به گزارش خبرنگار جنایی جامجم، هفته گذشته مرد تاجری با حضوردر دادسرای ناحیه 34 تهران از همسر موقتش و خواهر او به اتهام سرقت چهارکیلو طلا شکایت کرد. با تشکیل پرونده قضایی، تحقیقات از شاکی درپلیس آگاهی تهران آغاز شد .
وی به افسر تحقیق گفت: تاجر هستم و در زمینه خرید و فروش دلار و طلا فعالیت میکنم. خانهام در یکی از پنتهاوسهای شمال تهران است. افراد زیادی از جمله مربیان معروف فوتبال که در تهران هستند و هنرپیشگان معروف مرا میشناسند و به خانهام رفت و آمد میکنند و در مهمانهای خانوادگیام شرکت میکنند. چندی پیش در یکی از همین مهمانیهای خانوادگی با خانم جوانی آشنا شدم.
شاکی ادامه داد: دوستیمان از آن شب مهمانی آغاز شد و هرازگاهی آن زن جوان و خواهرش به مهمانی من میآمدند. در پی این رفت و آمدها بود که به هم علاقهمند شدیم و او را به عقد موقت خود درآوردم. زندگی خوبی با هم داشتیم و اختلاف و درگیری با هم نداشتیم. چندی قبل چهار کیلو طلا خریدم و میخواستم بهزودی آن را بفروشم، اما به خاطر سفری که در پیش داشتم، طلاها را داخل کیفی گذاشتم و به همسرم موقتم دادم تا مراقبش باشد. زمانی که از سفر بازگشتم و برای تحویل گرفتن چهار کیلو با او تماس گرفتم، مدعی شد به سفر رفته و بهزودی برمیگردد، اما خبری از وی نشد. پس از پرسوجو متوجه شدم او و خواهرش خانههای خود را تغییر داده و به محلی نامشخص رفتهاند.
جستوجوها برای یافتن دو خواهر جوان ادامه داشت تا اینکه دو روز پیش مخفیگاه خواهرزن شاکی به دست آمد و او با هماهنگی قضایی بازداشت شد.
زن جوان به افسر تحقیق گفت: من و خواهرم در یک مهمانی با شاکی آشنا شدیم. او به خواهرم علاقهمند شد و بعد از مدتی او را به عقد موقت خود درآورد. آنها زندگی خوبی با هم داشتند، اما از چندی پیش اختلاف و درگیریهای میان آن دو بالا گرفت و خواهرم دیگر حاضر به ادامه زندگی با او نبود. خواهرم از دست تهدیدهای شوهرش به ترکیه سفر کرد و بازنگشت. شوهرش دروغ میگوید و چهار کیلو طلا را به خواهرم امانت نداده است. او با این شکایت دروغین میخواهد ما را به دردسر بیندازد تا خواهرم مجبور شود از ترکیه به ایران سفر کند و به زندگی با او ادامه دهد.
با توجه به گفتههای این زن، تحقیقات برای مشخص شدن صحت ادعای او در پلیس آگاهی در حالی ادامه دارد که خواهر او متواری است.