کتاب «زندگی داستانی ای.جی.فیکری» خوراک کسانی است که عاشق دنیای کتاب‌ها و داستان‌های پراز جزئیات هستند

کتابی درباره کتاب

چه چیز زندگی ای. جی قرار است اول از همه خواننده را جذب کند؟ این که پر است از شخصیت‌هایی که هرکدام به شیوه خاص خودشان کتاب‌باز هستند و شیفته خواندن کتاب.
کد خبر: ۱۲۱۰۸۰۸

احتمالا همه کسانی که اهل کتاب خواندنند، حداقل یک بار در زندگی‌شان دوست داشتند که نویسنده باشند و خودشان داستانی بنویسند یا یک کتابفروش باشند و فرصت داشته باشند همه روز را کتاب بخوانند. ای. جی دانشجوی سابق ادبیات است که روزی با همسرش، نیک، تصمیم می‌گیرد که راه‌های بهتری از تحصیلات آکادمیک برای داشتن یک زندگی ادبی وجود دارد؛ مثل باز کردن یک کتابفروشی در زادگاه نیک، جزیره آلیس.
ما در مقطعی وارد زندگی ای. جی می‌شویم که به‌تازگی نیک را در یک حادثه رانندگی از دست داده است و دیگر دلیلی برای زندگی ندارد. (نگران لو رفتن داستان نباشید. با خواندن چند صفحه اول کتاب این موضوع را متوجه می‌شوید.) مخصوصا وقتی که کتاب خطی تیمور لنگ ادگار آلن پو، یکی از بزرگ‌ترین دارایی‌های ای.جی. را هم می‌دزدند و امیدش برای بازنشسته شدن از کتابفروشی هم از بین می‌رود. (واقعا چرا کسی باید بخواهد از کتابفروش بودن بازنشسته شود؟)
در همین تاریک‌ترین روزهای زندگی ای. جی، مایا وارد می‌شود و همه چیز تغییر می‌کند. دختری دوساله که مادرش او را در کتابفروشی سر راه می‌گذارد تا فردی فرهیخته و کتابخوان بار بیاید. (حتی شخصیت‌های حاشیه‌ای داستان هم کتاب‌باز هستند.)
سعی می‌کنم دیگر بیشتر از این داستان را لو ندهم. ولی حیفم می‌آید از شخصیت ای. جی. نگویم. مدل شخصیتی ای. جی، حتی بعد از روشن شدن دوباره زندگی‌اش، تا حدودی شبیه مردی به نام اوه است یا یک جاهایی شبیه پیرمرد سرود کریسمس. غرغرو و کمی نچسب. ولی شیوه‌ای که با آن دنیا را می‌بیند خیلی جذاب است. مثلا در همان اوایل کتاب، در صحنه‌ای که در ایستگاه پلیس افسر لمبیاس جزئیات مرگ نیک را برای ای. جی توضیح می‌دهد، واکنش‌های ای. جی. بسیار جذاب است. خودتان قضاوت کنید:
پلیس گفت: «بله، کسی مقصر نیست.»
ای. جی. جواب داد: « مردم دوست دارن این حرف رو بزنن، اما حتما کسی مقصر بوده. خودش مقصر بود. عجب کار احمقانه ای! عجب کار ملودراماتیکی! عجب داستان لعنتی دانیل استیلی نیک! اگه این اتفاق یه رمان بود، همین الان دست از خوندنش می‌کشیدم و پرتش می‌کردم بیرون اتاق.»
یا این قسمت:
«افسر لمبیاس! شما و من شخصیت‌های یه رمان بد هستیم. این رو می‌دونستین؟ چی شد که کارمون به این جا کشید؟ حتما با خودت فکر می‌کنی، مردک بیچاره، و امشب بچه‌هات رو کمی محکم‌تر بغل می‌کنی. چون این کاریه که شخصیت‌ها تو این جور رمان‌ها انجام می‌دن. می‌دونی که از چه جور کتاب‌هایی حرف می‌زنم، درسته؟ داستان یه نویسنده کله گنده، که کمی هم به بعضی از شخصیت‌های مکمل فرعی داستانش می‌پردازه، تا اثرش شبیه نوشته‌های فالکنر و کامل به نظر برسه. نویسنده چقدر به آدم‌های کوچیک اهمیت می‌ده! به آدم‌های معمولی! طرف چقدر روشن فکره!»
من معمولا در داستان‌هایی که می‌خوانم روند وقایع را با روند وقایع در عالم خودمان مقایسه می‌کنم و سعی می‌کنم تشخیص دهم چقدرش با این عالم منطبق است؛ حتی در داستان‌های علمی ـ تخیلی. چون منظورم مثلا قوانین فیزیک نیست.
در این کتاب نکته‌ای به نظرم مطابق با عالم آمد و یکی غیر مطابق. کتاب داستان حدودا 15 سال از زندگی ای. جی را روایت می‌کند. در واقع فقط لحظاتی را روایت می‌کند که اتفاق خاصی می‌افتد و از بقیه لحظات خیلی سریع می‌گذرد و انگار زندگی واقعی هم همین‌طور است. در تمام لحظاتش اتفاقات ویژه‌ای نمی‌افتد. بر عکس خیلی از کتاب‌هایی که می‌خوانیم و تعجب می‌کنیم که چقدر اتفاق برای قهرمان داستان افتاد. به قول ای. جی:
ما رمان نیستیم.
ما داستان کوتاه نیستیم.
در پایان، ما مجموعه داستانیم.
آن قدر کتاب خوانده است که بداند مجموعه داستانی وجود ندارد که همه داستان هایش معرکه باشد. بعضی از داستان‌ها عالی‌اند، بعضی‌ها افتضاح. اگر خوش شانس باشیم، یک داستان چشمگیر پیدا می‌کنیم.
و نکته‌ای از داستان که مطابق آن سیر نبود، این که شخصیت‌های بی ربط یک دفعه شیفته کتابخوانی می‌شدند یا این که به نظرم تغییر ای. جی. بعد از آمدن مایا خیلی ناگهانی و زیاد از حد بود.
و در آخر این که هر فصل با نقد ای. جی. بر یک داستان کوتاه آغاز می‌شود (و البته کاش آن داستان بیشتر بر ماجرای فصلی که آغازش می‌کند تاثیر داشت) و کلا ممکن است افرادی که از ارجاع دادن‌های زیاد در داستان خسته می‌شوند، از این داستان خیلی لذت نبرند، ولی من شخصا از اشاره به کتاب‌هایی که می‌شناختم، لذت بردم.
«زندگی داستانی ای. جی. فیکری» نوشته گابریل زوبین را انتشارات کتاب کوله پشتی منتشر کرده است.

سارا مستغاثی

روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها