نسل جوان ما بسیار باهوش و باذکاوت است و بهراحتی به سراغ رسانههای جایگزین میرود پس در سریالسازی در رسانه ملی باید مطلوبات این نسل لحاظ و از کلیشهگرایی پرهیز شود.
تکرار در برنامهسازی باعث میشود مخاطب به سمت و سوی دیگری رود. بیننده دنبال کار نو، ایده نو و جدید است و تحول و تنوع میخواهد. تلویزیون باید بداند زمان آن رسیده که تحول عملی را لحاظ کند. باید به بیننده احترام گذاشت و با وی زندگی کرد و داستانهای برگرفته از زندگی واقعی مردم جامعه خودمان را مرجع تولید قرار داد. جامعهای که هر روز با آن مواجه شده و سر و کله میزنیم از قصههای تکراری خسته است، پس باید قصههای منطبق با حوادث و حاشیهها و اتفاقات واقعی که میتواند هر روز در زندگی هر کس رخ دهد، مرجع تولید باشد.
اگر تلویزیون زود نجنبد، بسیار دیر میشود. مردم دوست دارند زندگی واقعی و طبیعیای که دور از واقعیت جامعه نباشد در سریالها به تصویر کشیده شود. بهبود وضع سریالسازی باعث میشود بینندهها به سیمای خودمان اعتماد کرده و هرگز به دیدن شبکههای ماهوارهای یا رسانههای مجازی، که به لحاظ فرهنگی هیچ وجه مشترکی با آنها نداریم، نروند.
جامعه ما نسل جوان بسیاری دارد که این نسل سلایق و سطح فکری بالایی دارد و تلویزیون باید خود را با آن وفق دهد و حقیقت این نسل را بپذیرد. حقیقت این نسل رهاشدگی در واقعیات و پرهیز از دورویی و نفاق است. میبینیم که نسل جوان حتی در برخوردهای بین خودشان هم بیتعارف حرف میزنند و علایق خود را ابراز میکنند. این نسلی است که میخواهد خودش انتخابگر باشد پس چرا نباید در محتواهای رسانه ملی حقیقت این نسل متبادر شود؟
محمد نیکبین
تهیهکننده
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)