حال همین را برای یک انسان در نظر بگیرید. اینکه یک انسان یا جمعی از آنها در حال عبور از جایی هستند و با پیکر جان باخته یک انسان دیگر روبهرو میشوند. واکنش احتمالی آنها چیست؟ واکنش احتمالی انسانهای مثال ما این است که در قالب یک رفتار و آیین خاص (فارغ از اینکه چه آیینی باشد) پیکر مورد نظر را توام با تکریم، به خاک خواهند سپرد. در منظومه ذهنی و فکری و حتی فطری انسانها این امر پذیرفته نیست که پیکر یک انسان روی زمین، بلاتکلیف رها شده باشد. همچنین در منظومه ذهنی و آیینی انسانها این امر به طور پیشفرض پذیرفته شده که پیکر همنوع خود را در قالب یک رفتار و شکل خاص به خاک بسپرند. این رفتارها میتواند نشات گرفته از دین باشد یا هر پارامتر دیگری که فرهنگ آن جامعه را تحت تاثیر خود قرار داده است. مسلمانان به یک نوع، مسیحیان به یک نوع، یهودیان به یک نوع، بوداها به یک نوع و هندیها به نوعی دیگر این آیین را انجام میدهند، اما همه آنها آیین دارند.
حال با همین پیشفرض بیایید آیین ختم و تشییع پیکر یک متوفی را در فرهنگ خودمان مرور کنیم. در فرهنگ ایرانی عموما مراسم ختم و تشییع پیکر با رفتارهایی همراه بوده است که خروجی و برایند آن در نظام فکری ایرانیان مسلمان، نفع آن برای حیات پس از مرگ متوفی بوده. برگزاری مراسم در یک مکان مقدس (مسجد یا حسینیه و امثالهم)، قرائت قرآن، ذکر مصیبت اولیای دین و بزرگان، طلب مغفرت کردن برای متوفی و امثالهم. این آیین اما در چند سال اخیر با تغییراتی همراه بوده که با آیین سابق تفاوتهای ملموس دارد. نیمنگاهی به بعضی از این برنامهها ادعای این گزاره را تایید میکند. اقداماتی مانند ایراد سخنان شاد و تند سیاسی یا احساسی، شبیه شدن مراسم به یک میتینگ گروهی یا حزبی، زدن زیر آواز توسط خانمها یا آقایان و امثالهم. آیین ختم و تشییع جنازه هم مثل بعضی دیگر از آیینهای اجتماعی و فرهنگی ما در حال تغییر است. موضوعی که به حد محل تامل میتواند باشد و سوژهای برای فکر کردن.
محمدصادق علیزاده
فرهنگوهنر