حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش خبرنگار جامجم، 2 خرداد 83 ، مرد 40 سالهای به نام بهمن به کلانتری 24 کمالشهر کرج رفت و از قتل همسرش خبر داد. پلیس بلافاصله به خانه این مرد رفت و با جسد خونین شهلا 35 ساله روبهرو شد. جسد زن جوان با ضربههای متعدد چاقو از پا درآمده بود. متهم به قتل در تحقیقات گفت: از همان ابتدای زندگی مشترک با زنم اختلاف داشتم. به دنیا آمدن فرزندانمان هم اختلافهای ما را کمتر نکرد. تا اینکه همسرم پیشنهاد جدایی را مطرح کرد، اما من قبول نمیکردم که توافقی از هم جدا شویم. صبح دوم خرداد بار دیگر با هم درگیر شدیم که او فحاشی کرد و من که کنترل اعصابم را از دست داده بودم با چاقو به جان زنم افتادم.
بهدنبال اعترافهای این مرد و بازسازی صحنه جرم، کیفرخواست صادر و به شعبه 71دادگاه کیفری سابق استان تهران فرستاده شد.
در جلسه دادگاه پدر و مادر قربانی در جایگاه ویژه ایستادند و برای دامادشان حکم قصاص خواستند. وقتی بهمن پشت تریبون دفاع ایستاد خودش را به دیوانگی زد و به سوالات هیات قضایی پاسخ نداد.
با گذشت ده سال از جنایت خانوادگی و در حالی که پزشکی قانونی اعلام کرده بود گرچه بهمن به اختلال شخصیت مبتلاست اما جنون ندارد، وی بار دیگر پای میز محاکمه ایستاد. در آن جلسه پسر بزرگ مقتول گفت: «من حاضر به قصاص پدرم نیستم. به همین خاطر از خون مادرم گذشت میکنم و رضایت میدهم.پدرم بهخاطر اختلافهای قدیمی مادرم را کشت. او حالا چند سال در زندان است و به نظرم به اندازه کافی تنبیه شده است. .»
در ادامه دادگاه پدر و مادر شهلا برخلاف درخواست نوهشان به صدور حکم قصاص اصرار کردند.
در پایان آن جلسه، قضات بهمن را به قصاص محکوم کردند. حکم صادره به دیوان عالی کشور فرستاده شده بود که پدر و مادر شهلا بهخاطر کهولت سن فوت شدند و خواهرو برادرهای شهلا که ولیدم جدید محسوب میشدند درخواست قصاص را مطرح کردند. با این درخواست بهمن بار دیگر از خود دفاع کرد و به قصاص با پرداخت تفاضل دیه از سوی اولیایدم محکوم شد، ولی چون اولیایدم توان پرداخت تفاضل دیه را نداشتند پیگیر پرونده نشدند و بهمن 15سال در زندان ماند.
وی که حالا 55 سال دارد طی نامهای از قضات دادگاه کمک خواست و درخواست کرد طبق ماده 429 قانون مجازات اسلامی تکلیفش روشن شود.
وی دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران حاضر شد و به قضات گفت: باور کنید من عاشق زنم بودم و نمیخواستم از او جدا شوم. قبول دارم اعتیاد داشتم و به همین خاطر گاهی اوقات با شهلا بدرفتاری میکردم، اما هرگز نمیخواستم او را بکشم. آخرین بار وقتی با هم دعوا کردیم شهلا به خانه دامادمان رفت و در آنجا ماند. اما دامادمان واسطه شد و همسرم را به خانه برگرداند. آن شب بار دیگر با هم بحث کردیم که فرزندانمان ما را از هم جدا کردند. صبح روز بعد وقتی بچهها در خانه نبودند همسرم گفت دیگر نمیخواهد با من زندگی کند و درخواست طلاق داده است. او از من خواست تا دوستانه به دادگاه برویم و توافقی از هم جدا شویم که عصبانی شدم. او فحاشی کرد و من که کنترل اعصابم را از دست داده بودم به او حمله کردم. همسرم به حمام رفته بود که با چاقوی آشپزخانه به سراغش رفتم و او را کشتم .
این متهم گفت: من ۱۵ سال است که در زندانم. در این مدت شرایط سختی را گذراندهام و بهخاطر پیگیری نکردن اولیایدم بلاتکلیف ماندهام. حالا تقاضا دارم با حکم آزادی من موافقت کنید .
در پایان قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....