کتاب گفتوگوهای مطبوعاتی افزوده است.
صابر محمدی
روزنامهنگار
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....