با وجود این که امروزه این مساله فراموش شده است ؛ ولی دولت بوش در پاییز 2001 و بویژه در بهار 2002 با متوقف کردن سیاست های توسعه طلبانه اسرائیل در مناطق اشغالی و حمایت از ایجاد دولت فلسطین ، تلاش داشت تا احساسات ضد امریکایی و حمایت از گروه های تروریستی همچون القاعده را در جهان عرب کمتر کند.
بوش ، اهرم های بالقوه متعددی برای اجرای طرح خود در اختیار داشت. او می توانست اسرائیل را به کاهش حمایت های اقتصادی و دیپلماتیک ایالات متحده تهدید کند و مطمئنا مردم امریکا از این برنامه های او حمایت به عمل می آوردند. یک نظرسنجی در سال 2003 نشان داد در صورتی که اسرائیل در برابر فشار ایالات متحده برای فرونشاندن منازعات مقاومت می کرد، 60 درصد امریکایی ها، مایل به قطع کمکها به اسرائیل بودند و این میزان در بین امریکاییان از نظر سیاسی فعال ، به 70 درصد افزایش می یافت. البته 73درصد می گفتند که ایالات متحده ، از هیچکدام از طرفین نباید حمایت کند. با این همه ، دولت بوش در تغییر دادن سیاست های اسرائیل شکست خورد و در عوض ، واشنگتن از دیدگاه های تندروانه اسرائیل حمایت کرد. دولت امریکا، توجیه اسرائیل را پذیرفت و از این رو ایالات متحده و اسرائیل به نقطه مشترکی رسیدند.
در فوریه 2003، واشنگتن پست ، وضعیت را در یک تیتر چنین خلاصه کرد: «بوش و شارون در مورد سیاست خاورمیانه ای تقریبا هم عقیده هستند». مهمترین علت چرخش سیاست خارجی ایالات متحده ، لابی اسرائیل بود. ماجرا در اواخر سپتامبر 2001هنگامی شروع شد که بوش به شارون فشار آورد تا در مناطق اشغالی از خود خویشتنداری نشان دهد. با این که بوش انتقاداتی به عملکرد یاسر عرفات داشت ؛ ولی به شارون فشار آورد تا به شیمون پرز، وزیر خارجه اسرائیل اجازه دهد با رهبر فلسطینیان ، یعنی یاسر عرفات دیدار کند. بوش همچنین علنا اعلام کرد از تشکیل یک دولت فلسطینی حمایت می کند. شارون که از این اقدامات نگران شده بود، بوش را متهم کرد تلاش دارد تا اعراب را با هزینه کردن از اسرائیل ، آرام کند و هشدار داد اسرائیل چک و اسلواکی نخواهد شد. بوش از این که شارون او را به نویل چمبرلین تشبیه کرده بود، بسیار خشمگین شده بود. آری فلیشر رئیس انتشارات کاخ سفید، اظهارات شارون را غیرقابل قبول خواند. نخست وزیر اسرائیل ، یک دفاعیه مقدماتی ارائه کرد ولی بزودی به نیروهای لابی پیوست تا دولت بوش و مردم امریکا را متقاعد کند ایالات متحده و اسرائیل با تهدید مشترک تروریسم مواجه هستند. مقامات اسرائیل و نمایندگان لابی ، پیوسته اعلام می کردند که اساسا هیچ گونه تفاوتی بین یاسر عرفات و اسامه بن لادن وجود ندارد و اصرار داشتند که ایالات متحده و اسرائیل ، باید رهبر منتخب فلسطینیان را منزوی کنند. لابی همچنین در کنگره نیز دست به کار شد. در 16نوامبر، 89 سناتور نامه ای به بوش نوشتند و از او خواستند تا با عرفات دیدار نکند، و نیز از او خواستند تا ایالات متحده از تلافی جویی و کشتار فلسطینیان توسط اسرائیل ممانعت نکند و اصرار داشتند که دولت بوش به طور علنی اعلام کند قاطعانه از اسرائیل حمایت می کند. نیویورک تایمز گزارش داد این نامه ، از دیدار 2هفته پیش رهبران جامعه یهودیان امریکا و سناتورهای مهم ، ناشی می شد و نیز اضافه کرد که آیپاک ، نقش ویژه ای در تدوین مفاد این نامه داشته است. تا اواخر نوامبر، روابط بین تل آویو و واشنگتن به طور چشمگیری بهبود یافت.
علت این مساله ، در درجه اول ، اقدامات لابی اسرائیل و نیز پیروزی های اولیه امریکا در افغانستان بود که نیاز امریکا به کمک اعراب برای مقابله با القاعده را کمتر می ساخت . شارون در اوایل دسامبر از کاخ سفید دیدن کرد و ملاقات دوستانه ای با بوش نیز داشت. ولی مشکل دوباره در آوریل 2002 فوران کرد، چرا که IDF، عملیات سپر دفاعی را آغاز کرد و تقریبا تمام کرانه غربی را دوباره اشغال کرد.
استفن والت / جان میراشمایر
مترجم: یعقوب نعمتی وروجنی