در سالهای مختلف با پروندههای مختلف سیاسی، حقوقی، قضایی و امنیتی مواجه بودیم که مردم ایران خبر چندانی از آن نداشتند و حتی آگاهی کافی نسبت به روند دستگیری، محکومیت یا آزادی فرد یا افراد مختلف مرتبط با این پروندهها ندارند اما چنین افرادی بعد از خروج از کشور پیامهای خاص خود را از طریق مصاحبه، نگارش خاطرات، تهیه فیلم و مستند در اختیار مخاطب و افکار عمومی قرار میدهند و کاملا زمام امور روایت ماجرا را بهدست میگیرند.
این تجربه بارها تکرار شده و معلوم نیست چرا از این موارد درس گرفته نمیشود. کار حتی به جایی رسید که رهبر معظم انقلاب در دیدار سالانه مسئولان دستگاه قضا به طور ویژه اهمیت کار رسانه را مورد تاکید قرار دادند اما هیچ اتفاقی نیفتاد و مسئولان وقت قوه قضاییه حتی یک جلسه، مسئولان صدا و سیما را برای ارائه مشورت دعوت نکردند. این مساله تنها منحصر به قوه قضاییه نیست بلکه شامل دستگاههای مختلف حاکمیتی میشود. این در حالی است که برای زمینهسازی رویدادها و اتفاقات باید از اهالی رسانه در صدا و سیما و خبرگزاریها جهت طراحی مساله مشورت بگیرند. این شیوه مناسبی نیست که بعد از وقوع هر رخدادی و بعد از بهرهبرداری رسانهها و محافل تبلیغاتی حریف، آن وقت اصحاب رسانههای داخلی به رفع و رجوع آن بپردازند. این شیوه کار کردن نیست و در جهان امروز هر مجموعهای که روایت اول را ارائه دهد برنده است چون در صورت تسلط فضای تبلیغاتی رقبا نمیتوان انتظار روایت پیش برنده از سوی محافل رسانهای داخلی داشت. البته در دستگاه قضا با تغییر مدیریت، نشانههای خوبی از دگرگونی فضا به چشم میخورد و امید است که در سایر دستگاههای حاکمیتی نیز ضروت تغییر روند رسانهای احساس شود.
متاسفانه در برخی از موارد هم شاهد سکوت رسانهای از سوی نهادهای رسمی درباره برخی رخدادها هستیم که به صورت مرتب مخالفان جمهوری اسلامی از هر شیوهای برای اتهام زنی علیه ایران استفاده میکنند. در حالی که این سکوت، جمهوری اسلامی را در معرض اتهام قرار میدهد و ضرورت دارد که در این زمینه فعالانه وارد عرصه شویم و میان نهادهای حاکمیتی و رسانههای داخلی هماهنگی لازم برای ارائه پیامهای شفاف و اخبار درست در جهت تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی صورت گیرد.
شهاب اسفندیاری
رئیس دانشکده صدا و سیما