jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۱۲۰۵۹۲۵   ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۸  |  ۰۰:۰۱

یادداشتی از حامد عسکری شاعر و نویسنده

سفرنامه دمعشق

جمعه است، لباس پوشیده‌ام بیایم روزنامه، واتساپ دینگ می‌کند، محمد است: عکس پاسپورتتو بفرست. من: خیر باشه کجا؟ محمد: داریم با یه جمعی میریم سوریه اگه میای عکس پاست رو بفرست امشب ساعت یازده فرودگاه امام باش، زانوهایم می‌لرزد... روزه بزاقی در دهانم باقی نگذاشته که قورت بدهم. زبانم خشت خشک و برشته‌ای است که به سقف دهنم می‌خورد و پُق پق صدا می‌دهد، دندان عقلم تیر می‌کشد، عقلم تیر می‌کشد، قصه را می‌گویم، هم به همسرم هم به رئیس، رئیس می‌گوید برو ولی از همونجا یادداشت برسون بهمون دعامون کن‌. می‌گویم چشم و کوله می‌بندم، همسرم می‌گوید با کی می‌روید می‌گویم نمی‌دانم، چند روز می‌روید؟ نمی‌دانم. کی بر می‌گردید، نمی‌دانم... .

امنه ؟ ان‌شاا... امنه‌! دلشوره توی چشم‌هایش موج می‌زند. پسرم می‌گوید کجا می‌روی؟ می‌گویم سوریه‌! می‌گوید همونجا که بالن نقی معمولی رو توی پایتخت برد؟ می‌خندیم، می‌گویم: بله‌! می‌گوید: اونجا هنوز داعش داره که تیر بندازه‌؟ می‌گویم: داره، ولی خیلی دورن! می‌گوید: برام از اونجا یه تفنگ واقعی بیار. می‌گویم: چشم!
دخترم بق کرده بغض دارد؛ می‌گویم زود بر‌می‌گردم‌! می‌گوید: حرم حضرت رقیه میری؟ می‌رم... میشه یه عروسکم رو ببری براش. می‌گویم: می‌برم... .
سفره افطار انداخته شده، دم افطار یک سکوت ملس حکمفرماست. مسخره بازی در‌می‌آورم می‌خندانمشان. همسرم می‌گوید: نمیشه منو ببری؟ روم سیاه نه‌. می‌گوید: هرجا غیر سوریه بود حلالت نمی‌کردم. می‌گویم: غلامتم! می‌گوید: مراقب خودت خیلی باش! می‌گویم چه جوری! می‌ماند! زل می‌زنم بهش! شهید شدم نری توی مصاحبه‌هات بگی خوب بود و مهربون بود و می‌دونست شهید میشه‌ها‌! من خیلی معمولی‌ام... می‌گویم خیلی عنوان همسر شهید بهت می‌آد؛ توی بغض می‌خندد و می‌گوید کوفت، لوس بی‌مزه‌... .
مراسم رد شدن از زیر قرآن و اینها انجام می‌شود، می‌بوسمشان و از خانه می‌زنم بیرون... مطمئنم از بالا توی تراس دارند نگاهم می‌کنند یک دست زنانه از بالای تراس پشت سرم آب می‌ریزد... با چهار انگشت شست و سبابه قلب درست می‌کنم نشانشان می‌دهم. سر کوچه اسنپ می‌گیرم . مقصد را به جای این‌که بنویسم فرودگاه امام خمینی می‌نویسم دمشق... عقلم تیر می‌کشد. اصلاح می‌کنم آدرس را. یک راننده درخواستم را اجابت می‌کند. دوره، دوره نشانه‌هاست، اسم راننده عباس است... آیا این نشانه نیست‌؟
ادامه دارد...

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نگاه طالبان به ابتکار صلح منطقه‌ای

نگاه طالبان به ابتکار صلح منطقه‌ای

موضوع دیدار هیات طالبان با مقامات جمهوری اسلامی از منظرهای مختلفی قابل بررسی است. شاید ریشه اصلی این مساله به روابط بین طالبان و آمریکا برگردد.

مشتری بانک درگیر شناسه شهاب نیست

مشتری بانک درگیر شناسه شهاب نیست

کد یا شناسه شهاب همان شناسه‌ای است که بانک‌ها مشتری را از طریق آن شناسایی می‌کنند،یعنی برای اشخاص حقیقی کد ملی، اشخاص حقوقی شناسه ملی و برای اتباع خارجی همان شماره فراگیر اتباع خارجی است.

فرانسه بر مدار سیاست اجبار

فرانسه بر مدار سیاست اجبار

سیاست‌های فرانسه طی سال‌های گذشته تابعی از سازوکارهای دیپلماسی اجبار،‌ همکاری‌های حقوقی و فشارهای سیاسی علیه ایران بوده است.

گفتگو

بیشتر
پشت صحنه یک «دعوت نحس»

گزارش جام‌جم از تولید جدیدترین سریال ماورائی تلویزیون که بعد از مدت‌ها قرار است روی آنتن برود

پشت صحنه یک «دعوت نحس»

راه میانبر رشد کسب‌وکار

گفت‌وگو با دکتر علی رودگر، از پایه‌گذاران هک رشد کسب‌وکار در ایران که موجب رشد بسیاری از کسب‌وکارهای نوپا و بزرگ‌ مقیاس کشور شده است

راه میانبر رشد کسب‌وکار

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
اسرار یک سکه مجازی

اگر از بیت‌کوین، ارزش آن، قوانین خرید و فروش و جزئیات دیگر آن خبر ندارید، این گزارش را بخوانید

اسرار یک سکه مجازی

غائله غربالگری

انتشار اخبار تایید نشده درباره حذف غربالگری اجباری با واکنش‌های مختلفی روبه‌رو شد

غائله غربالگری

پیشخوان

بیشتر