در این گزارش، این ادعا و گزاره را بررسی کردهایم که آیا واقعا این طور است و هر کاری که بابک حمیدیان در آن حضور دارد، مینا ساداتی هم در آن هست یا نه؟ سوال دیگر این است که آیا همکاریهای مشترک این دو بازیگر فینفسه اشکالی دارد و اصلا چرا نباید یک زوج مستعد، توانا و امتحان پس داده در بازیگری - ولو زن و شوهر- با یکدیگر همبازی شوند؟ بحث دیگر اینکه اگر فرض کنیم حمیدیان برای حضور همسرش شرط میگذارد، آیا در همه کارها قادر به اعمال نفوذ در ترکیب بازیگران یک فیلم هست یا نه؟
هشتتاییها
بله، همکاریهای مشترک بابک حمیدیان و مینا ساداتی ممکن است این شائبه را به وجود بیاورد که آنها همیشه در هر کاری با هم هستند. مثل این شبها که این زوج روی صحنه تئاتر حضور دارند و در نمایش «جنایات و مکافات» به کارگردانی رضا ثروتی بازی میکنند. همچنین چندی پیش خبری در رسانهها منتشر شد مبنی براینکه این دو بازیگر در فیلم سینمایی در حال تولید «هستی و زمان» به کارگردانی مانی باغبانی نیز با یکدیگر همکاری میکنند. دراینصورت باید گفت بابک حمیدیان و مینا ساداتی تا اینجا در هشت اثر نمایشی با هم همکاری داشتهاند؛ سرو زیرآب (محمدعلی باشهآهنگر)، جشن دلتنگی (پوریا آذربایجانی)، خرگیوش (مانی باغبانی)، هیهات (هادی نائیجی، دانش اقباشاوی، روحا... حجازی و هادی مقدمدوست)، تنها در چند دقیقه سکوت (بهاره صادقیجم) و جنایات و مکافات (رضا ثروتی).
بله، درست میگویید! اینکه شد هفت همکاری. همکاری غایب در اینجا، بسیار عجیب و غریب و منحصربهفرد است که در همین گزارش به آن اشاره میشود.
مورد عجیب امکان مینا
این همان همبازی شدن عجیب و غریب بابک حمیدیان و مینا ساداتی است که تعداد همکاریهای این زوج را تا اینجا به عدد 8 میرساند. موقع تماشای «امکان مینا» ساخته کمال تبریزی در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر، ناگهان چشمم به بابک حمیدیان افتاد و تا بیایم ذوقزدگی از حضور او را در فیلمی که نامش در تیتراژ دیده نمیشد، نشان دهم و از اطرافیانم در سالن سینما درباره صحت حضور او بپرسم که آیا این خود حمیدیان بود یا نه، نمای کوتاه او به پایان رسیده بود و بعد از آن هم انگار نه انگار حمیدیان در این فیلم حضور داشته است. اگر به خاطر ندارید، اجازه دهید حضور او را یادآوری کنم؛ دقیقه 11 فیلم است که اپراتور مخابرات خانم پروین سرابی (مینا ساداتی) را برای ارتباط تلفنی با پاریس به کابین 3 فرا میخواند، همانموقع رزمندهای با بازی بابک حمیدیان را میبینیم که پسربچهای روی زانوی او نشسته است. او نگاهی به مینا ساداتی میاندازد و وقتی میبیند او داخل کابین میرود، از اپراتور میپرسد: «نوبت ما کی میشه؟» که جواب میشنود: «هرکابینی که خالی شد...» این حضور که تقریبا به شکل ناواضح برگزار میشود، به هرحال راهی به فهرست همکاریهای مشترک حمیدیان و همسرش پیدا میکند. هرچند در اینجا به نظر میرسد، اگر هم شرط و سفارشی بوده، از سوی مینا ساداتی اتفاق افتاد که نقش اصلی زن این فیلم را بازی میکرد. جالب اینجاست که نام حمیدیان به هیچ عنوان در تیتراژهای ابتدایی و پایانی ذکر نمیشود تا خدشهای به عجیب بودن این همکاری وارد نشود.
بلااشکال
بابک حمیدیان، از بازیگران جوان سینمای ایران است که در نخستین حضور جدی خود در سینما، یعنی در «قدمگاه»، نوید یک چهره مستعد را داد. او پس از آن با چند نقشآفرینی خوب در سینما همچون طبل بزرگ زیر پای چپ، خدا نزدیک است و بیپولی، جایگاه خود را تثبیت کرد. نکته مهم درباره حمیدیان، طیف متفاوت بازیهای اوست. مینا ساداتی هم بازیگر جوان و مستعدی است که بازیهای خوبی از او را در فیلمهایی چون سرو زیرآب، محمد رسولا... و امکان مینا و ... دیدهایم. بنابراین فارغ از پیوند زناشویی، میتوان همکاری این دو بازیگر خوب را نه تنها بلااشکال بلکه خوب و مثبت ارزیابی کرد؛ البته در صورتی که این همکاریهای مشترک، واقعا بدون پارتیبازی و اعمال نفوذ و فشار باشد و مصادف با تضییع حق بازیگران دیگر نباشد. اما اگر این همکاریها، در حد پیشنهاد و توصیه باشد، باتوجه به استعداد مینا ساداتی، نمیتوان خردهای بر آن گرفت. اما در سینمای ایران، موارد زیادی از توصیهها و پیشنهادها و شرطها را میتوان مثال آورد که آن بازیگر آشنا و خویشاوند و دوست، بههیچ وجه قابل و توانا نیست و ضمیمه او به پروژهها، ابدا نتیجه خوشایندی ندارد.
برفگرفتگی!
همکاریهای مشترک بابک حمیدیان و مینا ساداتی میتوانست از این هم بیشتر باشد. یکی از آنها احتمال بازی در فیلم «ماهگرفتگی» (سیدمسعود اطیابی) باشد که درنهایت منتفی شد و اتفاق نیفتاد. مورد محتملتر و تقریبا قطعیتر دیگر، همکاری آنها در فیلم «برف» (مهدی رحمانی) بود که حمیدیان هنگام بازی در آن از ارتفاع سقوط کرد و کمرش شکست و در نهایت هم جایش را به افشین هاشمی داد و ساداتی بازی در آن فیلم را بدون حضور حمیدیان به پایان رساند.
منهای همدیگر
با این همه، به نظر میرسد بابک حمیدیان و مینا ساداتی، از زمان آشنایی و ازدواجشان، بیش از آن که با یکدیگر همبازی شده باشند، در فیلمهای همدیگر حضور نداشتهاند! مینا ساداتی در این فیلمهای همسرش، بازی نکرده: مسخرهباز، به وقت شام، معکوس، سال دوم دانشکده من، مصادره، بادیگارد، آبجی، شکاف، داستان یک خانواده فرشچی، سیانور، استراحت مطلق، روباه و ... از جمله آثار حمیدیان منهای ساداتی هستند، در حالی که دستکم در چند مورد آنها میشد حضور و بازی ساداتی را متصور شد. از آنسو هم فیلمهایی داریم با بازی ساداتی منهای حمیدیان؛ تابستان داغ، محمد رسولا...، فروشنده، پرسه در شهر لاجوردی، هاری، عصر یخبندان، مهمونی کامی، خانه پدری، آفریقا، سعادتآباد و ... .
هر کارگردانی هم که نه
«اگر» فرض کنیم برخی بازیگران، برای حضور یک بازیگر دیگر در آثارشان، شرط میگذارند، باید دید آیا این اعمال نفوذ در کار هر کارگردان و تهیهکنندهای اتفاق میافتد یا نه. بعید است کارگردانهای پرنفوذ و پرجذبهای چون ابراهیم حاتمیکیا و امثال او، در زمینه تریب بازیگران، اهل شرط و توصیه باشند و اگر هم اعمال نفوذی باشد، بیشتر در کار فیلمسازان فیلماولی یا اهل تعامل اتفاق میافتد.
بوگارت و باکال بازی میکنند خیلی قشنگ!
بلاتشبیه این شائبه و گمانهزنی درباره مناسبات اینچنینی در سینمای ایران، آدم را یاد همفری بوگارت و لورن باکال میاندازد و در گمانی خطا، خیال باطلی میکنیم که نکند مثلا بوگی هم در هر فیلمی که میخواست بازی کند، «هم من هم فلانی» شرط میگذاشت که حتما همسرش لورن باکال هم باشد. اگر هم فرض کنیم که بوگارت از موقعیت ستاره بودن خودش استفاده و حتی سوءاستفاده میکرد، اشکالی ندارد، چون نتایج این باند زن و شوهری که درخشان بود: داشتن و نداشتن، خواب ابدی، گذرگاه تاریک و کی لارگو.
علی رستگار
سینما