حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
زمانی که ما محصل مقطع ابتدایی بودیم روشهای تدریس سنتی بود و برای تکالیف نوروزی باید از اول کتاب فارسی تا قسمتی که تدریس شده بود چند بار مینوشتیم و بعد از تعطیلات آن دفتر را به معلم ارائه میدادیم که او حتی آن را تصحیح نمیکرد و فقط گوشه دفتر را پاره میکرد تا دیگر از آن استفاده نشود. تند نوشتن، جاگذاشتن کلمات، اشتباه نوشتن و بدخط بودن دستاورد این نوع تکالیف بود.
تاریخ را که مرور میکنیم پر است از تغییر مسؤولان رده بالای آموزش و پرورش و تغییر تصمیمات درباره تکالیف نوروزی. چند سالی مانور بر پیک نوروزی بود که بار علمی هم نداشت، بگذریم که عدهای از این مسیر میلیونها تومان به جیب میزدند. از گذشته اما تکالیف نوروزی تبدیل به عید و داستان شده که این روند همچنان ادامه دارد. این تکالیف برای دانشآموزان ابتدایی نسخهپیچی شده و شامل داستانخوانی، داستاننویسی و داستانگویی است.
طبق متن شیوهنامه، داستان خوانی یعنی اینکه دانشآموز به انتخاب خود و خانواده و با کمک معلم یک کتاب داستان را بخواند و خلاصه آن را بنویسد.
این کار برای همه دانشآموزان اجباری است و معلم هم باید طبق فرم (الف) اسامی آنان را با نوع داستان به منطقه تحویل دهد و یکی از دستنوشتههای هر پایه را انتخاب و به منطقه تحویل دهد و منطقه هم فرم (ب) را به استان ارسال کند، مدرسه نیز موظف به برگزاری نمایشگاه است.
با این که آموزش و پرورش میگوید با حذف پیک نوروزی و جایگزین کردن این روش میخواسته نوروزی پربار و شاد را برای دانشآموزان رقم بزند اما باید گفت چه این روش و چه آن روش هردو اوقات فراغت نوروز را تحتالشعاع قرار میدهد.
سیاستهای آموزش و پرورش متاسفانه یک بام و دو هوا است. از طرفی میگوید مشق شب نباید باشد و بچهها در مدرسه باید بازی کنند و شاد باشند و ازطرف دیگر بخشی از اوقات فراغت اصلی آنان (نوروز) را میگیرد.
نکته دیگر این که اگر دانشآموزان در طول سال تحصیلی داستاننویسی، داستانخوانی و داستانگویی را یاد نگیرند قطعا در این تعطیلات هم یاد نخواهند گرفت.
توکل واثقی
کارشناس آموزش و پرورش
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....