مرد قاتل گفت: مرا فوش داد. جهاندارشاه گفت: اعدامش کنید تا کسی نگوید در عهد جهاندارشاه بخاطر فوش آدم میکشند.
فرزندان مقتول گفتند: ایول.
مرد قاتل گفت: من بدهی دارم که باید بپردازم. مرا سه روز مهلت دهید.
جهاندارشاه گفت: کارت به کارت کن.
مرد قاتل گفت: شماره کارتش را ندارم.
جهاندارشاه گفت: از او بپرس.
مرد قاتل گفت: وسایل ارتباطی مدرن هنوز اختراع نشدهاند.
جهاندارشاه گفت: ضامن معرفی کن. چه کسی ضمانتت را میکند؟
مرد قاتل به اطرافیان شاه نگاه کرد و در میان آنان مردی را دید که قیافهاش بسیار شبیه اشخاص اسکل بود. به او اشاره کرد و گفت: این مرد.
جهاندار شاه از آن مرد که مسؤول روابط عمومی دربار بود و اسپندارخان نام داشت، پرسید: ضمانت او را میکنی؟ اسپندارخان گفت: میکنم.
جهاندارشاه گفت: اگر بازنگشت تو را اعدام میکنیم. اسپندارخان گفت: باشه. جهاندارشاه به مرد قاتل گفت: تو را مهلت دادیم. برو بدهیات را بپرداز و سه روز بعد بازگرد.
سهروز بعد، چند لحظه مانده به غروب، مرد قاتل، خسته و مانده بازگشت و خود را به مسؤول اجرای حکم معرفی کرد. جهاندارشاه رو به مرد قاتل کرد و گفت: میتوانستی برنگردی. چرا برگشتی؟
مرد قاتل گفت: ترسیدم بگویند وفای به عهد مرده است.
جهاندارشاه گفت: به به، چه حکمتآمیز. سپس از اسپندارخان پرسید: تو او را نمیشناختی. چرا ضمانتش را کردی؟
اسپندارخان گفت: ترسیدم بگویند مهربانی و اعتماد مرده است. جهاندارشاه گفت: اوففف، چه پندآموز و خاموش شد.
مرد قاتل گفت: جا دارد شما نیز بترسید بگویند عفو و بخشش مرده است و مرا ببخشید. جهاندارشاه گفت: شرمنده. شاکی خصوصی داری. اعدامش کنید و اعدامش کردند.
و به این ترتیب، دیگر کسی نگفت وفای به عهد، مهربانی و اعتماد و چارچوبهای حقوقی مردهاند و در عهد جهاندارشاه سوم بخاطر فوش آدم میکشند.
امید مهدینژاد
طنزنویس
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد