به گزارش خبرنگار جنایی جامجم، اوایل اردیبهشت امسال خانوادهای با حضور در اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران با طرح شکایتی از ناپدید شدن پسر 44 سالهشان که در زمینه خرید و فروش طلا، نقره و بدلیجات فعالیت میکرد، خبر دادند. پروندهای تشکیل و تحقیقات پلیسی ادامه پیدا کرد تا اینکه با گذشت چهارماه از این ماجرا ماموران ردپای شریک 35ساله او را در پرونده کشف کردند. متهم تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و رد او در خانهای اجارهای در شهرستان ملارد در غرب استان تهران به دست آمد و پیش از ظهر چهارم شهریور امسال بازداشت شد. ماموران در بازرسی از خانه او گوشی مرد گمشده را یافتند. تنها مظنون پرونده به پلیس آگاهی تهران منتقل شد و در تحقیقات گفت؛ شریکش رابه قتل رسانده و جسد او را در موتورخانه ساختمانی در خیابان صفا دفن کرده و با بتون آن را پوشانده است.
موضوع به ساسان غلامی، بازپرس کشیک قتل دادسرای جنایی گزارش شد و او همراه تیمی از ماموران اداره جرایم جنایی پلیس پایتخت در محل جنایت حاضر شدند. ماموران همراه چند کارگر، موتورخانه را جستوجو کردند و سرانجام جسد مرد ناپدیدشده را که در عمق دو متری دفن شده بود، پیدا کردند. متهم به قتل به بازپرس جنایی گفت: چند سال پیش با مقتول آشنا شدم که همصنفم بود. بعد با هم شریک شدیم. طلا، نقره و بدلیجات میفروختیم. در معامله آخرمان که چند روز قبل از جنایت بود، از او یک کیلو طلا خریدم که بعد متوجه شدم بدلی است. او را به خانهام دعوت کردم و طلاهای بدلی را نشان او دادم که مدعی شد دروغ میگویم. عصبانی شده و با میله آهنی به طرفش حمله کرده و او را کشتم. دست و پایش را با طناب بستم و به موتورخانه بردم. با بیل و کلنگ دو متر آنجا را حفر کرده و جسد را با انداختن در آن گودال دفن کردم. رویش بتون ریختم و چون نقاشی ساختمان بلد بودم روی بتون و اطراف آنجا را نقاشی کردم. میدانستم همسایهها تا چند روز در ساختمان نیستند، لکههای خون را شستم. هرازگاهی به موتورخانه سرکشی میکردم. سیمکارت مقتول را در سطل زباله انداختم و گوشیاش را برداشته و سیمکارت خودم را در آن انداختم. برای اینکه ماجرا لو نرود، خانه اجارهای را به صاحبخانه تحویل داده و با اجاره خانهای به ملارد رفتم. تحقیقات از متهم در پلیس آگاهی ادامه دارد.